تاریخ: ۱۴:۰۲ :: ۱۳۹۶/۰۵/۱۹
ترامپ در مورد توافق هسته ای ایران دو گزینه بیشتر ندارد

رایان کاستلو

هافینگتون پست

اعضای کنگره آمریکا که خواستار افزایش فشار جرج دبلیو بوش بر عراق به علت ادعای وجود برنامه تسلیحات کشتار جمعی موهوم در آن کشور بودند، در سال ٢٠٠٢ و پیش از رای گیری برای صدور مجوز اعلان جنگ به عراق ، باگزینه سوم ظاهراً متقاعد کننده ای مواجه شدند. به آنها گفته شد که با اقدام به جنگ بوش علیه عراق یا حمایت صریح او از این جنگ مخالفت نکنند، زیرا رای دادن به جنگ علیه عراق می تواند کاخ سفید را به اعمال فشار بر صدام حسین و کسب امتیازات دیپلماتیک از او قادر سازد. ولی هیچ طرح دیپلماتیک جدی وجود نداشت و بوش با استفاده از مجوز ورود به این جنگ، به هدف نهایی خود یعنی تغییر رژیم عراق، دست یافت. بسیاری از اعضای کنگره با رای دادن به نفع این جنگ با هدف تقویت مسیر موهوم دیپلماتیک، فریب خوردند.
این دقیقاً همان چیزی است که مخالفان توافق هسته ای یا برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) درسر دارند و تلاش می کنند تا یک گزینه سوم موهوم را جدای از پاره کردن توافق یا حفظ آن، به ترامپ ارائه دهند. مخالفان عقیدتی برجام مانند سناتورها تام کاتن (جمهوری خواه از ایالت آرکانزاس)، مارکو روبیو (جمهوری خواه از ایالت فلوریدا)، دیوید پرود (جمهوری خواه از ایالت جرجیا) ، تد کروز (جمهوری خواه از ایالت تگزاس) و مارک دوبوویتس از بنیاد دفاع از دمکراسی ها از ترامپ می خواهند که از تائید پایبندی ایران به برجام و تائید این نکته که پایبندی آمریکا در دوره نود روزه منتهی به اواسط ماه اکتبر به نفع ملی آمریکاست، امتناع کند. آنها می گویند ترامپ پس از امتناع از تائید پایبندی ایران، می تواند همچنان از اعمال تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای در راستای تعهدات آمریکا تحت برجام صرف نظر کند.
ولی ترامپ با عدم تائید پایبندی ایران به توافق هسته ای، هیچ طرحی برای حفظ برجام ندارد و به احتمال قریب به یقین، نتیجه نهایی این اقدام – خواه از طریق اقدامات کنگره، دولت آمریکا یا ایران – نابودی این توافق خواهد بود.
چند علت وجود دارد که چرا “گزینه سوم” مورد نظر مخالفان برجام در مورد ایران قابل اعمال نخواهد بود. نخست آن که، به موجب قانون بازنگری توافق هسته ای ایران که انجام تائیدهای نود روزه را ملزم ساخته است، کنگره تحت تسلط جمهوریخواهان می تواند تحریم های لغو شده تحت توافق هسته ای را با وضع قانون، باردیگر و با سرعت اعمال کند و در این صورت، هواداران برجام به دشواری خواهند توانست مانع تصویب این قانون شوند. با توجه به این نکته که حتی یک جمهوریخواه حاضر در کنگره نیز به حفظ توافق هسته ای رای نداده است و اکثریت چشمگیر جمهوری خواهان در سنا نامه تدوین شده از سوی سناتورکاتن به رهبر معظم ایران و اعلام این هشدار او که رئیس جمهور بعدی می تواند هرگونه توافق هسته ای را با یک چرخش قلم بی اثر کند، امضا کرده اند، به دشواری می توان دید که میچ مک کانل یا پل رایان هنگام کسب فرصت نابودی توافق هسته ای که به شدت مخالف آن هستند، از خود خویشتنداری نشان دهند و این واقعیت که رئیس جمهور را نیز از قرار در کنار خود دارند، تنها باعث جسور شدن آنها خواهد شد.
حتی اگر کنگره در اعمال دوباره تحریم ها تردید کند، علت دیگری برای این مساله وجود دارد که چرا عدم تائید پایبندی ایران شاید باعث نابودی توافق هسته ای شود. ترامپ برای امتناع از این تائید یا باید ادعا کند که ایران به توافق پایبند نبوده است، یا خاطر نشان سازد که تداوم لغو تحریم ها مطابق با تعهدات امریکا، دیگر به نفع امنیت ملی نیست. چنین موضعی می تواند فشار بیش از اندازه ای را بر ترامپ و دولت او برای عمل به وعده خود و لغو برجام وارد سازد.
آیا ترامپ که ظاهراً تحت تاثیر غرور و قصد خود برای برهم زدن دستاورد سلف خود قرار دارد، در برابر فشار استیو بانون، مایک پمپئو و دیگر مخالفان عقیدتی برجام در دولت خود دوام خواهد آورد؟ آیا ترامپ به جان بولتون و دیگر کارشناسانی که در برنامه های خبری کابلی مانند ” فاکس اند فرندز” خواستار نابودی برجام هستند، بی اعتنا خواهد بود؟ بعد از طرح عدم کارایی توافق هسته ای، دیگر علت چندانی برای این توقع وجود ندارد که ترامپ کسانی را نادیده بگیرد که رئیس جمهور را با خود همراه دارند و به دنبال نابودی کامل برجام هستند.
افزون براین، نمی توان احتمال اتخاذ اقدامات هجومی از سوی ایران را نادیده گرفت که با هدف واداشتن ترامپ به نابودی توافق هسته ای صورت می گیرد. تاکنون و با وجود اقدامات قابل بحث امریکا – از جمله دلسرد کردن رهبران گروه بیست از سوی ترامپ برای عدم خودداری از دادوستد – که ناقض برجام است، ایران از خود خویشتنداری نشان داده و نگران بحران های شدیدتر در آینده بوده است. اگر توافق هسته ای به واسطه امتناع ترامپ از تائید پایبندی ایران نابود شود – اقدامی که ورود شرکت های تجاری مشتاق تجارت تحت برجام را به شدت تضعیف خواهد کرد – خویشتنداری ایران نیز احتمالاً پایان خواهد یافت. ایران اعتراض خود را ازطریق کمیسیون مشترک برجام مطرح و تلاش خواهد کرد که میان دیگر اعضای توافق هسته ای با امریکا فاصله ایجاد کند  تا او طرفی باشد که توافق هسته ای را نابود می کند.
پس از نابودی برجام، ایران آزاد خواهد بود تا فعالیت های هسته ای خود را از سر بگیرد، آمریکا منزوی و بدون اهرم فشار باقی خواهد ماند و ترامپ و مشاوران جنگ طلب او فوراً با یک تصمیم عاجل دیگر – اجازه دادن به ایران برای پیشرفت در جهت کسب جنگ افزار هسته ای یا اتخاذ اقدامات پرهزینه نظامی به امید ایجاد تاخیر ولی نه لزوماً جلوگیری از دستیابی ایران به توان بازدارندگی هسته ای – مواجه خواهند شد.
ترامپ برای جلوگیری از بروز این فاجعه، می تواند در اواسط ماه اکتبر به تائید پایبندی ایران اقدام و بیان کند که حفظ توافق هسته ای به منفعت امریکاست. ولی اگر ترامپ به امید فشار بر ایران، گزینه نادرست عدم تائید پایبندی این کشور را انتخاب کند، همان فاجعه ای را به بار خواهد آورد که درصورت پاره کردن توافق به دست خود باعث آن می شد.

چاپ نوشتار