منابع رسمی عربی از سفر ترامپ به خاورمیانه به عنوان رویدادی استثنایی استقبال کرده اند گویا قرار است راه حلی سحرآمیز برای این بحران پیچیده جهانی ایجاد شود
تاریخ: ۹:۴۵ :: ۱۳۹۶/۰۲/۲۳
سفر دوره ای ترامپ و جایگاه فلسطین در آن

طلال سلمان

الشروق مصر

ماه می امسال را می توان «ماه فلسطین» نامید… بدون از یاد بردن این واقعیت که ٦٩ سال پیش در همین ماه (١٤ می ١٩٤٨) تشکیل «کشور اسرائیل» در سرزمین فلسطین و آواره شدن ملت عربی آن روی داد.
در ابتدا از طریق اجلاس اخیر سران عرب در امان (اوخر مارس گذشته) برای یک رشته حوادث مقدمه چینی شد… در این اجلاس غبار از روی مصوبات اجلاس سران عرب در بیروت در سال ٢٠٠٢ زدوده شد که مهم ترین آنها، ابتکار عربستان سعودی برای «به رسمیت شناختن کامل کشور اسرائیل» بود… با این امید که در سرزمین فلسطین، بخشی برای ایجاد «تشکیلاتی فلسطینی» با مناطقی جدا از هم باقی بماند. چنین تشکیلاتی ارتباطی با غزه ندارد که به حال خود رها شده و به هیچ وجه با سرزمین فلسطین که در سال ١٩٤٨ اشغال شد در ارتباط نیست و ارتباطش با اردن نیز محدود و همواره منوط به اجازه اسرائیل است.
پس از اجلاس امان، دیدارهای پیاپی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با سران عرب آغاز شد که در این میان دیدار او با ملک عبدالله بن حسین الهاشمی (شاه اردن) استثنایی بود. دیدار مشابهی نیز بین ترامپ و شاهزاده محمد بن سلمان جانشین ولیعهد عربستان سعودی صورت گرفت. ترامپ سپس میزبان عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر بود و بعد از آن نیز بلافاصله برای بار دوم با پادشاه اردن دیدار کرد و سپس محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به دیدار او رفت.
طبعا بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل از نخستین مقاماتی بود که به دیدار رئیس جمهور آمریکا رفت تا پیروزی او را در برابر هیلاری کلینتون تبریک بگوید.
مهم این است که دونالد ترامپ قرار است به منطقه ما سفر کند و نخستین مقصد او عربستان سعودی خواهد بود. او در این کشور علاوه بر سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان، با سران همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج [فارس] یک جا دیدار خواهد کرد که اطرافیان شاهزاده محمد بن سلمان این دیدار را نتیجه تلاش های او می‌دانند. رئیس جمهور آمریکا بعد از عربستان سعودی راهی اسرائیل خواهد شد و سپس نخستین سفر خارجی خود را با دیدار با پاپ در واتیکان به پایان خواهد رساند… «به این ترتیب او در این سفر با محورهای ادیان سه گانه اسلام، یهودیت، و مسیحیت دیدار می‌کند… تا مقدمه ای برای برقراری صلح در سراسر دنیا باشد»!
این مسئله قطعی نیست که رئیس جمهور جدید آمریکا با خود راه حل هایی برای بحران تاریخی در منطقه داشته باشد که از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در منطقه در سال ١٩٤٨ آغاز شده است. اما منابع رسمی عربی از این سفر به عنوان رویدادی استثنایی استقبال کرده اند گویا قرار است راه حلی سحرآمیز برای این بحران پیچیده جهانی ایجاد شود، هر چند ضعف طرف های عربی به حد فرسودگی رسیده و سلطه اسرائیل با پشتیبانی بی‌حد و مرز آمریکا تقویت شده است و عرب ها آماده اند هر پیشنهاد «بین المللی» را بپذیرند تا آنها را از مسئولیت های قومی خود در قبال ملت فلسطین و حتی در قبال کل امت عربی معاف کند.
از این رو منطقی است که انتظار داشته باشیم طرف های عربی امتیازات بیشتری در این «آرمان مقدس» بدهند… آیا جایز است مقدم رئیس جمهور قدرتمندترین کشور جهان را گرامی نداریم که به منظور کمک به حل این مشکل پیچیده و دشوار به سراغ ما آمده است؟
***
روند «آرمان مقدس»، تشدید ناتوانی سران نظام عربی را از عمل کردن به مسئولیت هایشان در قبال این آرمان و حتی همدستی علیه آن فاش می‌کند.. این ناتوانی بر «سازمان ملی آزادیبخش فلسطین» تأثیر گذاشت که با تصویب دومین اجلاس سران کشورهای عربی در اسکندریه در اواخر سال ١٩٦٣ و پس از آن تشکیل شد که سازمانهای فلسطینی متعددی از جمله جنبش «فتح» بلافاصله بعد از شکست پنجم ژوئن ١٩٦٧ به مبارزه مسلحانه روی آوردند… پس از آن به سرعت «جنبش قوم گرایان عرب» به آن پیوست که به «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» تبدیل شد و بعد از آن نیز جنبش ها و جبهه های مسلحانه متعددی با شعار آزادسازی فلسطین تشکیل شد… به ویژه که نظام های عربی نیز وارد این بازار بی‌دروازه شدند به طوری که عراق به ریاست صدام حسین از یک سازمان منشعب شده از حزب «بعث عراق» حمایت کرد و سوریه به ریاست حافظ اسد نیز جنبش «صاعقه» را به عنوان یک سازمان فلسطینی منشعب شده از حزب «بعث سوریه» تأسیس کرد و از «جبهه خلق برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل» بعد از منشعب شدن آن از «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» حمایت کرد. برخی کشورهای خلیج [فارس] نیز از جنبش «فتح» به علت رویکرد اسلامی آن حمایت کردند.
برخی از این سازمان ها در مبارزه مسلحانه خود شجاعت بسیاری نشان دادند و فدائیان آنها به حملاتی قهرمانانه در داخل سرزمین های فلسطینی یا برضد اهداف اسرائیل در خارج، از جمله ربودن هواپیماهای اسرائیلی و به گروگان گرفتن مسافران آنها برای درخواست آزادی صدها زندانی فلسطینی، دست زدند.
اما نظام عربی بعد از «دیدار» معروف (سفر انور سادات رئیس جمهور مصر به تل آویو و دیدار با مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل.م) و خروج مصر از میدان رویارویی مسلحانه، خط مشی جدیدی با شعار «سازش» در پیش گرفت. سازمان آزادیبخش فلسطین به ریاست یاسر عرفات فقید، روند حل صلح آمیز مناقشه را آغاز کرد در حالی که می‌دانست دشمن اسرائیلی که بعد از خروج مصر از میدان نبرد و روی آوردن سوریه به مذاکره به منظور بازپس گرفتن سرزمین های اشغالی خود خیالش آسوده شده است، حتی یک وجب از سرزمین فلسطین را نیز به سازمان او واگذار نخواهد کرد.
«توافقنامه اسلو» رویدادی غیرمنتظره برای مسئولان نظام عربی بود که سرگرم مذاکره دسته جمعی با دشمن اسرائیلی در مادرید برای دستیابی به سازشی مرحله ای بودند… به موجب این توافقنامه، «کنفرانس صلحی» در کاخ سفید واشنگتن زیر نظر بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا برگزار شد و در آن اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل با یاسر عرفات رئیس فقید تشکیلات خودگردان در باغ گل‌های کاخ سفید دیدار کرد تا توافقنامه صلح مرحله ای را امضا کنند… اما افراط گرایان اسرائیلی به سرعت «قهرمان ملی» اسرائیل یعنی رابین را ترور کردند و اسرائیل نیز به سرعت از تعهداتش طبق این توافقنامه شانه خالی کرد در حالی که رهبران فلسطینی جز قبول پیشنهاد «ورود به سرزمین های اشغالی» به منظور ادامه دادن به «مبارزه سیاسی» با تکیه بر «حمایت بین المللی» و ایستادگی ملت فلسطین بعد از سال های سال اشغالگری، چاره ای نداشتند.
رهبر فلسطینی یاسر عرفات بعد از محاصره شدید مقر حکومتش در رام الله، غمگینانه جان باخت و تلاش ها برای درمان او در فرانسه به منظور نجات دادن او از مرگ حتمی نتیجه نداد از این رو گفته شد این رهبر استثنایی، به علت مسموم شدن مرده است. او بر بازگشت – حتی به شکل جسد – پافشاری کرد تا در سرزمین مقدس فلسطین به خاک سپرده شود.
***
روند چشم پوشی کردن از آرمان مقدس فلسطین، روندی بسیار طولانی و اساساً روندی عربی است هرچند نتایج تلخ آن برای فلسطینی هاست. به این ترتیب رهبران فلسطینی می توانند کنار کشیدن کشورهای عربی و گاهی هم فشارهای سیاسی و مالی این کشورها را برای دادن امتیازات بیشتر و قبول آنچه که به دست آوردنش امکان پذیر است بهانه کنند تا همه چیز از دست نرود!
از این رو رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که شادمان وارد دفتر رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ در کاخ سفید شد می تواند ادعا کند که با توجه به شرایط کنونی، این حداکثر چیزی است که می توانست به دست آورد… عرب‌ها نابود شده یا در آستانه نابود شدن هستند. دست و پای مصر با توافقنامه صلح بسته شده و سوریه غرق در جنگ داخلی و جنگ علیه آن است و عراق تکه تکه شده و جنگ علیه داعش فراتر از توان آن است. اما عربستان و دیگر کشورهای خلیج [فارس] به جنگ علیه یمن مشغولند که مردم آن آواره یا کشته یا زخمی شده اند و در آن نه اقتصاد وجود دارد نه دولت و نه برادرانی که نجاتش دهند یا دست کم با آن نجنگند!
اما آنچه «ابومازن» به دست خواهد آورد همان مقداری است که اسرائیل راضی به دست کشیدن از آن شود البته با در نظر داشتن این نکته که اسرائیل به علت ضعف عرب‌ها و حمایت بی‌دریغ غرب و شرق در اوج قدرت است و فلسطینی ها از احتمال تغییر معادله جز با توسل به زور ناامید شده اند در حالی که به رغم قهرمانی پسران و دختران فلسطینی که نظامیان دشمن را با کمترین ابزارهای مقاومت (مثل چاقوی آشپزخانه یا خودرو) هدف حمله قرار می‌دهند، توانی برای تغییر معادله باقی نمانده است.
مصوبات نشست های سران کشورهای عربی راه را به روی امتیاز دادن های بی حد و حصر باز می کند… همه به علت جنگ هایی که در آن درگیر هستند مسئله فلسطین را کنار گذاشته اند که جنگ در سوریه و علیه آن و جنگ علیه یمن و جنگ علیه عراق از نمونه های آن است در حالی که لیبی تکه تکه شده و کشورهای شمال آفریقا غرق در مشکلات خود هستند و دست و پای مصر به علت معاهده صلح و دیگر قید و بندها بسته است. منتظر دوره دیگری هستیم…

چاپ نوشتار