در رژیم صهیونیستی دو اجلاس راهبردی وجود دارد. یکی اجلاس هرتزلیا، که در نیمه اول سال مسیحی برگزار می شود و در نیمه دوم سال مسیحی، اجلاس امنیت ملی برگزار می شود. عمده مباحث هرتزلیا راهبردی است و عمده مباحث امنیت ملی امنیتی و نظامی است.
تاریخ: ۰:۳۳ :: ۱۳۹۶/۰۵/۱۳
هفدهمین کنفرانس هرتزلیا و نقشه های صهیونیسم، برای آینده منطقه

IUVMPRESS

در سال ۱۹۹۴ مرکز هرتزلیا توسط اونیل ریچمن تشکیل شد. وی در منطقه ساحلی هرتزلیا نزدیک تل آویو، چندین مرکز آموزشی در ابتدا ایجاد کرد، که به موضوعاتی چون حقوق، مدیریت، دیجیتال، دیپلماسی و مطالعات استراتژیک، ارتباطات، روانشناسی، اقتصاد و مطالعات بین الملل بپردازند و نیرو تربیت کنند. این شاخه ها را مبنای تصمیمات راهبردی اعلام کرد. از ابتدای قرن ۲۱ محصولات این مراکز را وارد فرآیند جدیدی کرد و ایده برگزاری این کنفرانس در سال ۲۰۰۰ با ابتکار عوزی آراد افسر سابق موساد مطرح شد.

این مرکز دو آکادمی دارد. یکی سیاست و استراتژی و دیگری مرکز ضد تروریسم است، که این دو مرکز اولویت های تحصیلی دیگر دانشگاه ها را تحت پوشش قرار می دهند و دانشجویان را به سمت تولید علم در این دو موضوع هدایت می کنند. با کمک های آموزشی که به دانشجویان می دهند.

از آن زمان هر ساله این کنفرانس در مرکز بین رشته ‌ای هرتزلیا برگزار می ‌شود و جمعی از نخبگان سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، دانشگاهی و بازرگانان اسرائیلی در کنار مهمانان خارجی از ایالات متحده آمریکا و اروپا در آن حاضر می شوند و هدف راهبردی کلی این کنفرانس‌ها «توسعه امنیت ملی اسرائیل و از سوی موسسه سیاست و استراتژی (IPS) بمنظور بازدارندگی ملی حکومت و جامعه اسرائیل» اعلام شده است و در واقع می‌ توان گفت: این کنفرانس جایی است، که در آن برای اهداف استراتژیک رژیم بحث و گفتگو می ‌شود. این موسسه به دنبال آن است تا برگزاری چنین رویدادی «به سیاست‌ گذاری ملی اسرائیل و ارتقای روند تصمیم ‌گیری استراتژیک آن کمک کند».

در رژیم صهیونیستی دو اجلاس راهبردی وجود دارد. یکی اجلاس هرتزلیا، که در نیمه اول سال مسیحی برگزار می شود و در نیمه دوم سال مسیحی اجلاس امنیت ملی برگزار می شود. همچنان که بیان شد، عمده مباحث هرتزلیا راهبردی است و عمده مباحث امنیت ملی امنیتی و نظامی است. مباحث هر دو اجلاس هم در خصوص بررسی شرایط آینده رژیم صهیونیستی است و درباره وقایع رخداده گذشته بحثی بیان نمی شود؛

۲۰ ژوئن ۲۰۱۷ هفدهمین اجلاس هرتزلیا با حضور ۱۸۰ میهمان از کشورهای مختلف با عنوان «توازن راهبردی اسرائیل، فرصت ها و چالش ها» همزمان با هفتادمین سالروز تاسیس رژیم صهیونیستی برگزار شد. از جمله میهمانان این نشست، تونی بلر، نخست وزیر اسبق انگلستان بود. وزرای خارجه، رؤسای ستاد ارتش، رؤسای مراکز مطالعات استراتژیک در این نشست حضور داشتند.

در اجلاس هفدهم، که با سخنان ریولین رئیس جمهور رژیم صهیونیستی همراه بود، چند موضوع اصلی مطرح شد. مهم ‌ترین موضوعات و ابعاد این کنفرانس را می‌ توان در  ۱۴  نکته به صورت زیر دسته بندی کرد:

۱. روابط بین اسرائیل و کشورهای عربی

اولین بحثی که تقریبا بیشترین تراکم را داشت و در سخنرانی ۸ یا ۹ نفر مطرح شد، دعوت رسمی رژیم صهیونیستی از کشورهای عربی برای سفر به اسرائیل بود. در این زمینه اسرائیل کاتص، وزیر حمل‌ ونقل، اطلاعات و انرژی اتمی رژیم صهیونیستی، در کنفرانس سالانه هرتزلیا،‌ کشورهای عربی را به عادی ‌سازی روابط با اسرائیل دعوت کرد و از عربستان خواست، که نخست‌ وزیر این رژیم را به ریاض دعوت کند. وی تاکید کرد: اسرائیل نیاز دارد، که در مقابل عادی ‌سازی تدریجی روابط، همکاری امنیتی و اطلاعاتی با هدف مهار ایران و متحدانش را به عربستان و کشورهای (حاشیه) خلیج (فارس) پیشنهاد دهد؛ من یک محور امنیتی منطقه ‌ای در مقابل صلح اقتصادی منطقه ‌ای را پیشنهاد می ‌دهم. اگر اسرائیل قوی باشد شما قوی هستید و اگر با یکدیگر قوی باشیم، ایران ضعیف خواهد بود.

بحث توسعه روابط با کشورهای عربی به ویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس کاملا بطور شفاف مطرح گردید و صحبت از روابط آشکار و پنهان نیز بر آن افزوده شد و تشخیص آن ها اینگونه است، که این روابط برای رژیم صهیونیستی استراتژیک است، چرا که از نگاه آن ها ایران بزرگ ترین دشمن است و رژیم صهیونیستی به تنهایی نمی تواند با ایران مقابله کند و باید در یک ائتلاف منطقه ای- بین المللی با ایران مقابله کرد و این ائتلاف منطقه ای از نگاه رژیم صهیونیستی باید مبنایش دولت های عربی باشند و در رأس آن قطعا باید آمریکا قرار داشته باشد. در عین اظهار ناتوانی از اینکه تنها نمی توانیم با ایران مقابله کنیم، رژیم صهیونیستی اهداف خود را مطرح می کند. یعنی هم اظهار ناتوانی می کند، هم جایگزین این ناتوانی را پیشنهاد داده که باید با کشورهای عربی کار کرد.

«گلعاد اردان» وزیر امور داخلی اسرائیل در این نشست گفت: هم اکنون یک فرصت تاریخی برای ایجاد ائتلاف جدید بین اسرائیل و کشورهای عربی (سنی) براساس منافع مشترک وجود دارد.

موضوع ائتلاف میان اعراب و اسرائیل بارها در این نشست مطرح شد و «موشه یعلون» وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی در این باره گفت: دیگر استفاده از عبارت «منازعات عربی و اسرائیلی» به تاریخ پیوسته است، چون اسرائیل با بلوک عربی (سنی) هیچ تعارضی ندارد. «هرتزی هالوی» رئیس اداره اطلاعات نظامی در ارتش اسرائیل نیز در این باره گفت: منافع مشترک اسرائیل و کشورهای عربی با رویکرد پراگماتیک به صورت فوق العاده‎ای رشد داشته است.

۲. دو رویکرد در حل مسئله فلسطین

بحث دیگری که در این اجلاس مطرح بوده است، مسئله حل و فصل بحران با فلسطینی ها است. در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد. نگاه اول که بعضی ها به آن تحت عنوان توافق قرن اشاره کردند و گفتند با فلسطینی ها باید به نتیجه برسیم؛ اما نه از طریق گفتگو با فلسطینی ها گفتگو با دولت های عربی باید باشد. ظاهرا بحث رابطه با عربستان و امثال آن نیست، هدفش حل و فصل مسئله فلسطین از طریق این هاست، که خیلی از کشورهای عربی حاتم بخشی خواهند کرد، زیرا خیلی برایشان خیلی مهم نیست که چه مسئله هست. بعضی ها حتی به مرحله مصداق سازی هم رسیدند. یکی از این سخنران پیشنهاد داد ۷۰۰ کیلومتر از منطقه رفح مصر به غزه ملحق شود و غزه امکان حیات پیدا کند. در مقابل رژیم صهیونیستی ۷۰۰ کیلومتر مناطق کویری را در نقب به مصر بدهد در مقابل مناطق شهرک نشین در کرانه باختری که رژیم صهیونیستی می خواهد بردارد. برای خیلی از صهیونیست ها عقب نشینی از کرانه باختری معنا و مفهوم ندارد. از نگاه آنها دولت فلسطینی در غزه باشد و کمی هم آن را گسترش دهند، تا امکان حیات پیدا کند. و این جزء نگاه ها و گفتمان های موجود در بین صهیونیست ها است.

نگاه دوم می گوید؛ به دلیل همین بحثی که کردیم که کرانه باختری (که آنها یهودا و سامره می نامند) که از سرزمین های مورد ادعای آنها است، نمی توان در این جا حتی یک وجب عقب نشینی کرد پس وضع موجود باید حفظ شود یک ظاهری که فلسطینی ها یک دولتی دارند و این دولت بازیچه رژیم صهیونیستی است، تا حدودی بهبود اقتصادی باید انجام شود و از طریق بهبود اقتصادی باید رضایتمندی رژیم صهیونیستی را باید به دست آورند. به عنوان مبنای همزیستی و استمرار وضع موجود. و در این قسمت طرح هایی ارائه شد در مورد مشارکت آمریکا و اروپا و سرمایه گذاری آنها، ایجاد مناطق صنعتی در کرانه باختری به منظور همین بحث رضایتمندی و جلب رضایت فلسطینی ها.

سخنرانان زیادی در این نشست بر لزوم حل مسئله فلسطین (براساس رویکرد خود) تاکید کردند و آن را ضامن عادی سازی روابط عربی اسرائیلی توصیف کردند. «تونلی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس در این باره گفت: کلید واقعی عادی سازی روابط عربی – اسرائیلی روی میز است و نه زیر آن، من معتقدم این کلید در حل مسئله فلسطین خلاصه شده است.

«اسحاق هرزوگ»، رهبر اپوزیسیون کنست، در کنفرانس هرتزلیا، نتانیاهو را «ناتوان» از دستیابی به صلح با فلسطینیان توصیف کرد.هرزوگ در سخنرانی خود با اشاره به اینکه نخست ‌وزیر، بیشتر درگیر تلاش برای بقای سیاسی خود است تصریح کرد: «من با اطمینان می ‌گویم که نتانیاهو از دستیابی به صلح با فلسطینیان ناتوان است. او می‌تواند به تعویق بیندازد و لاف بزند. روزی خواهد رسید، که کاخ سفید بگوید کافی است. نتانیاهو قادر نیست ملزومات مورد نیاز برای مذاکره با فلسطینیان را به ترامپ ارائه دهد. نتانیاهو به ‌واقع آماده تشکیل یک کشور فلسطینی نیست.»

«هرزوگ» با بیان اینکه نتانیاهو بقای خود را بر یک تغییر تاریخ‌ ساز ترجیح می‌ دهد. به مذاکرات سال گذشته برای تشکیل دولت ائتلافی به ‌منظور پیشبرد مذاکرات با فلسطینیان اشاره کرد و افزود: «من آماده اتخاذ یک موضع سیاسی شجاعانه بودم حتی اگر برخلاف نظر اردوگاهم بود، اما زمانی که نتانیاهو سیاست را بر همه‌ چیز تحمیل کرد، این پیشرفت قابل ‌توجه از بین رفت.»

۳. حفظ وضع موجود به جای توافق جدید

در جریان نشست هرتزلیا برخی سخنرانان نیز معتقد بودند، که حفظ وضعیت موجود راه حل بهتری از توافق دائمی (در مسئله فلسطین و روابط با کشورهای عربی) است.«نفتالی بنت» وزیر کابینه نتانیاهو در این باره گفت: باید شرایط موجود را بهبود ببخشیم، اما به فلسطینی‎ ها اجازه دهیم، که در بخش‌ های اقتصادی، زیر بنایی و امنیتی در سال های آینده به اسرائیل تکیه کنند.

یکی از موارد قابل توجه در کنفرانس هرتزلیا امسال، حضور جنبش فتح و هیاتی از تشکیلات خود گردان فلسطین بود. این حضور در شرایطی رخ داد، که طی ماه های اخیر و بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ و متعاقب آن سفر او به عربستان در ۳۰ اردیبهشت سال جاری، بحث ایجاد دو دولت و سازش اعراب با رژیم صهیونیستی به شکلی جدی مطرح شد. متعاقب همین روند شاهد دیدار جنبش فتح به ریاست محمود عباس در رام الله با رئیس جمهور آمریکا بودیم و بعد از آن نمایندگانی از این جریان در کنفرانس هرتزلیا حاضر شدند. این اقدام جنبش فتح با مخالفت شدید دیگر جریان ‌های فلسطینی از جمله جریان های مقاومت اسلامی «حماس» و جهاد اسلامی فلسطین همراه بود. این جریان ‌ها ضمن محکوم کردن حضور نمایندگان تشکیلات خود گردان فلسطین، آن را ضربه ‌ای از پشت به رشادت ‌های ملت فلسطین عنوان کردند.

در همین ارتباط، عبد اللطیف قانوع، سخنگوی حماس خاطرنشان کرد، که مشارکت هیات تشکیلات رام الله و جنبش فتح در کنفرانس هرتزلیا ضربه ‌ای به رشادت‌ ها و ایثارگری‌ های ملت فلسطین و بی‌ توجهی به درد و رنج روزمره آن در نتیجه جنایت‌ های بی‌ وقفه رژیم صهیونیستی علیه این ملت است. قانوع خاطرنشان کرد: مشارکت تشکیلات خود گردان در این کنفرانس با اجماع ملی و مردمی مبنی بر تحریم رژیم صهیونیستی و مقابله با آن مغایرت دارد و این رژیم از آن به عنوان ابزاری برای تقویت امنیت خود، نهادینه کردن نژاد پرستی و ارتکاب جنایت‌ های بیشتر استفاده خواهد کرد.

۴. آیا ابومازن خواهان درگیری جدید بین اسرائیل و حماس است؟

«آویگدور لیبرمن» وزیرجنگ رژیم صهیونیستی ابومازن رهبر جنبش فتح را به تلاش برای آغاز درگیری جدید میان اسرائیل و حماس متهم کرد. وی تاکید کرد: ابومازن علاوه بر فشار بر غزه در موضوع  برق، در دیگر بخش‌ ها نظیر سوخت، دارو، حقوق و مزایا و دیگر پرونده‎ ها راهبرد فشار و اذیت کردن حماس را دنبال می ‌کند، تا این جنبش را به جنگ با اسرائیل بکشاند.

۵. جانشین ابومازن کیست؟ هیچ کس ابومازن نمی شود.

موضوع دیگر، جایگزین برای ابومازن است، در گذشته هم به نوعی این بحث بود اما نه به این صراحت . اینکه این فرد ۸۲ ساله و بیمار است، هر آن ممکن است دچار مشکل شود. جایگزین مناسب برای او وجود ندارد. هر چند که کارهایی که انجام شده، به گونه ای است، که صائب عریقات جای او را بگیرد. اما معتقدند اینکه اگر ابومازن بمیرد یا کنار رود خلأ بزرگی ایجاد خواهد شد. در نظرسنجی هایی که اخیرا انجام شده ۶۵% مردم، او را قبول ندارند و رژیم صهیونیستی براساس پذیرش ابومازن، کنترل امنیتی را انجام می دهد و همکاری امنیتی بین سرویس های امنیتی فلسطینی- صهیونیستی در سایه پذیرش دولت خود گردان است و این عدم رضایتمندی برای ادامه این همکاری امنیتی یک خطر جدی است.

«گلعاد ارادان» در نشست هرتزلیا درباره جانشین ابومازن اعلام خطر کرد. وی تاکید کرد: ابومازن هیچ شخصیتی را برای جانشینی خودش در صحنه باقی نگذاشته و فکر می‎ کند، تا ابد در راس قدرت باقی خواهد ماند، در صورتی که این گونه نیست! اگر روند رایزنی‌ ها را آغاز نکنیم در نهایت در دوران پسا ابومازن خودمان را در وضعیت نا امنی و خونریزی بیشتر خواهیم یافت.

برخی دیگر از سخنرانان از همکاری نظامی و راهبردی فعلی میان اسرائیل و تشکیلات خود گردان تمجید کرده و تاکید کردند، این همکاری ‎ها برای حفظ وضعیت نظامی حاکم بر کرانه باختری باید با قطعیت ادامه یابد.

۶. اقتصاد

«موشه کحلون» وزیر دارایی رژیم صهیونیستی در این کنفرانس بر لزوم تقویت روابط اقتصادی اسرائیل و کرانه باختری با استفاده از شکل (پول رسمی اسرائیل) و تکیه بر صادرات و واردات تاکید کرد و از وضعیت مناسب این مبادلات در دو سال گذشته خبر داد.

وی با اشاره به بحران برقی غزه تاکید کرد: تشکیلات خود گردان از ما خواست، که سهمیه برق انتقالی به غزه را کاهش دهیم و این تصمیم در پی کاهش هزینه ‌های دریافتی اسرائیل از تشکیلات خود گردان در قبال برق غزه، عملی شد.

کحلون از تصمیم کابینه امنیتی اسرائیل برای کاهش میزان ساعات برق دهی به غزه از چهار ساعت فعلی به تنها ۴۵ دقیقه در روز خبر داد.

۷. دعوت از مقامات سعودی برای سفر به اسرائیل

شمار زیادی از وزرای ارشد کابینه نتانیاهو از جمله لیبرمن در این نشست از «ملک سلمان» پادشاه سعودی خواستند، که روابط کامل دیپلماتیک با اسرائیل برقرار کند.

«اسرائیل کاتس» وزیر اطلاعات و حمل و نقل اسرائیل نیز در این میان از شاه سعودی خواست، که از نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برای سفر به ریاض دعوت کند و در مقابل «محمد بن سلمان» ولیعهد جدید سعودی به تل آویو سفر کند. وی در این باره در جمله‌ ای معنادار تاکید کرد: در زمان استقبال از ترامپ متوجه شدیم، که شما میزبان بسیار عالی هستید.

۸.  قلمداد کردن حزب الله به عنوان تهدید اصلی برای امنیت اسرائیل

یکی از مهم‌ ترین موضوعات مطرح شده در کنفرانس اخیر هرتزلیا در ارتباط با برجسته‌ کردن نقش حزب الله، به عنوان مهم‌ ترین تهدید امنیتی برای امنیت رژیم صهیونیستی می باشد. در همین زمینه عاموس گلعاد، رئیس مرکز هرتزلیا، که تا سال گذشته ریاست بخش سیاسی و راهبردی وزارت امنیت اسرائیل را برعهده داشت و همچنین گادی آیزنکات، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی، که از بارزترین سخنرانان این کنفرانس بودند، بارها در سخنان خود به جنبش حزب الله، ایران، سوریه و روابط اسرائیل با کشورهای عربی اشاره کردند.

تأکید مجدد بر تئوری ضاحیه، که در اجلاس قبلی مطرح شده بود. رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه بخش امنیتی ضاحیه را با خاک یکسان کرد. یعنی به کارگیری گسترده قدرت نظامی در مقابله با حزب الله یا هر تهدیدی مطرح شد. «عامیر میشل» فرمانده سابق نیروی هوایی گفت: توانمندی نیروی هوایی به حدی رسیده که حجم تخریبی که در ۲۰۰۶ در  ۳۳ روز انجام داد در ۳ روز می تواند انجام دهد. پس رژیم صهیونیستی یکی از کارهایی که دنبال می کند، بحث تخریب وسیع است، این می تواند یک تهدید باشد. می تواند عنصر بازدارندگی باشد و اینکه رژیم صهیونیستی این بار واکنش متفاوتی خواهد داشت.

سخنرانان این همایش همگی اتفاق نظر داشتند که جنبش حزب الله لبنان به خصوص در سایه تجربه عملی که در چند سال گذشته کسب کرده است، خطر جدی برای اسرائیل به ویژه در مرزهای شمالی (جبهه شمالی) است. در ادامه سخنان «آیزنکات» در کنفرانس هرتزلیا منتشر شد که گفت: جنبش حزب الله تهدید اصلی برای اسرائیل تلقی می ‌شود. حزب الله قوی ‌تر شده است و ده ها هزار موشک دارد. ارتش اسرائیل برای جلوگیری از رسیدن سلاح پیشرفته به این جنبش تلاش می کند. ما نمی توانیم با حزب الله به نتیجه برسیم ولی باید بیشترین آسیب را به آن برسانیم. آسیب را به منظور بازدارندگی می گوید، او می داند که نمی شود با حزب الله مقابله کرد.

در ادامه عاموس گلعاد گفت: حزب الله تهدید راهبردی برای جبهه داخلی اسرائیل است. حزب الله هر روز مجهزتر و مسلح تر شود.رئیس انستیتو تحقیقات سیاسی و راهبردی اسرائیل و مسئولان سابق امنیتی در این باره گفت: در شرایطی که داعش دچار مشکل شده است، ائتلاف مقابل آن با حضور ایران، حزب الله و اسد (سوریه) در برابر چشمان ما شکل گرفته است. نام این ائتلاف حزب الله است، که اصلی ترین خطر راهبردی برای اسرائیل محسوب می شود.

وی در ادامه تاکید کرد: روسیه تصمیم به حمایت از ائتلاف مذکور گرفته و در صورت آغاز جنگی جدید در مرزهای شمالی اسرائیل، حزب الله از حمایت مالی کرملین بهره می ‎برد.

۹. تلاش برای بازگشت و نقش آفرینی ایالات متحده آمریکا به منطقه

آمریکا در دوره اوباما و ترامپ است. در این اجلاس مفصل بیان شد، که اوباما منافع راهبردی آمریکا را از غرب آسیا به شرق آسیا سوق داد و ایجاد خلأ در غرب آسیا طبق چیزی، که صهیونیست ها اعلام می کنند به گونه ای بود که ایران، ترکیه و داعش بخشی از این خلأ را پر کردند و این برای رژیم صهیونیستی یک تهدید جدی است. به همین دلیل بازگرداندن آمریکا یک هدف است که به زعم صهیونیست ها ، ترامپ زمینه هدایت برای بازگردان غرب آسیا در محور سیاست ها و راهبردهای آمریکا را دارد و تا کنون بخشی از این سیاست هایی که رژیم صهیونیستی دنبال می کند، ترامپ در اولویت قرار داده است.

طی این ایام گذشته چند اتفاق مهم افتاده است و آن اینکه هم آمریکا اعلام کرد، ایران به طور کامل پایبند به توافق هسته ای هست. دوم اینکه آمریکا ۳ ماه دیگر تمدید کرد، که تمام مفاد این توافق اجرا شود. چون از زمانی که اوباما این توافق را امضا کرده است هر ۳ ماه نیاز به تمدید دارد. سوم در عین حال اعلام تحریم علیه افراد و شرکت های ایرانی کرد. این نشان می دهد، که در رفتار آمریکایی ها تناقض وجود دارد، که اگر ایران پایبند بوده و برای سه ماه دیگر توافق را تمدید کرد، پس چرا تمدید صورت گرفت؟ چون با هم سنخیت ندارند. همین پذیرش امضای توافقنامه هسته ای برخلاف خیلی از وعده های انتخاباتی داده شده از سوی ترامپ است.

کارشناسان آمریکایی معتقدند، که این توافقنامه هنوز مجموعه ای از منافع غرب را تأمین می کند و به همین دلیل با اینکه ترامپ نظرش این بود، که این توافقنامه لغو شود؛ اما تمام مستشاران گفتند همچنان منطقه و آمریکا و اروپا به این توافق نیاز دارند و اجازه ندادند ترامپ آن را لغو کند. یکی از همین تحلیلگران آمریکایی می گفت، ترامپ کم کم در نقش اوباما دارد جایگیری می شود. او می گفت ترامپ دارد همین کار را انجام می دهد.

صهیونیست ها می گویند، رژیم صهیونیستی بدون آمریکا نه استمرار وجودش در غرب آسیا امکان پذیر است و نه توان عبور از چالش ها را دارد. لذا رژیم صهیونیستی به آمریکا نیاز استراتژیک دارد. و برای تأمین این نیاز آمریکا باید همیشه در منطقه حضور داشته باشد. آمریکا تحت هیچ شرایطی نباید این منطقه را رها کند یا اولویت دیگری مطرح کند. اوباما شرق آسیا را به عنوان اولویت اعلام کرده بود. صهیونیست ها ترامپ را به این سمت حرکت می دهند، که همچنان این منطقه را به عنوان اولویت مطرح کند.

موضوعی که مطرح بود این است، که صهیونیست ها می گویند ایران شرایط زمین را در منطقه به سرعت تغییر می دهد و رژیم صهیونیستی فرصت نمی کند برنامه ریزی کند؛ چون شرایط دارد به طور مستمر تغییر می کند و بسیاری از برنامه های رژیم صهیونیستی را برهم می زند. عمده این تغییر در سوریه و عراق اتفاق می افتد. و رژیم صهیونیستی هیچ راهی برای مقابله با این گسترش نفوذ ایران به ویژه در سوریه ندارد. صهیونیست ها حساسیت زیادی نسبت به حضور ایران در جولان سوریه دارند. در همین بحث گفتگو برای آتش بس بین آقای پوتین و ترامپ در درعا، رژیم صهیونیستی فورا به ترامپ اعلام کرد، که حریمی تعریف کند و بگوید تا ۲۵ کیلومتر ایرانی و حزب الله نباید وارد این منطقه شوند تحت هیچ شرایطی اما روسیه قبول نکرد. این نشان می دهد، که رژیم صهیونیستی به دنبال آن منطقه کمربند امنیتی با چارچوبی متفاوت هستند. کمربند امنیتی در لبنان بوده، از طریق نیروهای سعد حداد و آنتوان لحد دنبال شد. اما در اینجا با تضمین های بین المللی؛ اما با شکلی متفاوت. به همین دلیل رژیم صهیونیستی نشان می دهد، که به شدت از حضور ایران نگران شده است

۱۰. تفاوت‌های ترامپ با اوباما

«موشه یعلون» در ادامه این نشست از تصمیم دولت آمریکا در دوران اوباما برای بازی کردن نقش پلیس خاورمیانه به شدت انتقاد کرد و مدعی شد: آنها در منطقه یک خلاء سیاسی ایجاد کردند که از سوی سه گروه اسلام ‎گرای افراطی یعنی داعش، اخوان المسلمین به رهبری اردوغان و ایران پر شد.

وی افزود: دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد، که دولت ترامپ سیاستی متفاوت از اوباما اتخاذ کرده و آن را دنبال می کند. دولت فعلی آمریکا در حاشیه قرار نگرفته و از عبور از خط قرمزها نمی‎هراسد (با اشاره به حمله موشک دولت آمریکا به سوریه).

«گلعاد» سفر دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا به منطقه را تلاش برای احیای ائتلاف عربی سنی در برابر ایران دانست و تأکید کرد این ائتلاف پیامدهای مثبتی برای اسرائیل دارد.

۱۱. تمجید از عبد الفتاح السیسی

«گلعاد آرادان» در ادامه نشست هرتزلیا از تلاش ‌های عبد الفتاح السیسی در سرکوب اخوان الملسمین تمجید کرد و افزود: من متدین نیستم؛ اما هر چه می‌ گذرد بیشتر به معجزه اعتقاد پیدا می ‎کنم. فکر می‎ کنم السیسی بهترین راه را برای کمک به اسرائیل که از سوی اخوان المسلمین مورد تهدید قرار داشت برگزیده است. وی افزود: اگر ائتلاف میان اخوان المسلمین مصر و دولت ترکیه شکل می‎ گرفت؛ ما شاهد وضعیتی کاملا متفاوتی در سطح منطقه بودیم.

۱۲.  ناتوانی در مقابله با ایران و تلاش برای تشکیل یک ائتلاف منطقه ای- بین المللی برابر کنترل و مهار قدرت ایران

از جمله موضوعاتی، که در کنفرانس به شدت مورد بحث و توجه قرار گرفت، در ارتباط با ضرورت مقابله با قدرت‌ گیری فزاینده تهران در منطقه بود. در واقع، شرکت کنندگان در این کنفرانس همچنین بر ضرورت جلوگیری از قدرتمند شدن ایران که تهدیدی مستقیم برای اسرائیل است، تاکید کردند.

در این اجلاس با تعابیر مختلف از ایران به عنوان دشمن شماره یک نام برده شده است و گفتند تا الآن ایران را در ابعاد مختلف هسته ای، نظامی و سیاسی تحت فشار قرار دادیم، ولی باید ابعاد جدیدی برای این فشار تعریف کرد. یکی از این ابعاد بحث سایبر است. واحد هایی باید ایجاد شود و ایران را در بحث سایبر تحت فشار قرار دهند. سایت های رسمی، غیر رسمی نهادهای نظامی و را تاجایی که ممکن است هک کنند، ویرس تولید کنند . بر روی برنامه موشکی ایران به عنوان یک تهدید منطقه ای باید کار شود. همین تحریم هایی که آمریکا طی این چند روز علیه ایران انجام داد تحت همین عنوان است. بحث برنامه موشکی که از نگاه آنها امنیت منطقه را برهم زده است.

«عاموس گلعاد» ژنرال نیروهای ذخیره اسرائیلی در سخنرانی خود تأکید کرد، جمهوری اسلامی ایران وقت و اراده لازم را دارد و خود را برای امکان از بین بردن اسرائیل آماده می ‌کند. گلعاد تأکید کرد که ائتلافی که ایرانی ‌ها تشکیل دادند، به آنها قدرت می‌ دهد و توافق هسته‌ ای نیز به تهران وقت و آمادگی بیشتری می دهد. آنها به دنبال تشکیل جبهه ‌ای جدید در جولان هستند و نیروهای حزب الله را در آنجا تقویت می کنند.

گلعاد که ریاست آکادمی مسائل سیاسی و استراتژیک و مجموعه نشست‌ های هرتزلیا را برعهده دارد ، تأکید کرد که این توافق (برجام) به اسرائیل نیز زمان کافی برای آمادگی را می دهد و ما نیز خود را آماده می ‌کنیم. وی با طرح این سؤال که آیا اسرائیل حمله‌ ای علیه ایران را آغاز خواهد کرد یا نه ، توجه به این نکته را ضروری دانست، که تمامی گزینه ‌ها بر روی میز قرار دارد و برای اسرائیل بهتر است، که این موضوع را همچنان مبهم نگه دارد. وی ادامه داد: بازدارندگی کافی نیست ما نیازمند اطلاعات ممتاز در اسرائیل از منبع موساد و اطلاعات نظامی (امان) هستیم، اما این ‌ها نیز کافی نیست، چرا که ایرانی‌ ها بسیار باهوش هستند و در عرصه سایبری نیز ابتکار عمل را در دست دارند.

در برخی از بحث ها نام مقام معظم رهبری آورده شد و اینکه تا موقعی که ایشان هست موضع ایران نسبت به فلسطین تغییر نخواهد کرد و به گونه ای ایشان را به عنوان یک تهدید مطرح کرده اند، که این می تواند ابعاد امنیتی داشته باشد. «گلعاد» که تا سال گذشته ریاست هیئت سیاسی و امنیتی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی را نیز برعهده داشت، تأکید کرد که ایران تا زمانی که [امام] خامنه ای در مسند قدرت قرار دارد، تهدید اساسی [برای اسرائیل ] به شمار می‌ رود. وی با اشاره به طرح برخی ادعاها مبنی بر آن چیزی، که تغییر و آزادی در این کشور و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی خوانده می شد، تأکید کرد: ایران انگیزه ای برای مخفی کردن ندارد و من اعتقاد دارم که ایران باقی خواهد ماند.

«گلعاد» گفت، که نباید موشک‌ های ایران بر ضد دیرالزور سوریه را کم اهمیت دانست، این موشک ها به دنبال تبیین این واقعیت است، که تهران به سیاست بزرگ شدن خود ادامه می ‌دهد و اسرائیل هدف اصلی ایران است.

«آیزنکوت» هم با تأکید بر اینکه شلیک موشک‌ های بالستیک ایران به شرق سوریه سیگنال ‌های خطرناکی دارد، خواستار توقف توسعه صنایع نظامی ایران شد و مدعی شد که این موضوع باید هدف و نیت تمام کشورهای منطقه باشد.

بحث مفصلی هم در مورد آسیب های ایران انجام شد. یک اجماع وجود داشت، که امکان فروپاشی ایران از داخل وجود ندارد. و ایران باید از بیرون با فشار بیرون به این نقطه برسد. این مسئله تا حدودی نشان می دهد، که در مسائل داخلی به این نتیجه رسیدند که نمی توانند کاری انجام دهند و مسائلی مثل سال ۱۳۷۸ یا ۱۳۸۸ نمی تواند نظام را با چالش جدی مواجه کند. بحث اینکه پیشرفت صنایع ایران باید متوقف شود. فشار باید به حدی باشد که این صنایع متوقف شوند. اشاره می شود به دقت موشک های ایرانی و پرتاب موشک های ایرانی که اخیرا سپاه در حمله به دیرالزور انجام داد.

در این زمینه «گادی آیزنکات» گفت: جلوگیری از پیشرفت تسلیحاتی ایران هدف امنیتی برای همه کشورهای منطقه است. ایران چند روز پیش موشک هایی را به سوی سوریه شلیک کرد. این امر پیام های خاص خود را دارد. مقابله با ایران هدف اسرائیل و برخی از کشورهای عربی است.این موضوع از جمله مواردی بود، که همه سخنرانان در کنفرانس هرتزلیا بر سر آن توافق نظر داشتند.

وی استراتژی اسرائیل برای مقابله با آنچه تهدید ایران خوانده است، را ائتلاف‌ با رژیم ‌های عربی توصیف و تأکید می ‌کند، که رژیم صهیونیستی در تمامی منطقه عربی مناسباتی در سطوح مختلف بر اساس اولویت مقابله با ایران و اخوان ‌المسلمین و داعش دارد. او تاکید می کند، که تهدید ایران اساسی ‌ترین تهدید رژیم صهیونیستی است. چرا که ایران و حزب الله و بشار اسد و روسیه در حال ایجاد یک ائتلاف هستند.

۱۳. وضعیت کنونی اسرائیل و روابطش با کشورهای منطقه

«هگای زورئیل» مدیر وزارت امور اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیز در سخنان خود به بررسی اوضاع استراتژیک سوریه در چارچوب تهدیدات ایران پرداخت و گفت: ما شاید در گذشته زمان کافی برای آمادگی در برابر تهدید ایران را داشتیم، اما الان این زمان را نداریم، چرا که ایرانی‌ها واقعیت‌های استراتژیک میدانی جدیدی را خلق می‌کنند. وی ابراز داشت: تفکر ما در این زمینه که ما در اسرائیل به تنهایی قادر به مقابله با این تهدید هستیم، اشتباه است. ما نیازمند حمایت و پشتیبانی دولت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای هستیم.

این تحلیلگر مسائل راهبردی رژیم صهیونیستی افزود: وقتی از ایران صحبت می‌کنیم باید از سوریه نیز صحبت کنیم، هیچ مکان دیگری در دنیا نیست که مانند سوریه این تعداد از نیروهای سیاسی در یک عرصه واحد مشغول فعالیت باشند. وی تأکید کرد که مهم‌ترین موضوع در سوریه افزایش توان ایران و محور شیعه است. ما در مورد سوریه فقط حرف می زنیم، اما ایرانی ها عمل می کنند.

افرائیم سنیه که پیش از این معاونت وزیر امنیت رژیم صهیونیستی را بر عهده داشت نیز در این نشست تأکید کرد، که مهم‌ ترین موضوع امروز برای اسرائیل این است، که چگونه در برابر تهدیدات روزافزون ایران قرار بگیرد. اسرائیل پاسخی برای ۱۵۰ هزار موشک مستقر در لبنان ندارد.

«موشه یعلون» وزیر سابق امنیت رژیم صهیونیستی نیزعربستان را با رژیم صهیونیستی در یک اردوگاه توصیف کرد و گفت، که مناسبات رژیم صهیونیستی با اردن و مصر نیز براساس منافع مشترک تقویت شده است.

«گلعاد» نیز با اشاره به وجود برخی مسائل مبنی بر مناسبات خوب بین اسرائیل و روسیه گفت: اشتباه نکنید روسیه هم‌ پیمان این ائتلاف[اعراب و اسرائیل] است و تصمیم استراتژیک خود مبنی بر حمایت از آن را گرفته است.

«آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز در زمان اختصاصی خود مدعی شد، که راه حل درگیری ‌های فلسطین و اسرائیلی در چارچوب تفاهمی فراگیر در منطقه با تمامی دولت‌ های “اعتدالگرا” از جمله کویت و عربستان صورت می گیرد. وی تاکید کرد، که آخرین پیروزی رژیم صهیونیستی در جنگ شش‌ روزه سال ۱۹۶۷ بوده، لذا در هر جنگ آینده اسرائیل باید پیروز شود. «ژنرال امیر» ایشل فرمانده نیروهای هوایی رژیم صهیونیستی نیز در سخنرانی خود تأکید کرد، که اسرائیل در صورت بروز جنگ با حزب‌ الله لبنان از تمام توان خود استفاده خواهد کرد.

۱۴. شکست پروژه داعش

نکته دیگری که در این اجلاس مطرح شده است، بحث شکست داعش است اینکه داعش و نیروهای تکفیری در آستانه یک شکست قرار دارند و کسی که این ها را شکست داده است، ایران است. این برای صهیونیست ها یک تحول بزرگ است. داعش محصول غربی، صهیونیستی و ارتجاع عربی است و بیرون کردن این نیرو از معادله، دست اینها را خالی می کند و قطعا نیازمند به راهبردهای جایگزین هستند.

شکست داعش نکته خیلی مهمی است، که از زاویه ای دیگر می خواهم از آن حسن استفاده کنم. شخصیتی در عربستان وجود دارد جزء علمای سعودی است، به نام «محمد العنزی». قبیله العنزی، قبیله ای در منطقه نجد است. قبیله آل صباح و آل سعود از این قبیله اند. اما بحرین از عتیبی ها هستند.

«العنزی» سخنانی گفته، که قابل تأمل است؛ وی می گوید: سؤال بزرگی مطرح می شود و آن اینکه در این جنگ بین ایران و محور مقاومت و جریان تکفیری که آمریکا و عربستان فکر می کردند، بالاترین پتانسیل تقابل را دارد که به میدان برده اند یعنی قوی ترین سربازی که می تواند بجنگد و انگیزه دارد این گروه های تکفیری اند.

برای او سوالاتی مطرح است، که بدنبال یافتن پاسخ برای آن هاست: اولا چرا نیرویی که ما تربیت می کنیم به افراط کشیده می شود؟ که خود ما را هم در معرض تهدید قرار دهد. در حالی که نیروی طرف مقابل، که خودش به نیروهای شیعی زینبیون، فاطمیون، مدافعان حرم، کتائب ابالفضل العباس عراق و حزب الله لبنان اشاره می کند، آن ها به افراط کشیده نشدند؟ این انرژی ، قدرت، ایمان که نتیجه اش پیروزی طرف مقابل است چرا در نیروهای این سمت وجود ندارد؟

او می گوید به این نتیجه رسیده ام، که من به آنچه که ما به عنوان وهابیت به آن ایمان داریم دچار شک شده ام. نکند آن ایمانی که آنها دارند به این دلیل است، که وارث حضرت محمد (ص)، علی(ع) است و نه ابوبکر و عمر. این خیلی عجیب است و جملاتی که در صفحه فیسبوکش نوشته بار دارد. او می گوید، اگر او وارث است پس این انرژی طبیعی است انرژی که حضرت علی (ع) دارد کربلا دارد، قطعا در بین جریان های وهابی و تکفیری نمی تواند وجود داشته باشد. لذا ما باید یکبار دیگر تشیع را بشناسیم. اگر واقعا تشیع چنین توانی دارد و می تواند یک امت قدرتمند در مقابل بقیه دنیا ایجاد کند، اگر ما منصف باشیم باید به این سمت حرکت کنیم و این نقاط قوت را به نفع جهان اسلام مصادره کنیم.

نتیجه

هفدهمین دوره کنفرانس امنیتی سالانه هرتزلیا با بررسی چگونگی مقابله با جمهوری اسلامی ایران، مهم ترین محور مطرح شده در این کنفرانس امنیتی بود. شرکت کنندگان در این کنفرانس بر ضرورت جلوگیری از قدرتمند شدن ایران که تهدیدی مستقیم برای اسرائیل است، تاکید کردند.

در مجموع محورهای کنفرانس امسال هرتزلیا نشان می‌دهد، که شاهد تغییر یا دگرگونی بزرگی در رویکرد امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی خواهیم بود. بر این مبنا آنها تلاش می‌ کنند، با بزرگ‌ نمایی در تهدیدات ایران و ایران‌هراسی برای اولین بار در تاریخ بعد از تولد رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی وارد همکاری‌ های دیپلماتیک در سطح کلان باشند. آنها با پی‌ بردن به خواست اعراب برای مقابله با تهدید تهران در منطقه قصد دارند، با بهره‌ برداری از فرصت، ائتلاف کشورهای عربی را با خود همراه سازند.

 

چاپ نوشتار