تاریخ: ۹:۰۹ :: ۱۳۹۶/۰۴/۱۸
بحران قطر ربطی به شبکه تلویزیونی الجزیره ندارد بلکه با جنگ سوریه مرتبط است

رابرت فیسک

ایندیپندنتت

یکی از کارکنان با سابقه شبکه تلویزیونی الجزیره هفته گذشته در اظهار نظری خشم آگین درباره کشورهای عرب حوزه خلیج فارس گفت: ” آن ها کودکی بیش نیستند، کودک. وی گفت آن ها کودکانی شیر خواره و قبیله ای بیش نیستند و من خشم آن ها را درک می کنم.” حتی شیخ تمیم آل ثانی ، امیر قطر نیزچندان دل خوشی از شبکه تلویزیونی الجزیره ندارد. این شبکه در واقع اسباب بازی دلخواه شیخ حمد، پدر شیخ تمیم بود. در واقع زمانی که شیخ حمد از دفتر این شبکه تلویزیونی در دوحه بازدید کرد، شیخ تمیم که علیه پدر دست به کودتا زد و او را برکنار کرد، از همراهی پدرش در بازدید از مرکز شبکه تلویزیونی الجزیره خودداری کرد و وارد محوطه ساختمان این شبکه نشد. اما امروزه به علت مخالفت عربستان سعودی با شبکه تلویزیونی الجزیره ، این شبکه به نماد حاکمیت قطر تبدیل شده است.
هواداران آزادی مطبوعات به گونه ای فزاینده خشم خود را از رفتار غیر دمکراتیک عربستان ابراز داشته و می گویند به هیچ کس نباید اجازه داده تا به استودیوهای مقدس این شبکه تلویزیونی قطر که در واقع در سال های اخیر گزارش هایی که در باره مسایل کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از جمله رویدادهای به شدت غیر دمکراتیک در خود قطر پخش کرده ، به شدت فلاکت بار بوده است، دست درازی کند. سال گذشته و اوایل امسال، الجزیره شمار زیادی از کارکنان خود را اخراج کرد. در خلال دوازده ماه گذشته، به روزنامه نگاران آزادی که دولت قطر حقوق و دستمزد آن ها را پرداخت می کرد، گفته شد که نامشان از فهرست دریافت کنندگان حقوق حذف شده است. در همین چهار هفته گذشته، بار دیگر از همین روزنامه نگاران آزاد دعوت به همکاری شد اما معلوم شد که آن ها حقوق بگیر عربستان شده اند.
به این ترتیب متوجه می شویم که چراغ آزادی مطبوعات در خلیج فارس دیگر آنگونه که ما می خواهیم پر فروغ نیست. کانال عربی شبکه تلویزیونی الجزیره و بخش گزارش های زنده آن که آشکارا از اخوان المسلمین مصر حمایت کرد ، آنچنان از سوی عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر محکوم شد که این شبکه دیگر هیچ نشانه ای از بی طرفی برایش باقی نماند. در پی کودتای ژنرال السیسی، معلوم شد که بسیاری از مجریان برنامه های زنده الجزیره، خود از اعضای اخوان المسلمین بوده اند.

دونالد ترامپ می گوید قطر از حامیان عمده مالی تروریسم است.
اما مساله اصلی و واقعی، حمایت الجزیره از اخوان المسلمین نیست. ” بحران” قطر- از آن جهت واژه بحران را داخل گیومه گذاشتم تا نشان دهم که هدف از به راه انداختن این بحران نیز همانند ادعاهایی که سعودی ها علیه قطر عنوان می کنند ساختگی و بی اساس است- در اصل رام کردن یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس است که از امکانات و توانمندی لازم برای به حاشیه راندن عربستان و تعیین سرنوشت جنگ در سوریه برخوردار است. این بحران ممکن است در نهایت به از هم پاشیده شدن شورای همکاری خلیج فارس در عمل، اما نه رسماً منجر شود، شورایی که از ائتلاف شش کشور عرب و با حمایت آمریکا در واکنش به دو رویداد بحران برانگیز مهم یعنی لشکر کشی شوروی سابق به افغانستان و انقلاب ایران، تاسیس شد. اگر سخنرانی ماه گذشته رئیس جمهوری دیوانه آمریکا دونالد ترامپ در ریاض، عامل بروز این بحران شده باشد، جای شگفتی فراوان خواهد بود.
وعده توام با غرور و خودنمایی ترامپ به فروش جنگ افزارهای زیبا به قطر و در پی آن توئیت مربوط به محکوم کردن قطر به علت حمایت مالی از تروریسم ، در واقع بخشی از نمایش خنده داری است که آمریکایی ها امروزه به دیوانه بازی های فرمانده کل قوای خود عادت کرده اند. اما برای جنگجوی تازه ای که زمام امور عربستان را به دست گرفته یعنی شاهزاده محمد بن سلمان که پیش از این وزیر دفاع بود و امروزه ولیعهد عربستان نیز می باشد، سخنان ترامپ باعث شد تا وی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بخواهد تا از عربستان تبعیت کنند. ترامپ از رسانه های آزاد و مستقل بیزار است. عربستان سعودی نیز احساس مشابهی به این گونه رسانه ها دارد. ما فراموش کرده ایم و از قرار بی بی سی نیز فراموش کرده است که که شاه فهد عموی محمد بن سلمان بود که پول لازم را برای تاسیس نخستین کانال بین المللی تلویزیونی را در خاورمیانه پرداخت کرد. شبکه عرب زبان بی بی سی که اکنون از میان رفته است از ترکیب بی بی سی و یک گروه غول آسای رسانه ای عربستان به نام ” گروه مروارید ” به وجود آمد.
اما به محض اینکه بی بی سی به پخش برنامه های انتقادی از خود سعودی ها پرداخت، سعودی ها،برنامه های بی بی سی عربی را که توسط ماهواره اوربیت، وابسته به گروه مروارید، پخش می شد، در آوریل سال ١٩٩٦ قطع کردند. بسیاری از کارکنان بخش عربی بی بی سی پس از اندکی به خدمت شبکه تلویزیونی الجزیره که به تازگی تاسیس شده بودند درآمدند و این شبکه هفت ماه پس از تعطیل شدن بخش عربی بی بی سی، پخش برنامه های خود را آغاز کرد. به این ترتیب، شبکه الجزیره در واقع فرزند خوانده یتم بی بی سی عربی است که سعودی ها پخش برنامه های آن را حدود بیست سال قبل، قطع کردند. البته الجزیره از انتفاضه فلسطین ، قطعه قطعه شدن عرب ها توسط توپخانه های آمریکا و انگلیس و نظامیان این دو کشور تصاویر بسیار هولناکی پخش کرد. اما در عین حال این اجازه را نیز داشت که خطبه های اسامه بن لادن را بخش کند، از اخوان المسلمین که میلیون نفر از اعضای آن به ویژه در اردن و مصر تروریست محسوب نمی شوند،حمایت کند و حتی برنامه های تبلیغات سیاسی گروه النصره را که وابسته به القاعده است پخش کند.
به این ترتیب به نقطه ای حساس در پیشینه ” بحران ” قطر می رسیم. زمانی که گروه جبهه النصره که در واقع همان القاعده بود نام خود را به تحریر الشام تغییر داد، شبکه الجزیره با سرکرده این گروه مصاحبه ای در دو قسمت انجام داد . در این مصاحبه، اسلام گرایان توضیح دادند که تا چه اندازه به مسیحیان و مسلمانان شیعه علاقه دارند و اینکه آن ها سزاوار این هستند که تنها مخالف جدی و به حق رژیم بشا اسد باشند. این مصاحبه دو قسمتی که هر کدام یکساعت به طول انجامید از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار بودند چون اسلامگرایان سعودی که در ضمن دولت این کشور را نیز شامل می شود، گروه موسوم به دولت اسلامی را که گروهی اهریمنی است، بر به گروه النصره که بیشتر ماهیت سیاسی دارد اما در عین حال به همان اندازه دولت اسلامی بی رحم است، ترجیح می دهند. افزون بر این، همزمان با ظهور و مطرح شدن گروه جدید تحریر الشام- که همان جبهه النصره وابسته به القاعده بود-، در شبکه تلویزیونی الجزیره، ” گروه ارتش آزاد سوریه” که سازمانی پوشالی بیش نبود و تا آن زمان باراک اوباما، دیوید کامرون نخست وزیر پیشین انگلیس و دیگر خیال پردازان از آن حمایت می کردند، از هم فروپاشید.
به بیان دیگر، قطر در جنگ سوریه نقشی کلیدی بر عهده داشت چون از گروهی که عربستان سعودی با آن مخالف بود حمایت می کرد و در ضمن نوعی رابطه پنهان با رژیم اسد را نیز حفظ کرده بود و توانست به ازاد کردن گروگان های جبهه النصره هم در سوریه و هم لبنان کمک کرد. در گذشته ای نه چندان دور ، قطر به گونه ای غیر مستقیم و نیابتی با حزب الله لبنان نیز ارتباط برقرار کرد و به دو تن از مقامات ارشد سازمان حماس که تشکیلاتی سنی است و قطر نیز تا کنون کمک های مالی در اختیار آن گذاشته است اجازه داد تا با حزب الله وارد گفتگو شوند. قطر در ضمن موافقت کرد تا یک سننی افراطی که در اردوگاه فلسطینی عین الحلوه در صیدا پنهان شده بود به دستگاه اطلاعاتی لبنان تحویل داده شود.
افزون بر همه آنچه که بر شمردیم، قطر به تازگی اعلام کرد قصد دارد میزان تولید گاز مایع خود را که از میدان گازی مشترک با ایران استخراج می شود، سی درصد افزایش دهد. با افزایش تولید گاز مایع از سوی قطر، شرکت های تولید کننده این فرآورده در آمریکا برای رقابت در بازار این محصول، با مشکل روبرو خواهند شد. ایران که یکی از کشورهای عمده نفت خیز جهان است به خوبی از قصد دولت قطر در زمینه افزایش تولید خود از میدان مشترک گازی آگاه است و آماده است تا میزان تولید خود از این میدان را افزایش دهد. بی مورد نیست که این اقدامات خشم سعودی ها را بر انگیخته است و شاید در آینده نزدیک خشم آمریکایی ها نیز بر انگیخته شود. مساله زمانی بحث انگیز تر خواهد شد اگر سوریه جنگ زده به قطر اجازه دهد تا از خاک این کشور برای احداث خط لوله انتقال گاز مایع به ساحل دریای مدیترانه، جهت صدور این فرآورده به اروپا، استفاده کند. به این ترتیب متوجه می شویم که در این مقطع زمانی ، قطر به ایران به مراتب بیشتر از عربستان نیاز دارد.
سعودی ها، اماراتی ها ، بحرینی ها و مصری ها به بهانه مقابله با تروریسم علیه این امارت کوچک بسیار خطرناک بسیج شده اند. محمد بن سلمان ولیعهد سعودی چگونه می تواند با شیعیان خاورمیانه و به ویژه در یمن مبارزه کند وقتی که قطر با ایران ، با النصره و اسد همکاری کند؟ و وقتی که قطر مورد حمایت قرار دارد، نباید فراموش کنیم که مذاکره کنندگان کویتی که دشمن ایران محسوب نمی شوند و عمانی ها به قطر مواد غذایی ارسال می کنند و سه ماه پیش نیروی دریایی عمان با ایران رزمایش مشترک بر گزار کرد.
برای دیگر ملل دنیا، ” بحران ” خلیج فارس، واقعا مایه شرمساری اعراب است. بی تردید اسرائیلی ها بسیار شادمان هستند و این در حالی است که آن ها از سعودی ها حمایت می کنند. و در این میان همچون همیشه فلسطینی ها به دست فراموشی سپرده شده اند و جنگ در سوریه ( و عراق) همچنان ادامه دارد و همه ما از مجادله قبیله ای و کودکانه گروهی از ثروتمند ترین انسان های روی زمین از تعجب خشکمان زده است.

چاپ نوشتار