تاریخ: ۰:۴۷ :: ۱۳۹۶/۰۳/۱۲
آتش جنگ مذهبی باعث شعله ور شدن تروریسم در اروپا

فیلیپ استیونز
فایننشال تایمز

البته نمی‌توان خط مستقیم ارتباطی بین حوادث ریاض (سفر ترامپ) و منچستر برقرار کرد و یا ارتباط روشنی بین سخنرانی ترامپ در جمع سران عرب در ریاض و حادثه تروریستی منچستر نمی توان تعریف نمود؛ چراکه عامل حمله، مسئول مستقیم آن است. اما بی‌شک، غلط است تصور کنیم که تندروی اسلامی نسبت به سیاست های دولت های غربی بی تفاوت است. حداقل اینست که نمی توان بین غرب و بقیه دیوار کشید.
عامل حمله منچستر، گذرنامه بریتانیائی داشت اما روحیه چنین اقدامی ریشه در آتش جنگ فرقه ای در خاور میانه دارد. نمی توان مرزها را چنان بلند کشید که مانع انتقال ایدئولوژیهای بیمار و یا دانش ساخت بمب های مرگبار از طریق اینترنت گردد.
با توجه به اظهارات قبلی ترامپ علیه اسلام و اظهارات اخیرش در عربستان و تعارض و دوگانگی موجود در آنها که تحت عنوان رئالیسم توجیه می شود، آقای ترامپ باید بداند که عربستان صادر کننده تندروی و وهابیسم است و اکثر عاملان یازده سپتامبر از عربستان بودند. ترامپ هیچ اشاره ای به این موضوعات و نه حقوق بشر در عربستان نکرد، وی فقط رفته بود که سلاح بفروشد و جلب سرمایه کند. اما با این کار ترامپ آمریکا را در رأس ائتلاف اعراب سنی علیه ایران قرار داد. وی که از پاره کردن توافق هسته ای ناتوان است، تلاش می کند تا جهان عرب و اسرائیل را علیه تهران متحد کند. جهادگراها سنی هستند اما ذهن ترامپ روی متهم ساختن ایران قفل شده است.غرب قبلا هم  چنین سیاستی داشت، در زمان جنگ صدام علیه ایران. روابط نزدیک با پادشاهان خلیج (فارس) سیاست محوری آمریکا در آن دوره بود. باراک اوباما یک تصمیم هوشمندانه گرفت که صلح در منطقه و پیروزی بر رادیکالیسم نیازمند نوعی آشتی بین عربستان و ایران به عنوان قدرت های اصلی سنی و شیعه است. وی در جریان توافق هسته ای یک رویکرد متوازن در پیش گرفت که تهران را به جامعه بین الملل بازگرداند. اما ترامپ ترجیح می دهد که نفت روی آتش جنگ فرقه ای بریزد.
ایران نمی تواند حمایت از اسد را توجیه کند و اندک کسانی هستند که آنرا مرکز آزادی و قانون‌مداری می دانند؛ اما در قیاس با عربستان و مصر در حال حرکت به سمت دموکراسی است.
آمریکا و متحدان غربی آن باید یاد گرفته باشند که نمی توانند خاور میانه را درست کنند. بوش و بلر فکر می کردند می شود دموکراسی غربی را در خاورمیانه کاشت. وضع آشوب در عراق و سوریه میزان خطای آنها را نشان می دهد. اما در مقابل این سیاست ، سیاست حمایت از اتوکرات های عرب هم سیاست درستی نیست. رژیم های مستبد مهد پرورش اسلام گرایی خشن هستند. غرب حداقل باید به فکر امنیت خودش باشد. عربستان و کشورهای خلیج فارس با سلاح هائی که از آمریکا خریده اند نمی توانند ایران را شکست دهند و تا زمانی که ایران و عربستان جنگ شیعه – سنی را ادامه دهند چشم اندازی از ثبات منطقه ای که فضای رشد را از تندروی بگیرد،  وجود نخواهد داشت.
متاسفانه جانبداری غرب در منازعه مذهبی برای قدرت، فقط شکست تندروی را به تاخیر می اندازد. گاردین در گزارشی با اشاره به سخنرانی جرمی کوربین که امروز قرار است در اولین روز از کمپین انتخاباتی وی بعد از حادثه منچستر انجام گیرد، می نویسد که وی قرار است در این سخنرانی اعلام کند که سیاست خارجی باعث رشد تهدید تروریسم شده است. وی خواهد گفت که جنگ با ترور شکست خورده است و نیاز به رویکرد جدیدی است. وی که مدتها یک فعال صلح طلب و رئیس ائتلاف موسوم به توقف جنگ بود، خواهد گفت که وظیفه دولت است که مشخص کند سیاست خارجی ما باعث کاهش تهدیدها علیه امنیت کشور می شود و نه افزایش آن. متخصصان بسیاری از جمله از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ما به ارتباط بین جنگهائی که دولت ما از آنها حمایت کرده است و تروریسم در داخل انگلستان اشاره کرده اند.
این ارتباط البته مسئولیت عاملان حملات تروریستی را کم نمی کند اما درک دقیق از علت تروریسم بخش مهمی از پاسخ موثر به آن می باشد که باعث حفظ امنیت مردم ما می گردد. این چنین رویکردی است که باعث شکست تروریسم است و نه تشدید آن. کوربین قبلا در یک سخنرانی در چاتم هاوس گفته بود که دولت کارگر متعهد به سه اصل خواهد بود : دفاع، توسعه و دیپلماسی نه طرح «اول بمباران سپس مذاکره» به نوشته گاردین، بنظر می رسد حزب محافظه کار قصد دارد از حادثه منچستر استفاده کند و حزب کارگر را متهم به نرمش در مقابل تروریسم نماید اما در مقابل کوربین قول خواهد داد که ۲۰ هزار افسر جدید پلیس استخدام کند و بودجه کاهش یافته آنرا مجددا افزایش دهد.

گاردین در مقاله ای ضمن طرفداری از تقویت روابط انگلیس با اتحادیه اروپائی – بجای آمریکا – و با اشاره به افشای اطلاعات امنیتی انگلیس از سوی  آمریکا نوشته است که در زمان ترور، بریتانیا باید به دوستان واقعی خودش روی آورد. به نوشته این روزنامه نمی توان روی روابط فرا آتلانتیکی مثل قبل حساب کرد و انگلستان باید بجای آن به روابطش با اتحادیه اروپایی اولویت دهد. حتی بعد از برگزیت امنیت انگلیس وابسته به امنیت اروپاست. این به معنای گسستن از آمریکا نیست بلکه اولویت بخشیدن به اتحاد با اروپا با عنوان نیاز راهبردی است.

چاپ نوشتار