تلاش های دیپلماتیک باید به ریشه ها و علل و نه معلول ها بپردازد. صلح درافغانستان نیازمند مشارکت موثر و هماهنگ قدرتهای منطقه و جهانی است و نه انداختن بمب.
تاریخ: ۹:۵۹ :: ۱۳۹۶/۰۲/۰۹
ده اصل برای حل بحران افغانستان

سید حسین موسویان
واشنگتن تایمز

جنگ آمریکا درافغانستان پانزده سال طول کشیده و به طولانی ترین جنگ آمریکا تبدیل شده بدون اینکه چشم اندازی برای خاتمه آن وجود داشته باشد.آمریکا و متحدانش از سال ۲۰۰۱ و بعد از ساقط کردن طالبان، برای ساماندهی اوضاع افغانستان تلاش کرده اند اما وضعیت بگونه ای وخیم تر شده که دراوایل سال ۲۰۱۷، دولت افغانستان حدود ۵۲% خاک کشور راکنترل و مابقی دراختیار طالبان و و القاعده و دیگرگروه ها است. از عمق فاجعه همین بس که درعملیات تروریستی اخیر طالبان، ۱۴۰ نظامی افغانی کشته و۶۰ تن زخمی شد، رییس جمهور افغانستان عزای ملی اعلام کرد و بیش از ۶۷۰۰ نیروی نظامی و امنیتی افغانستان درسال ۲۰۱۶ کشته شدند.

تلاشهای اوباما رییس جمهور سابق آمریکا برای حل بحران افغانستان از طریق نظامی بی نتیجه ماند و لذا  دردوره ریاست جمهوری خود، نیروهای آمریکا را از صدهزار به نه هزار نفر کاهش داد. اکنون دولت ترامپ بجای راه حل سیاسی، دنبال افزایش اقدامات نظامی است. چند روز بعد از اینکه آمریکا از “مادربمب ها” درافغانستان استفاده کرد،مک مستر مشاورامنیت ملی آمریکا به افغانستان سفر نموده و قول افزایش حمایت های نظامی به دولت کابل داد.

اکنون زمان آن فرارسیده که همه بازیگران منطقه ای و بین امللی بدنبال یک طرح جامع صلح باشند. جیمزماتیس وزیر دفاع آمریکا اخیرا اظهار نمود:”درهرنقطه منطقه که مشکلی باشد، شما ردپای ایران را خواهید دید”. ظاهرا ایشان فراموش کرده که درسال ۲۰۰۱ آمریکا صرفا با کمک ایران توانست طالبان را ساقط کند اما درپاسخ این همکاری، ایران را”محور شرارت” خواند، تلاش کرد ایران را درحاشیه قرار داده و با این سیاست موجب وخیم تر شدن اوضاع افغانستان شد. اکنون نیز ماتیس وزیر دفاع برای گفتگو درمورد استراتژی جدید آمریکا به افغانستان سفر کرده است.

صلح و ثبات پایدار در افغانستان درصورتی بدست خواهد آمد که قدرتهای منطقه ای و جهانی بر سر این ده اصل توافق و همکاری کنند:

۱-افغانستان نباید میدان تقابل گروهای دست نشانده دیگرکشورها باشد. در این راستا دولت کابل هم باید یک رابطه متوازن با همه قدرت های تاثیرگذار برقرار کند.

۲-افراط گرایی و خشونت، با منشاء داخلی و خارجی، باید بعنوان مهمترین تهدید ثبات افغانستان تلقی شده و دولت مرکزی این کشور نیز برای مقابله با این پدیده مورد حمایت جدی قرار گیرد.

۳-دولت وحدت ملی افغانستان به زعامت اشرف غنی و عبدالله به حمایت نیاز دارند اما باید اختلافات داخلی خود را هم مرتفع کنند. قدرت های خارجی می توانند میانجی مصالحه باشند و به برقراری یک “گفتگوی ملی” درافغانستان کمک کنند.

۴-تنش های ژئوپولیتک بین سه کشور هند و پاکستان و افغانستان باید توسط جامعه جهانی مدیریت شود. رقابت هند و پاکستان بر سر کشمیر بر مشکلات افغانستان افزوده ضمن اینکه اشرف غنی رییس جمهور افغانستان هم پاکستان را متهم به جنگ اعلام نشده با افغانستان نموده است.

۵-مواد مخدر و فساد، دو چالش عمده  مانع برقراری یک دولت مرکزی قوی درکابل، باید ریشه کن شود. درسال ۲۰۱۶ میزان رشوه به دولتی ها بیش از کل درآمد دولت افغانستان بود، کشت خشخاش ۱۰% و کشت تریاک  ۴۳% افزایش داشت.

۶-برای برخی از همسایگان، افغانستان آب انبار منابع آبی است. لذا تاسیسات و منابع آبی افغانستان باید به گونه ای توسعه یابد که از سهم همسایگان کاسته نشود. توزیع عادلانه آب با همسایگان، جزء لاینفک ثبات و امنیت این کشورخواهد بود.

۷-همسایگان باید توسعه اقتصادی افغانستان را دستاوردی مثبت تلقی کنند. تامین جایگاه افغانستان درترانزیت آسیایی-اروپایی ضرورب است. دراین راستا، تحقق قرارداد ایران-هند-افغانستان درمورد توسعه بندر چاه بهار، موجب خواهد شد که افغانستان به خلیج فارس و دریای عمان دسترسی پیدا کند.

۸-تامین کمک های انسان دوستانه مناسب برای افغانستان مهم است. برای چند دهه، این کشور بزرگترین منبع صدور مهاجر و پناهنده به دنیا بوده است بنحوی که ایران و پاکستان ۹۵% این بار را به دوش کشیده اند. ایران به تنهایی سه میلیون مهاجر افغانی را برای چند دهه میزبان کرده است. یک استراتژی و برنامه برای بازگشت داوطلبانه و استقرار مجدد میلیون ها مهاجر و آواره افغانی ضروری است.

۹-هر طرحی برای ثبات افغانستان باید دربرگیرنده صلح جامع، آرامش و حفظ شئونات ملت افغانستان باشد. دراین راستا و در نهایت خروج نیروهای خارجی از افغانستان ضروری است.

۱۰- بجای تشکیل یک ائتلاف های چندگانه توسط برخی از کشورها، افغانستان نیازمند یک ائتلاف هماهنگ و پایدار بین المللی است. بدین منظور تشکیل ائتلاف گروه کشور های ۴+۵ باحضور پنج عضو دائم شورای امنیت و چهار کشور منطقه ای ایران، پاکستان، هند و افغانستان، برای اقدامات همه جانبه هماهنگ پیشنهاد می شود.

تلاش های دیپلماتیک باید به ریشه ها و علل و نه معلول ها بپردازد. صلح در افغانستان نیازمند مشارکت موثر و هماهنگ قدرت های منطقه و جهانی است و نه انداختن بمب.

چاپ نوشتار