تاریخ: ۱۶:۵۰ :: ۱۳۹۶/۰۴/۱۴
دولت ترامپ نباید درس های جنگ ایران – عراق را نادیده بگیرد

آریان طباطبایی،

هیل آمریکا

توافق هسته ای ایران چهاردهم ژوئیه دو ساله می شود. دومین سالگرد این توافق در زمانی اتفاق می افتد که آمریکا در حال بررسی سیاست خود در قبال ایران است و این توافق جنجالی یکی از ستون های اصلی این سیاست است و از طرفی گزینه تغییر رژیم را بار دیگر مطرح ساخته است. دولت ترامپ، در این رابطه، باید بعضی از درس های یکی از رویدادهای مهم در تاریخ معاصر ایران، یعنی: جنگ ایران – عراق را مورد توجه قرار دهد.
در وهله نخست باید گفت که جنگ هشت ساله ایران به ظاهر چندان هم به توافق هسته ای ربطی ندارد. این جنگ در دهه هشتاد اتفاق افتاد و هیچ کدام از کشورهای مقابل ایران در این توافق – آمریکا، شریک های اروپایی آن، چین و روسیه – به طور رسمی در آن جنگ شرکت نداشتند و [این روزها] به مقدار زیاد از حافظه مردم پاک شده است. البته، در ایران این جنگ تحت عنوان جنگ مقدس یا جنگ تحمیلی همچنان در خاطره ها زنده است. امروز، حدود سه دهه از پایان این جنگ می گذرد ولی بر روند تصمیم گیری ها، به ویژه در ارتباط با موضوعات مرتبط با امنیت ملی کشور، در ایران تأثیر به سزایی دارد.
صدام حسین بیست و دوم سپتامبر به ایران حمله کرد. و این جنگ به خونین ترین جنگ در تاریخ معاصر تبدیل شد، جنگی که هشت سال به درازا کشید و صدها هزار قربانی گرفت و در نهایت در بیست اوت ١٩٨٨ بر اساس آتش بس مورد حمایت سازمان ملل پایان یافت.
با پایان جنگ وضعیت به حال عادی بازگشت و هر دو حکومت در ایران و عراق در مسند قدرت باقی ماندند و در قلمروی دو کشور تغییری پدید نیامد. البته، در سال آخر جنگ، همچنان که رزمندگان سنگر می ساختند، شهرهای بزرگ و مراکز پرجمعیت هدف موشک قرار گرفتند و بغداد با سلاح های شیمیایی به ایرانی ها و مناطق کُردنشین حمله کرد.
گرچه این جنگ برای ایرانیان رویداد فاجعه آمیزی بود، اما جمهوری اسلامی دو درس مهم از آن آموخته است که همچنان سیاست ها و اقدامات تهران تا به امروز مشخص و معین می کنند.
نخستین درس این است که ایران با بی اعتمادی عمیق به امریکا و نظم جهانی مد نظر این کشور، از این جنگ بیرون آمد. ولی رویدادی که سالگرد آن سوم ژوئیه، چند روز قبل از سالگرد توافق هسته ای، فرا می رسد، نقش به سزایی در این وضعیت ایفاء کرد. در سوم ژوئیه سال ١٩٨٨، رزمناو نیروی دریایی آمریکا به طور تصادفی به یک هواپیمای مسافربری ایران شلیک کرد و همه ٢٩٠ مسافر آن را کشت.
درس دوم این بود که ایران بی اعتماد و منزوی از نظام بین المللی به رهبری آمریکا، با این عزم و باور از جنگ بیرون آمد که به جز خود به کسی نمی تواند اعتماد کند. گفتنی است که ایران در طول جنگ برای خرید سلاح و به روز ساختن تجهیزات و وسایل جنگی فرسوده خود با مشکل مواجه بود. در نتیجه، تهران از اواسط جنگ، ساخت موشک بالستیک و برنامه هسته ای خود را – که امروز بهانه تنش آفرین با آمریکا شده است – آغاز کرد.
توافق هسته ای به واشنگتن فرصت داد که برنامه هسته ای ایران را کنترل کند. این توافق در ضمن زمینه مذاکرات آتی درباره جنبه های دیگری از فعالیت های به نسبت خطرناک ایران را هموار ساخت. اما توافق هسته ای راهی را در پیش روی ایران قرار داد که خطر جنگ را مرتفع می سازد، جایگاه طبیعی خود در جامعه بین الملل را به دست آورد و درهای اقتصادی خود را بر روی دنیا بگشاید.
ولی لحن خشن و غیرعادی دولت ترامپ و عدم حمایت شفاف از توافق هسته ای فقط توجه مقامات ایران به درس های جنگ هشت ساله را جدی تر ساخته و مقامات ایران را متقاعد نموده که آمریکا اجازه نخواهد داد که به اهداف فوق برسند. بلاتکلیفی کنونی درباره توافق هسته ای موجب شده که سرمایه گذاران و موسسات تجاری تمایل به بازگشت دوباره به بازار ایران را – که چشم اندازهای آن نامشخص به نظر می رسد – بیش از پیش از دست دهند. و تهدید جنگ بار دیگر سایه افکنده و دولت آمریکا به طور مشخص می پذیرد که در حال سامان دهی به سیاست تغییر حکومت در ایران است.
اگر ایران دوباره درس های آموخته از این جنگ را سرلوحه خود قرار دهد، این مسئله به طور قطع برای آمریکا تبعات درازمدت و به طور عمده منفی در پی خواهد داشت. این درس ها موجب خواهند شد که ایران از آمریکا و متحدین آن فاصله بگیرد، که در این حالت، توانایی تأثیرگذاری آمریکا بر سیاست های ایران تضعیف خواهد شد. این درس ها در ضمن موجب تقویت بینش و تلقی ایران درباره تهدید شده و به بی اعتمادی این کشور به نظم بین الملل و آمریکا دامن خواهد زد. و در چنین حالتی، احتمال بازگشت ایران به پای میز مذاکره و مشارکت در مذاکرات درباره سایر فعالیت های این کشور کاهش خواهد یافت و به احتمال زیاد سیاست های تضعیف کننده و چالش بر انگیز علیه منافع ملی آمریکا را در پیش خواهد گرفت.

چاپ نوشتار