تاریخ: ۱۲:۴۴ :: ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
چرا ایالات متحده در جهان مقبولیت ندارد؟

عبدالرضا غفرانی

در کتاب روان شناسی سیاسی در روابط بین المللی ، نوشته خانم دکتر رز مکدرمات ، که استاد علوم سیاسی در دانشگاه معروف و معتبر براون در رد آیلند آمریکاست ( این کتاب توسط این نگارنده به فارسی برگردانده و دو سال پیش در سایت عصر دیپلماسی منعکس شده است) ، در مقدمه کتاب خود چنین نوشته است :”… چگونه مردم سایر کشور ها می توانند از آمریکا و آمریکائی ها تا این اندازه تنفر  داشته باشند، در حالی که ما آمریکایی ها اکثرا چنین تصور می کنیم انسان های بسیار خوب و منصفی هستیم که به حقوق فردی و حقوق بشر دیگر کشور ها بسیار علاقمندیم؟….”.

البته نویسنده کتاب پاسخ به این سئوالات را مربوط به عوامل روانی و روان شناختی می داند و استدلال های خاص خود را دارد و در این مقال منظور بحث در مورد نظرات نویسنده کتاب مذکور نیست.

اما این سئوالات، که واقعیت دارند، موضوع جدیدی نیست. بیش از چهل سال پیش ، که این نگارنده در هولپیمائی جمهوری اسلامی ایران ( هواپیمائی ملی ایران سابق) کار می کردم و هنوز وارد وزارت امور خارجه نشده بودم، از یک آمریکائی رنگین پوست که یک مکانیک ساده بود به کرات می شنیدم ، که این نفرت را ناشی  از سیاست های غیر واقع بینانه و غیر عقلائی دولت متبوع خود می دانست و به شدت از آن سیاست ها انتقاد می کرد. در آن زمان جنگ خونین و بی دلیل ویتنام در اوج خود بود. دقیقا بیست سال بعد معاونتی و یا بخشی در وزارت امور خارجه آمریکا ایجاد شد که وظیفه آن این بود که در تمام دنیا و کشور ها بررسی و مطالعه کند که علت و یا علل این نفرت و عدم مقبولیت را بررسی ک و پیدا نموده و در از بین بردن آن تلاش کند. طبق گزارشات، میلیون ها دلار هزینه این برنامه شد و موفقیت یا عدم موفقیت آن چیزی است که افکار عمومی جهان باید در مورد آن قضاوت کنند.

اما اکنون و در جهان امروز که شرایط نسبت به چهل سال پیش بسیار تغییر کرده است و به دلیل پیشرفت خارق العاده وسائل ارتباط جمعی و یا آن چه این روزها مصطلح است انفجار اطلاعات، پاسخ به سئوال نویسنده کتاب، که یک استاد دانشگاه است و یا آن تکنیسن ساده چندان دشوار نیست. قبل از هر چیز باید این واقعیت را مورد نظر قرار داد که مردم عادی آمریکا انسان های خوب ولی ساده و خیلی  تاثیر  پذیر هستند. کما این که تمام مردم جهان دیدند چگونه فریب وعده ها و جار و جنجال های فردی به نام ترامپ را خوردند و آلان نتایج آن به تدریج نمایان می شود. لذا به نظر می رسد این مردم آمریکا هستند که مقصرند  چون افرادی را انتخاب می کنند که بیشترین صدمه را قبل از همه به خود آن ها می زنند و البته اوضاع جهان را هم بحرانی و متشنج می نمایند.

واقعا تاسف بار است که دستگاه عریض و طویل دیپلماسی ایالات متحده در چند دهه گذشته فقط از دو وسیله استفاده کرده است، یکی تهدید همراه با زور و تجاوز نظامی و دیگری تحریم های غیر عادلانه علیه کشور ها ی مختلف. طبیعی است که این دو وسیله حاصل دیگری جز تخریب، کشتار و آوارگی مردم کشور های مختلف نداشته است. عجیب تر این که ناکامی این سیاست ها را آمریکائی ها بار ها تجربه کرده اند ولی باز هم آن را تکرار کرده و می کنند و همیشه نتیجه ای جز خرابی و کشتار مردم بی گناه نه تنها برای مردم دنیا بلکه مردم ساده و زود باور آمریکا نداشته است. بی شک مادام که این سیاست ادامه داشته باشد به طور منطقی نباید انتظار نتیجه غیر از این را داشت. بنابر این به راحتی می توان پاسخ نویسنده کتاب مذکور و تحقیق و بررسی معاونت مربوطه در وزارت امور خارجه و خود دولت آمریکا را در طرز فکر مردم این کشور جستجو کرد و نه در میان سایر ملل و یا کشور های دیگر .

از قدیم این گفته پر معنی همیشه رواج داشته است که “کسانی که تاریخ را فراموش می کنند محکوم به تکرار آن هستند “. به جرات می توان گفت که این دولت و ملت آمریکا هستند که باید بیشتر از هر کشور و ملت دیگر این واقعیت را بپذیرند و بدان عمل کنند.

چاپ نوشتار