تاریخ: ۸:۴۳ :: ۱۳۹۶/۰۲/۰۳
آیا روش و خط مشی اردوغان نتیجه دارد؟

عبدالرضا غفرانی

بعد از انجام همه پرسی برای تغییر قانون اساسی در ترکیه، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در مصاحبه با یکی از شبکه های خبری سخنانی در مورد ایران بیان داشت که تکرار حرف های گذشته اوست و خالی از محتوی بود. اما به راستی چرا اردوغان این گونه و بی پروا و بدون توجه به حسن همجواری و شرایط منطقه، در مورد همسایه قدرتمند خود چنین مواضع نسنجیده‌ای اتخاذ می کند؟

بی تردید اردوغان نمی تواند به این واقعیت بی توجه باشد که در همه پرسی هفته گذشته تقریباً نیمی از رأی دهندگان به تغییر قانون اساسی رأی منفی دادند. زیرا در آینده با جامعه ای دو قطبی مواجه خواهد بود و لذا ادامه حکومت و اداره کشور برای او چندان آسان نخواهد بود. معمولا برخی از رهبران کشورهای مختلف برای انحراف افکار عمومی داخلی و پوشاندن ناکامی های سیاست های داخلی سعی در فرافکنی و معطوف داشتن افکار عمومی به مسائل خارجی می کنند. بی تردید مواضع اخیر اردوغان که تقریبا از دو سال پیش به این طرف بارها تکرار شده از شمول چنین قاعده ای خارج نیست. رئیس جمهور ترکیه این را هم می داند که روش او نه تنها نتیجه ای نخواهد داد بلکه نتایج معکوسی داشته و تنها به تشدید و افزایش بحران و تنش در این منطقه حساس دامن می­زند. این چیزی است که در دو سال گذشته ثابت شده است. او در این روش خود تلاش زیادی می کند تا با معاذیر بی اساس، بحران و تشنج موجود را، که خود او در تشدید آن سهیم بوده است، متوجه دیگران نماید.

عامل دیگری که احتمالا در رفتار سیاسی و خط مشی اردوغان بی تاثیر نبوده، به شخصیت او باز می گردد. از زمانی که صحبت از تغییر سیستم سیاسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی مطرح شده است، او برای جلب افکار عمومی در داخل و خارج و برای این که نشان دهد در راس قدرت یک کشور مهم قرار گرفته است لابد می تواند در همه تحولات منطقه تاثیر زیاد و تعیین کننده ای داشته باشد . البته تردیدی نیست ترکیه عامل مهمی در تحولات منطقه به شمار می رود که نمی توان و نباید آن را نادیده گرفت. اما تاثیر این کشور در تحولات این منطقه نسبی است . چون در این تحولات عوامل تاثیر گذار و بازیگران پر قدرت دیگری هم هستند، که نقش آنها اگر بیشتر از ترکیه نباشد کم تر هم نیست. لذا چنین می توان نتیجه گرفت که اردوغان یا اوضاع منطقه را به خوبی درک نکرده است، و یا می داند ولی جاه طلبی های او مانع از قبول واقعیات منطقه است. باید گفت در هر دو صورت چنین تصوراتی در شرایط پر آشوب کنونی خالی از خطر نیست و قطعا نتایج آن دامن گیر ترکیه نیز خواهد شد.

سوم این که، با این گونه خط مشیها و روشها این تصور کم و بیش در گوشه و کنار جهان به وجود آمده که او هم مانند بعضی ها، یک شخصیت سیاسی جنجالی و عوام­گراست . به علاوه این توهم در او به وجود آمده که با این روش می تواند به اهداف خیالی خود دست یابد. وی در چند سال و به خصوص ماه­های اخیر با غوغاسالاری و فرافکنی، دیگران را مقصر دانستن و متاسفانه بر خلاف عرف و نزاکت بین المللی مبادرت به موضع گیری های نسنجیده کرده و سخنانی به زبان آورده که می تواند بی اعتمادی سایر کشورها را چه در منطقه و یا حتی در اروپا نسبت به خودش موجب شود و چه بسا این طور هم شده است.

اکنون به آسانی می توان دریافت که در نتیجه سیاستها و مواضع غیر منطقی او، روابط ترکیه نه تنها با هیچ یک از همسایگان آن کشور من جمله ایران آن گونه که باید گرم نیست، بلکه با بعضی از آنها حتی نا آرام است به طوری که با برخی در آستانه قطع روابط است. ناگفته نماند، ایران به عنوان قدرتمندترین همسایه ترکیه همواره در مقابل چنین موضع گیری های ترکیه، روش منطقی توام با خویشتن داری و با توجه به حسن همجواری داشته است چون خواهان آرامش و ثبات در این منطقه است.

به علاوه روش اردوغان موجب بی اعتمادی کشور های عضو اتحادیه اروپا نیز شده است. او با زبانی سخن می گوید، که گوئی برای دیگران تعیین تکلیف می کند و حتی تا آن جا پیش می رود که دولت های این کشورها را فاشیست می نامد و آنها را با هیتلر مقایسه می کند. وزرای او هم به تبعیت از رئیس خود مشغول به تهدید کشورهای اروپائی هستند و برای آنها خط و نشان می کشند. هر چند واقعاً معلوم نیست که این تهدیدها تا چه اندازه از پشتوانه عملی و واقعی برخوردار است. طبعاً این ترکیه است که بیشتر به اتحادیه اروپا نیاز دارد و بااین سیاستها و مواضع ناپخته اردوغان بی تردید همان احتمال کوچکی که برای ورود ترکیه به اتحادیه اروپا وجود داشت هم اکنون ازمیان رفته است. همه می دانند ترکیه بیش از سه دهه است که برای ورود به اتحادیه اروپا تلاش می کند.

سخن آخر این که بد نیست مقایسه ای میان دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و اردوغان بشود. همین چند ماه پیش بود که دونالد ترامپ با سر و صدا و غوغاسالاری و دادن وعده‌های بلند پروازانه به کاخ سفید راه پیدا کرد. ولی در همان صد روزه اول حکومت خود مجبور شد بارها و بارها از مواضع قبل خود برگردد و نظراتش را تغییر دهد، البته این روند کماکان ادامه دارد. بی تردید رجب طیب اردوغان حتی اگر به عنوان رئیس جمهور بلامنازع در داخل کشور باشد بی تردید قدرت و امکانات او به مراتب کم تر از رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا است و قطعاً قادر به هر کاری که در تخیل خود دارد نخواهد بود. از این رو او حتی باید بیش از دونالد ترامپ در سخنان و موضع گیری خود احتیاط نماید، چون بعدا مجبور خواهد شد مواضع خود را تغییر دهد و بی شک هزینه های آن به مراتب سنگین تر از هزینه هائی است که دونالد ترامپ باید بپردازد. در واقع بهتر است آقای اردوغان به این ضرب المثل آموزنده توجه و بدان عمل کند که می گوید: “یک مثقال پیشگیری به مراتب بهتر از یک تن معالجه است”.

چاپ نوشتار