تاریخ: ۱۸:۱۱ :: ۱۳۹۶/۰۵/۱۶
تا شورای امنیتی در سطح ملت‌ها

مرحوم علامه سید محمد حسین فضل الله
(طلال سلمان، روزنامه نگار برجسته لبنانی، این مقاله را که در تابستان سال ۲۰۰۶ برای روزنامه السفیر به نگارش درآمده بود، امروز مجدداً در سایت اختصاصی خود منتشر ساخت)

نقش سازمان ملل متحد حل مسائل و تنش‌های سیاسی و امنیتی جهان است؛ به‌نحوی‌که امنیت و ثبات در آن ایجاد شود. ازجمله مهم‌ترین وظایف این سازمان ایجاد ثبات در کشورهای جهان سوم است؛ به‌ویژه کشورهای خاورمیانه که در آن جنگ و درگیری در سایه اختلافات سیاسی داخلی و خارجی به شکل روزافزونی در جریان است. ازجمله مهم‌ترین این درگیری‌ها باید به درگیری‌های عربی- اسرائیلی و جریانات تروریسم و نیز جنگ‌های ویرانگر آفریقا و همچنین سودان، مسئله اشغال عراق توسط آمریکا و انگلستان و نیز اشغال افغانستان و غیره در سراسر جهان اشاره نمود.
اما در این میان برخی ملاحظات قابل بحث درباره نظام سازمان ملل مطرح است:

اول: موقعیت اعضای دائم شورای امنیت که حق وتوی قطع‌نامه‌های صادره از مجلس شورای امنیت را در اختیار داشته و راه را برای ارائه هرگونه راه‌حل مؤثر در جریان درگیری‌های جهانی سد می‌نماید. چراکه هرگونه راهکاری که با منافع این قدرت‌ها در تضاد باشد از جانب آنان وتو خواهد شد و از این طریق این قدرت‌ها هرگونه اقدامی از سوی شورای امنیت را تحت کنترل خود می‌آورند. با این تفاسیر حضور سایر اعضای سازمان ملل نیز یک حضور نمادین و تبلیغاتی صرف است. این درواقع دیکتاتوری محضی است که توسط قانون سازمان ملل به‌طور غیرقانونی اعمال می‌شود. اعضای دائم شورای امنیت صرفاً با توجه به مسائل و اختلافات سیاسی ناشی از منافع خود از این حق وتو استفاده می‌کنند و تلاش می‌کنند از این حق برای تغییر در تصمیم‌گیری‌های اساسی در صحنه سیاست بین‌المللی استفاده کرده و رسالت غایی شورای امنیت را به‌عنوان ابزاری برای توازن قوا بین احزاب و هم‌پیمانان خود به‌کارگیرند. به‌گونه‌ای که تصمیمات سازمان ملل یا منافع آن‌ها را تأمین می‌کند و یا در صورت تهدید منافع این کشورها هرگونه تصمیم با وتو مواجه خواهد شد. این سیستم نه‌تنها سازمان ملل را در حل‌وفصل مشکلات جهانی مستأصل کرده، بلکه موجبات فلج شدن کشورهای جهان سوم را نیز فراهم آورده است.

دوم: پیچیدگی‌های منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی موجود در روابط فی‌مابین کشورهای بزرگ به حدی است که همواره با منافع سایر کشورهای بزرگ در تضاد و تعارض قرار می‌گیرد و چه‌بسا همواره استعداد برهم زدن  توازن قوا را دارد. این همان چیزی است که امروزه در روابط آمریکا با کشورهای اروپایی و یا روسیه و چین ملاحظه می‌کنیم. بنابراین روابط و منافع کشورهای بزرگ منافع کشورها و مردم کشورهای ضعیف‌تر را تحت‌الشعاع قرار داده و شورای امنیت به‌خوبی ابزار این مصادره منافع را در اختیار کشورهای بزرگ قرار می‌دهد. هرچند برخی از کشورهای کوچک نیز به‌عنوان عضو موقت در این شورا عضویت دارند اما با توجه به عدم در اختیار داشتن اهرم‌های تصمیم‌گیری و اعمال فشار این حضور نیز یک حرکت نمادین بیش نبوده و هیچ اثر کاربردی ندارد. بر این اساس باید اذعان داشت که سازمان ملل متحد ممکن است خدمات شایانی را به مردم کشورهای اعضای دائم دارای حق وتوی خود عرضه دارد اما در مورد مردم کشورهای ضعیف‌تر این سازمان به شکل معکوس عمل کرده و به اهرم فشاری برای اعمال تحریم‌ها و ایجاد وجاهت قانونی برای اقدامات غیرقانونی کشورهای بزرگ‌تر تبدیل‌شده است.

سوم: نقش دبیر کل سازمان ملل در تأمین منافع مردم دنیا و حفاظت از آن نیز اثر چندانی ندارد چراکه وی بدون در اختیار داشتن هیچ اهرم فشاری در برابر نیرو و جلال و جبروت اعضای دائم شورای امنیت به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا عملاً توان هیچ مقاومتی ندارد و با کوچک‌ترین مقاومتی مقام و موقعیت خود را در خطر نابودی خواهد دید. همان‌گونه که دبیر کل سابق سازمان ملل با طرح مسئله کشتار روستای قانا در جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی در شورای امنیت و محکوم کردن اسرائیل به‌راحتی کنار گذاشته شد.

چهارم: حقیقت آن است که شورای امنیت و سازمان ملل متحد به‌راستی تحت کنترل آمریکا قرار دارد و سیاست‌های آمریکایی همواره در تصمیمات قطع‌نامه‌های صادره از سازمان ملل نقش مستقیم داشته است. به‌ویژه در مسئله اسرائیل هرگونه مخالفت با این رژیم و هر تحرکی که منافع آن را تهدید کند از سوی آمریکا به‌شدت سرکوب می‌شود. قتل‌عام‌های وحشیانه مردم فلسطین، لبنان، ترورها و خرابکاری‌های امنیتی، نظامی و سیاسی و اقتصادی که از سوی این رژیم صورت می‌گیرد همواره از سوی آمریکا سانسور شده است. نسل‌کشی‌ها و قتل‌عام‌ها و کشتار زنان و کودکان و افراد سالخورده که از سوی این رژیم هر روزه صورت می‌گیرد به‌عنوان دستاوردی مثبت در مقابل شکست‌های پیاپی اسرائیل بزرگنمایی می‌شود.
شورای امنیت در سایه واقعیت خونین و تلخ زندگی این روزهای مردم کشورهای جنگ‌زده برای خوش‌آیند آمریکا و انگلیس و در راستای تأمین منافع آنان قطعنامه آتش‌بس صادر می‌کند تا وجهه ایالات‌متحده و هم‌پیمانانش را دوباره تقدیس کند و موقعیت اسرائیل را از هرگونه گزند و تهدید احتمالی بر حذر دارد.  به‌ویژه پس‌ازآن که شکست‌های پی‌درپی اسرائیل در برابر مقاومت حزب‌الله، جایگاه و منزلت و ابهت پوشالی اسرائیل را بیش‌ازپیش متزلزل ساخته است.

نباید فراموش کنیم که حمله آمریکا و انگلستان به عراق با مجوز شورای امنیت به بهانه دروغ بزرگ کشف سلاح‌های کشتارجمعی صورت گرفت تا از این طریق به حمله خانمان‌سوز و ویرانگر آنان مشروعیت بخشیده و سال‌ها اشغال و تجاوز و پایمال کردن حقوق مردم این کشور را توجیه نماید. قطع‌نامه‌های مزبور همواره به بهانه مبارزه با تروریسم صادر می‌گیرد؛ بدون آنکه تعریف درستی از این واژه دهد. آمریکا نیز از همین مسئله استفاده کرده و همواره بهره‌برداری خود را در تعمیم این واژه انجام داده و تمامی دشمنان و مخالفان خود را تروریسم می‌نامد. ازجمله این تعریف‌ها هرگونه مخالفان آمریکا در فلسطین و لبنان را در بر می‌گیرد.

درنهایت باید گفت که مردم دنیا به شورای امنیتی نیاز دارند که بر اساس حقوق بشر واقعی عمل کرده و آرمان آزادی را دنبال نماید؛ اما مشکل این است که این شورا به ابزار تحقق اهداف استکبار تبدیل‌شده و خود به‌شدت در برابر مستکبران آسیب‌پذیر است.

چاپ نوشتار