تهدید اصلی برای غرب، عربستان سعودی است؛ نه ایران

جان بریدلی
روزنامه ایشین ایج (هند)

الان فقط نامی از «عوامیه» یعنی یک شهر عربستان باقی مانده است. این شهر نیز مانند بسیاری از شهرهای عراق، سوریه و یمن شاهد اجرای تنفر سنی ها نسبت به شیعیان بوده است. ماه گذشته سازمان ملل شهر عوامیه را بعنوان محلی برخوردار از اهمیت ویژه فرهنگی و مذهبی اعلام نموده بود. اما فقط چند روز بعد از این اعلام، رژیم عربستان به بهانه مبارزه با سلول های تروریستی پشتیبانی شده توسط ایران، علیه ساکنان شیعه این شهر حمله ای را به راه انداخت.
سعودی ها، بدون استثنا، علیه کل جمعیت غیرنظامی عوامیه با جنگنده ها، راکت ها، نارنجک ها، رافائل ها، توپخانه سنگین و خودروهای زره پوش حمله کردند. بیش از دوازده نفر از جمله یک کودک سه ساله کشته شدند. صدها نفر از افراد جوان دستگیر شدند. حداقل ۵۰۰ واحدهای مسکونی با خاک یکسان شد و حدود هشت هزار نفر از خانه های باقی مانده خود به زور اخراج شدند. سربازان سعودی فیلم های خود را در حال جشن و رقص در بین خرابه های این شهر که قبلاً یک شهر زیبا بود تهیه نمودند.
سربازان سعودی بر روی تابلوی یک روحانی شیعه از استان شرقی، نمر النمر، پایکوبی می کردند. نامبرده سال گذشته به اتهام خیانت اعدام شده بود. آنان شیعیان محلی را بعنوان «کافر» و «سگ» تلقی می کنند. این زبان مشابه زبان برادران افراطی وهابی شان در عراق و سوریه می باشد که بعد از کشتار شیعیان به حکم داعش جشن می گیرند. گفته می شود در آینده نزدیک اعدام ۱۴ تن از فعالان محلی شیعه، از جمله نوجوان معلول، صورت خواهد گرفت. بسیار تعجب آور بود که رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ، بعد از چنین قتل عام فرقه گرایانه‌ای، در ماه می به مناسبت افتتاح مرکز جدید مبارزه با تروریسم اسلامی در ریاض در کنار پادشاه عربستان سلمان ایستاده بود. آقای ترامپ در سخنرانی اصلی خود در این برنامه بطور بی شرمانه ایران و همپیمانان شیعه این کشور را بعنوان آغازگران تروریسم و خونریزی فرقه‌ای در منطقه محکوم نمود. در گذشته، چنین دورویی عربستان به بهانه فروش تسیلحات به ارزش میلیارد ها دلار به شاهزادگان تمسخر شده و به آن توجه نمی شد.اما دیگر فرصت چنین نمایش مسخره ای وجود ندارد.
ماه گذشته، رئیس سابق سازمان اطلاعاتی انگلیس MI5 جوناتان ایوانس هشدار داد که بریتانیا حد اقل برای مدت ۳۰ سال آینده با تهدید تروریسم اسلامی روبرو خواهد بود. فقط یک تحلیلگر چشم بسته می تواند نگرانی نامبرده را درک نکند. با توجه به اینکه داعش در آستانه سقوط قرار دارد هزاران نفر جهادی که غرق در ایدیولوژی وهابی خلافت می باشند به انگلیس و اروپا بر می گردند و مصمم هستند رویای کشتار کفار را زنده نگهدارند. این تمدن خود ما می باشد که با تهدید واقعی بقا روبرو شده است. اروپا در طول موج حملات تروریستی در اسپانیا، فنلاند، انگلیس و بلژیک شاهد وقوع واقعه جهادی حداقل یک بار در هر هفته بوده است. یک گزارش اخیر که دولت انگلیس اجازه انتشار آن را نداد نشان داده است که قسمت عمده بودجه برای مساجد در انگلیس که به افراط گرایی اسلامی تشویق می نمایند و نقش مهمی را در رادیکالی کردن جهادی های بومی ایفا می نمایند و ایدیولوژی وهابی را پیروی می کنند از عربستان سعودی و سایر کشورهای عرب خلیج (فارس) می آید.
این نتیجه گیری ها با سایر مطالعات گسترده انجام شده در آمریکا و اروپا راجع به گسترس افراط گرایی مطابقت دارند و همه آن وهابیت رشد یافته توسط عربستان را مسئول و سنگین ترین تهدید برای امنیت و ارزش های ما می دانند. همه این گزارش ها توسط کسانی نادیده گرفته شدند که به نام ما حکومت می کنند. بنا بر این به عربستان سعودی از سوی نخبگان سیاسی خائن ما چراغ سبز نشان داده شده است تا تضمین نماید که با توجه به اینکه رویای خلافت در خاور میانه از بین می رود، جهاد کشنده باید با سرعت فزاینده در دروازه های تمدن ما رشد کند. این دلیل که اطلاعات محرمانه حاصله از عربستان سعودی به پیشگیری از حملات کمک می کنند، با در نظر گرفتن تعداد عملیات تروریستی که به رغم این اطلاعات انجام می شوند، هرچه بیشتر بی اساس ثابت می شود. اظهاراتی مانند این که باید زندگی کردن در کنار ظلم های جهادی را همانطور یاد بگیریم که زندگی کردن در کنار لرزش زمین و طوفان ها را یاد گرفته ایم کمتر عصبانی کننده نیست.

حملات تروریستی پدیده طبیعی نیستند. این حملات نتیجه شرایطی ایجاد شده در اثر تصمیم های سیاستمداران می باشند. اگر ما امیدی راجع به مبارزه با این تهدید اسلامی داشته باشیم، سیاستمداران باید اول این حقیقت را بپذیرند که مهاجرت جمعی مردان اکثراً جوان مسلمان به اروپا که در آنجا اسلام وهابی تأمین بودجه شده توسط سعودی ها بر مساجد و مدارس غالب شده است بمنزله خودکشی فرهنگی می باشد. بعلاوه، درک سیاسی راجع به درگیری شیعه و سنی در خاورمیانه و چگونگی ارتباط این تحول با تهدید تروریستی اسلامی باید بار دیگر مورد بررسی قرار بگیرد. ظلم در شهر عوامیه پوچی این فکر را نشان می دهد که وهابی ها در مبارزه علیه افراط گرایی دوست ما هستند و این که شیعیان دشمن اصلی ما می باشند کاملا برعکس واقعیت است.
در عربستان سعودی افراد غیرمسلمان اجازه ندارند دین خود را در ملا عام رعایت کنند در حالی که قانون اساسی ایران از حقوق مردم مسیحی و یهودی حفاظت می کند (یکی از خاطرات خوب بنده وقت گذراندن با مردم یهودی در تهران و اصفهان می باشد). شیعیان، مانند یهودیان، و برعکس وهابی ها، علاقه ای ندارند که دیگران را به دین خود دعوت کنند و ایرانیان در اظهارات ضد صهیونیستی دولت ایران بین اسرائیل و یهودیان تفکیک قائل می شوند. عربستان سعودی همه مردم شیعه را به شدتی بیش از نفرت نازی ها علیه یهودیان محکوم می نماید.
ایران دارای دموکراسی و رسانه های فعالی است. این رسانه ها از رسانه های عربستان سعودی بسیار بهتر هستند. بعلاوه، هر موقع که پاراگماتیسم جغرافیایی سیاسی اقتضا می کرد، ایران با غرب همکاری نزدیکی داشته است. از سوی دیگر سعودی ها و متحدانشان در جوامع اطلاعاتی غربی، از طریق پرداخت پول به شبه نظامیان دستنشانده جهادی خود، همیشه علیه ما کار کرده اند. بعد از حملات یازده سپتامبر، که اکثر عاملین آن سعودی بودند، ایران صدها نفر از تروریست های عرب را دستگیر کرده و به منظور کمک به مبارزه علیه تروریسم به واشنگتن اطلاعات محرمانه را نیز تأمین نمود. در سال ۲۰۰۹، تهران بطور علنی به واشنگتن جهت بازسازی و تثبیت افغانستان پیشنهاد کمک کرد. دو سال بعد این دو کشور در خصوص عراق با یکدیگر گفتگو کردند که در نهایت موفق نبود. بدون قربانی های قهرمانانه نظامی ایران و متحد شیعه آن، حزب الله، در میدان جنگ، داعش هرگز در لحظات نهایی زندگی خود نمی بود و جهادی های القاعده (که ما به آنان تسلیحات، آموزش و پول دادیم) نیز در فکر حفاظت زندگی خود نبودند.
آمریکا در عراق در مبارزه مشترک علیه داعش در کنار ژنرال های ایرانی کار کرده است. حتی امروز، نیروهای ویژه آمریکا با ارتش لبنانی کار می کنند در حالی که ارتش لبنان در همکاری با حزب الله علیه تروریست های اسلامی فعالیت می نماید. این تروریست ها توسط عربستان و سایر کشورهای سنی تشکیل شده بودند و هنوزهم سرگرم خونریزی در آنسوی مرز سوریه می باشند. چرا ما این طرف داستان را گوش نمی کنیم؟ یک دلیل این است که تقریباً همه «کارشناسان» این منطقه که برای روزنامه های آمریکایی مقاله های بی شماری می نویسند و به مقامات سازمان های اطلاعاتی آمریکا توصیه می نمایند و در برنامه های تلویزیونی حضور پیدا می کنند برای اندیشکده هایی کار می کنند که توسط پادشاهی های عرب یا اسرائیل تأمین بودجه می شوند.

چاپ نوشتار