تاریخ: ۰:۳۸ :: ۱۳۹۶/۰۳/۱۲
انشقاق قطری و امیدهای ائتلاف ریاض

محمد السعید ادریس (محقق مرکز مطالعات سیاسی و راهبردی الاهرام)
روزنامه الاهرام

یکی از دستاورهای برجسته اجلاس های سه گانه ریاض با حضور دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا صدور بیانیه پایانی اجلاس سران آمریکایی – عربی – اسلامی با حضور بیش از ۵۵ کشور عربی و اسلامی تحت عنوان «اعلامیه ریاض» بود. این اعلامیه شامل بندی در مورد تاسیس «ائتلاف راهبردی خاورمیانه ای» در راستای « همکاری تنگاتنگ بین سران کشورهای عربی و اسلامی و آمریکا برای مقابله با افراط گرایی و تروریسم» می باشد که بر اساس آن سران شرکت کننده بر تعهد قاطع خود برای مبارزه  با همه اشکال تروریسم و مقابله با ریشه های فکری و خشکاندن منابع مالی آن و اتخاذ کلیه تدابیر لازم برای ممانعت و مبارزه با جنایات تروریسم با همکاری تنگاتنگ با یکدیگر تاکید کردند.

در شیوه تهیه بیانیه ریاض نوعی ابهام و کلی گویی به منظور در نظر گرفتن تضاد دیدگاه های هیات های شرکت کننده در مورد جزئیات در نظر گرفته شده، اما سخنرانی سران شرکت کننده با هدف قرار دادن طرف های مشخص و در راس آن ایران و بعلاوه توصیف حزب الله و حماس بعنوان تروریسم شفاف  و واضح بود. اما بیانیه مشترک سعودی و آمریکایی از همه ابهامات موجود در اعلامیه ریاض پرده برداشت. نویسنده با طرح این پرسش ها که آیا امکان تاسیس چنین ائتلافی اصلا وجود دارد؟ و آیا رئیس جمهور آمریکا به وعده هایش عمل خواهد کرد؟ و  صریح تر اینکه آیا ترامپ می تواند به وعده هایش عمل کند؟ می نویسد: سوال مهم در رابطه با اهداف و جوهره و فرصت های موفقیت و چالش های فراروی این ائتلاف است؟ و اینکه نقشه منطقه ای و در کانون و مرکز آن نقشه عربی در سایه وجود دو احتمال موفقیت و شکست چگونه خواهد بود؟

وجود این پرسش ها و شوک های پی در پی نشانگر آن است که فرصت های موفقیت این ائتلاف بسیار اندک و ضعیف است. نخستین و مهمترین شوک از سوی قطر و از زبان شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر وارد شد، آن هم در سخنانی که از خبرگزاری رسمی این کشور منتشر گردید که از هدف هجمه قرار گرفتن کشورش همزمان با سفر ترامپ به سعودی و پیوند زدن نام قطر با تروریسم و همچنین توصیف گروه اخوان و و جنبش حماس و حزب الله بعنوان تروریسم انتقاد کرد و حماس را نماینده قانونی مردم فلسطین توصیف نمود و فراتر از آن به شدت از سعودی و امارات و مصر و همزان ترامپ و دولت وی انتقاد کرد و  در عین حال با تمجید از ایران، «این کشور را نقطه ثقل منطقه ای و اسلامی دانست که نمی توان آن را نادیده گرفت و تشدید تنش با آن از روی حکمت نیست، به خصوص که ایران قدرت بزرگی و تضمین کننده ثبات منطقه است».

سخنان امیر با سه انگیزه انجام شد: یکی نگرانی به متهم شدن قطر بعنوان متهم اصلی حامی تروریسم  و مجبور شدن به پرداخت بهای جرائم مرتکب شده از سوی این کشور است؛ امری که موجب شد تا امیر قطر با بدست گرفتن ابتکار عمل این اتهامات را تکذیب نماید. انگیزه دوم احساس خیانت قطر از سوی سعودی و امارات و نیز ترکیه بطور مشخص در قبال جنبش حماس بود که در بیانیه ریاض بعنوان گروهی تروریستی توصیف گردید، آن هم علیرغم اینکه قطر و ترکیه برای ارائه «سند حسن نیت» متضمن به رسمیت شناختن حماس بر سران حماس فشار آوردند. اما انگیزه سوم منازعه و رقابت قطر با سعودی بر سر نقش ها و جایگاه در مورد روابط با آمریکا است. امیر قطر از تغییر راهبرد آمریکا در تمرکز بر سعودی به جای قطر و با توجه به سوابق نقش آفرینی قطر در جنگ آزادی کویت و اشغال عراق و تبدیل شدن پایگاه های نظامی العدید و السیلیه بعنوان مناطق نفوذ و حضور نظامی آمریکا در سایه تردید و مخالفت سعودی شوکه شد. امیر قطر مایل بود تا سوابق نقش کشورش به ترامپ را یادآوری نماید که در فرصت هایش برای باقی ماندن بعنوان رئیس جمهور آمریکا شک و تردید وجود دارد. شوک دوم از سوی وزیر خارجه لبنان در قبال اعلامیه ریاض صادر شد که تاکید کرد که این بیانیه بعد از خروج هیئت های شرکت کننده صادر شده است،  بیانیه ای که موجب بروز انفجاری در داخل دولت لبنان گردید، اما سعد حریری نخست وزیر لبنان با تاکید بر تعهد این کشور به بیانیه وزارتی و میثاق اتحادیه عرب و الزامی نبودن اعلامیه ریاض، اقدام به آرام کردن این بحران کرد.

با وجود بحران کنونی فراروی ترامپ در داخل ایالات متحده و بعد از برکناری ناگهانی رئیس اف بی آی و احتمال صدور بیانیه کنگره در مورد دلایل این برکناری و احتمال تاثیر این بحران بر آینده ترامپ بعنوان رئیس جمهور آمریکا علیرغم همه آن میلیاردها دلاری که از سعودی بدست آورده، همه و همه فاش می سازد که امید و آرزوهای بسته شده به ائتلاف ریاض سست و لرزان است و ائتلاف ریاض در معرض تهدیدات زیادی قرار دارد.

چاپ نوشتار