تاریخ: ۱۷:۱۳ :: ۱۳۹۶/۰۳/۲۵
آیا دونالد ترامپ قطر را به علت قرارداد های نافرجام تجاری به عنوان «حامی تروریسم» محکوم کرد؟

رابرت فیسک،

ایندیپندنت انگلستان

پس از آن که رئیس جمهور آمریکا یکباره و به طور ناگهانی قطر را رها کرد، این امیر نشین کوچک متوجه شده است که دوستان واقعی اش چه کسانی هستند. اما در حلقه های تجاری قطر، این نگرانی وجود دارد که این اقدام چندان هم ناگهانی نبوده باشد.
چه اتفاقی می تواند باعث شود دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، قطر را ( با وجود رابطه طولانی با آمریکا و میزبانی ١٠ هزار نیروی نظامی آمریکایی در بزرگترین پایگاه هوایی این کشور در خاور میانه ) یکی از «تأمین کنندگان بودجه تروریسم» بنامد؟ آیا کسی به او در باره نقش قطر در منطقه اطلاعات غلط داده است؟ یا همان طور که تجار قطری از یکدیگر می پرسند، علت ترشرویی دونالد ترامپ ناکامی معامله ای در زمینه املاک میان دونالد ترامپ پیش از انتخاب شدن به ریاست جمهوری آمریکا و حاکمان قطر است؟
کلیتون سوییشر، روزنامه نگار تحقیقی که در سال ٢٠١١ مقاله های پر سر و صدایی درباره فلسطین (جزئیات گفتگوهای میان اسرائیلی ها، دولت خودمختار فلسطین و کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در دولت بوش) نوشت، گفت ترامپ و دخترش، ایوانکا، هفت سال پیش به قطر آمدند. به گفته وی، آنها در آن جا برای کمک در زمینه سرمایه گذاری به دو تن از مقامات عالی رتبه قطری مراجعه کردند. یکی از این مقامات، حسین عبدالله، عضو هیأت مدیره «سازمان سرمایه گذاری قطر» و دیگری شیخ حمد بن جاسم الثانی، یکی از اعضای خانواده سلطنتی، بود که سپس نخست وزیر شد.
سوییشر که در «هافینگتون پست» می نویسد، گفت این گفتگو ها ناکام ماند. گفته می شود عبدالله از مبلغ پیشنهادی ترامپ برای ملکی کلنگی بسیار متعجب شد؛ گر چه شیخ حامد به ظاهر سخنان وی را تا آخر شنید (اما قطر هیچ پولی برای سرمایه گذاری در این زمینه نداد). «سازمان سرمایه گذاری قطر» با دارایی ٣٣٨ میلیارد دلاری، دومین صندوق ذخایر ارزی بزرگ جهان است.
با این حال، سوییشر افزود ایوانکا ترامپ سپس به همراه همسرش، جرد کاشنر، به قطر بازگشت و برای معامله دیگری در زمینه ملک ٦٦٦ خیابان پنجم مذاکره کرد و آن گفتگو ها تا سال ٢٠١٦ ادامه داشت. سوییشر نیز بر این باور است (و گفت که به تازگی به این موضوع پی برده است) که چارلز، پدر آقای کاشنر، در مذاکرات با شیخ حمد، که اکنون یکی از تجار مستقل است و دیگر نخست وزیر نیست، درباره سرمایه گذاری حضور داشت و به دنبال ٥٠٠ میلیون دلار بود؛ اما قطر آن زمان گفت چارلز کاشنر باید ١ میلیارد و ٢٠٠ میلیون دلار از جای دیگری پیدا کند. به گفته سوییشر این گفتگو ها تا همین چند ماه پیش ادامه داشت.
اگر چه دونالد ترامپ در برابر قطر ایستاده است (و هیچ کس هم تا کنون توضیح نداده است چرا او باید چنین کاری بکند )، این امیرنشین کوچک دوستان منطقه ای پیدا کرده است که پیش از این نمی شناخت. عمان ناوگانی از کشتی های تجاری را برای بردن مواد غذایی به دوحه، اعزام کرده است. مراکش نیز همین طور. در مورد مراکش، ملک محمد پنجم در تلاش است تظاهرات گسترده مردمی در داخل و اطراف الحسیمه و در بخش ریف این کشور را (همان طور که روش او است، با نرمش) سرکوب کند.
این ناآرامی ها پس از کشته شدن ماهیگیری (با به دست پلیس محلی یا بدون دخالت آنها) و دستگیری یکی از سیاستمداران معروف آغاز شد. مرگ این مرد شباهت های عجیبی با کشته شدن افرادی دارد که آتش انقلاب های تونس و سپس مصر را به راه انداخت. همان طور که یکی از منتقدان قطری چند ساعت پیش گفت، این رفتار پادشاه مراکش با قطر ممکن است به محبوبیت سیاسی وی در داخل کشور کمک کند. وی گفت: «اکنون ماه رمضان است و مردم رفتار ملک محمد را همدردی تلقی خواهند کرد. … وی زمانی که تصمیم گرفت برای ما مواد غذایی بفرستد، می دانست چه کاری انجام می دهد.»
یکی دیگر از منتقدان آرام تر قطری نیز اشاره کرد واردات غذا از ترکیه به توقف کمبود در دوحه کمک می کند. وی گفت: «ما به واردات از عربستان سعودی عادت داشتیم؛ اما مواد غذایی ترکیه بسیار بهترند.» که ممکن است درست باشد. ایران نیز، اگر چه به ظاهر، اما تلاش کرده است با باز کردن حریم هوایی خود برای خطوط هوایی قطر که دیگر نمی توانند از فراز عربستان سعودی یا امارات متحده عربی پرواز کنند، به قطر کمک کند. کویت که برای ایجاد «شورای همکاری کشور های خلیج [فارس]» کمک کرد، نمی خواهد ائتلافی که این همه برای تشکیل آن تلاش کرده بود، فرو بپاشد. بنابراین برای میانجی گری تلاش می کند.
اما از همه توطئه آمیزتر، واکنش ولادیمیر پوتین به بحران قطر است. وی به سرعت حمایت خود را از قطر اعلام کرد (گر چه از هر گونه انتقاد از عربستان سعودی خودداری کرد). و تعجبی نیست. برای چند روز پیش از آن که تقریباً همه کشور های خلیج [فارس] روابط خود را با قطر قطع کنند، محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی و وزیر دفاع این کشور (قهرمان جنگ فاجعه بار یمن) برای گفتگو با پوتین به کرملین سفر کرد. در ظاهر این گفتگو ها درباره سوریه و قیمت نفت بود. اما اکنون قطری ها، و بی تردید، سعودی ها شگفت زده خواهند شد اگر بن سلمان به پوتین درباره بحران پیش رو سخنی نگفته باشد (و این که آیا پوتین به سعودی ها برای تجاوز به قطر هشدار داد).
از همه این ها گذشته، برای پوتین متهم بودن به سرکوب خشونت آمیز «شورشیان» در سوریه یک موضوع است و اگر بتواند خود را به عنوان آشتی دهنده کشورهای خلیج [فارس] نشان دهد، موضوع دیگری است.

چاپ نوشتار