تاریخ: ۱۴:۲۶ :: ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
متن سخنرانی وزیر خارجه ایران در اولین همایش وزاری امور خارجه کشورهای عضو مجمع تمدن های کهن

به نام خداوند بخشنده مهربان

خوشوقتم از این که به عنوان نماینده ایران در مجمع تمدن های کهن شرکت می کنم. ابتکار تاسیس «مجمع تمدن های کهن» اقدامی شایسته و ارزشمند است و بر درک نقش جاودان تمدن ها در جهان به هم پیوسته امروز دلالت می کند. از فرصت استفاده نموده از دوست و همکارمان، آقای نیکاس کوتزیاس برای ارائه ابتکار خردمندانه و به موقع و نیز تمهیدات عالی و فوق العاده برای گردهم آوردن دیپلمات ها و دانشگاهیان در آتن به منظور تبادل نظر و برنامه ریزی برای آینده، تشکر می کنم. همچنین مراتب قدردانی و تشکر خودم را از مردم و دولت یونان، به واسطه مهمان نوازی گرم و سخاوتمندانه شان ابراز می دارم.

گردهم آمدن ما در اینجا، تلاشی عینی در جهت هم افزایی سهم و مشارکت تمامی تمدن ها-که به واقع میراث مشترک بشری را تشکیل می دهند-برای پرداختن به چالش های خطیری است که همه ما در جوامع خودمان و یا در مقیاس جهانی با آنها روبروییم؛ در جهانی که پیچیده و مملو از انواع بحران ها و همراه با آینده ای پر از ابهامات و عدم قطعیت هاست. این نشست همچنین این واقعیت را برجسته می کند که علم، فناوری، پیشرفت و رفاه مادی-که ثمراتش با کمال تاسف، بطور نابرابر توزیع شده است-جملگی در حل و فصل مشکلات مشترک، ناموفق بوده و شکست خورده اند و به نظر نمی رسد که نویدبخش آینده ای بهتر باشند. از این رو داعیه اتکاء به نقش تمدن (برای حل مشکلات بشری) پذیرفتن بار مسئولیت سنگینی است.

سخنانم در این مجمع، خلاصه و هدفدار و متمرکز بر این است که مجمعی با چنین ترکیب، شکل و محتوایی چه پیامدی برای شرکت کنندگان و در سطحی کلی تر، برای جامعه بزرگ جهانی دارد. در اینجا و در ابتدای سخن خاطرنشان می سازم که هدف ما در اینجا سخنرانی در بزرگداشت تمدن های خود-یا به عبارت دیگر، بخشیدن جایگاهی رفیع به این تمدن ها- و نیز مدح و ستایش آنها یا توصیف ویژگی ها، محاسن، خصوصیات یا دستاوردها در گذشته نیست-گرچه این تمدن ها را نمایندگی می کنیم، به آنها افتخار می کنیم، میراث دار آنهاییم و به آنها مدیونیم. ذخایر غنی دانش موجود از تمدن های کهن و باستانی، برای کارشناسان این رشته، دانشگاهیان و سایرین به طور کامل شناخته شده و همچنان الهام بخش تحقیقات دانشگاهی می باشند. در این تلاش مشترک، بایستی به عواملی که به تمدن های ما شکل داده و آنها را پایدار ساخته اند، به عنوان هویت های پویا و زنده بپردازیم، از گذشته درس بگیریم و از فرازونشیب های آنها در امتداد تاریخ بیاموزیم.

ارزیابی خطوط کلی تمدن چندین هزار ساله بشری به ما می آموزد که تبادلات و تعاملات میان تمدن های بشری — هر یک با خصوصیات ویژه خود و هر کدام به صور و درجات متفاوت و نیز در ادوار گوناگون — تمدن مشترک بشری را شکل داده اند. تبادلات و تعاملات میان گستره ای وسیع از دسته جات بشری، از اولین روزهای ثبت تمدن بشری تا به امروز، به گفتگو و تفاهم از طریق ابزارهایی چون تعاملات فکری، ادبیات و هنر متکی بوده است. برای نشان دادن سهم و مشارکت ارزشمند ادبیات تمدن های کهن در ترویج شفقت و درک سرنوشت مشترک جامعه بشری، مثالی زیبا و منحصر به فرد از سعدی، شاعر شهیر ایرانی قرن سیزدهم، تقدیم شما می نمایم:

بنی آدم اعضای یکدیگرند                   که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار

تو کزمحنت دیگران بی غمی      نشاید که نامت نهند آدمی

ادبیات و هنر به مثابه رسانه هایی قابل اتکا و استفاده با هدف نهایی استمرار تمدنی بوده اند. تفاوت میان جهان امروز و گذشته، در درجه پیچیدگی است که امروزه با آن روبروییم، این تفاوت خواه در رابطه با تعداد و تنوع بازیگران، خواه کثرت چالش ها در عرصه های گوناگون حیات بشری یا در رابطه با شبکه روابط پیچیده و بیش از پیش سردرگمی که پدید آمده، دیده می شود. در عین حال، حقیقت شاهکار هشتصد ساله سعدی و نیاز به آن، امروزه و در عصر جهانی شدن نیز به خوبی هویدا و آشکار است و به ما متذکر می شود که بشریت فقط یک «دهکده جهانی» نیست، بلکه «یک پپکر واحد انسانی» است که در آن هیچ عضوی را قرار و سود و رونقی نخواهد بود هنگامی که سایر اعضا دچار درد و تالم اند.

بدیهی است که جامعه بشری امروزه با چالش های مشترک و خطیری روبروست که طیف وسیعی از موضوعات همچون اهداف دور از دسترس توسعه پایدار، حفاظت از محیط زیست و فقرزدایی برای بخش بزرگی از جامعه بین المللی تا مبارزه با دو پدیده جدید افراط گرایی و تروریسم به عنوان بیماری های عالمگیر، را دربر می گیرد. ماهیت جهانی شده و به هم پیوسته جریان امور در سراسر گیتی، ما را ناگزیر می سازد که برای مشکلات مشترک به راه حل های مشترک روی آوریم. بعلاوه، از آنجا که شاهد احیای گرایش به رویکردهای آزمایش شده-و شکست خورده-یکجانبه هستیم، تاکید می نمایم که باید به دنبال یافتن راه حل های چندجانبه باشیم.

واقعیات عینی و ملموس تغییر کرده و لذا متقابلا باید در فوریت و در برخورد قاطع مشترک و دسته جمعی با این چالش توسط جامعه جهانی نیز تغییر ایجاد شود. بعلاوه، درست در همین جاست که نقش ویژه تمدن های کهن ضرورت می یابد. این تمدن ها در مقایسه با سایر اعضای بسیار جوان تر جامعه بشری، از دانش، عمق فکری و معنوی، تجربه به بوته آزمایش گذاشته شده و بصیرت تاریخی بیشتر و قابل اتکاتری که با هزینه فراوان به دست آمده است برخوردارند. با توجه به بزرگی این چالش ها و فعالیت تعداد بیشماری از نهادهای رسمی و نه چندان رسمی درگیر در مقابله با آنها که ادعای ارائه چاره و راه حل نیز دارند و با توجه به ضرورت اجتناب ناپذیر برخورد واقعی و عینی، با انگشت بر ضربان و پا بر زمین، مسئولیت این مجمع حکم می کند که رویکردی متمرکز، دستورکاری دقیق و قابل حصول و ساختاری عملی را به منظور تضمین پیگیری فعال و موثر اهداف مشترکمان در پیش بگیرد. نه می توان به محدودیت های موجود در جهان بی توجه بود و نه باید در دام آشنا و آسان ایده آل های بلندپروازانه و غیرقابل دسترسی افتاد.

آن چه که باید در این مرحله اولیه و البته حساس فعالیت مجمع به آن پرداخت، رسیدن به یک تفاهم کلی و جمعی در خصوص مفاهیم و اصول فراگیر و بنیادینی است که به فعالیت های آتی ما شکل و جهت می بخشد. بایستی مفاهیم و مبانی اصولی چون تنوع، فراگیری، مدارا، اعتدال، گفتگو، عدالت، انصاف، حقوق بشر، دمکراسی و حکومت داری شایسته را، علیرغم تفاوت های اجتناب ناپذیر در خصوص به کارگیری و اجرای آنها، شناخته و به آنها احترام بگذاریم.

ما به عنوان وارثان تمدن‌های کهن از درک و فهم تاریخی عمیقی از این که پیروزی ها و شکست ها تنها لحظات کوتاهی در تاریخ چندهزار ساله ما بوده اند، برخورداریم و لذا بایستی پارادایم «حق با قدرت است» و پارادایم حذف را که در اشکال گوناگون خود موجب خونریزی و تخریب در سراسر تاریخ شده و خشونت، توسعه نیافتگی و افراط گرایی به همراه آورده اند، به چالش بکشیم. این پارادایم بیش از حد بر روابط میان جوامع و ملت ها حاکم بوده و باعث جنگ، جنایت، اشغال، سرکوب، تبعیض و آوارگی گشته است. تروریسم و افراط گرایی شایع که امروزه فراروی کشورها و مناطق سراسر جهان از جمله غرب آسیا، مهد بسیاری از تمدن‌های کهن، قرار دارد، محصول چنین الگویی است که زمان آن گذشته است.

جامعه بشری امروزه به شدت محتاج پذیرش تنوع غنی در درون و میان تمدن هاست. وارثان تمدن‌های کهن دارای یک مسئولیت تاریخی برای پیشگام شدن در ترویج گفتگو و مشارکت همگانی بر اساس احترام متقابل و موضع برابر برای ایجاد یک پارادایم جدید روابط جهانی هستند. در سال ۱۹۸۸، جناب آقای خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و رئیس سازمان کنفرانس اسلامی – که اکنون سازمان همکاری‌ اسلامی نامیده می‌شود – با تلفیق میراث تمدن ایرانی و ارزش‌ها و آموزه‌های رفیع اسلامی، ابتکار «گفتگوی تمدن ها» را ارائه داد که به اجماع مورد استقبال مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و سال ۲۰۰۱ به عنوان سال گفتگوی تمدن‌های ملل متحد نامگذاری گردید. گفتگوی مورد نظر ما بر این پیش فرض استوار است که منابع خرد و دانش ذاتاً متنوع هستند و هر تمدن هم دستاوردهای زیادی برای عرضه کردن دارد و همزمان می تواند از دیگران بیاموزد. چنین گفتگویی میان تمدن‌ها به غنای بیشتر و هم­افزایی می انجامد و نشانگر  عبور از «الگوی محرومیت» به سوی «الگوی گفتگو و مشارکت همگانی» است. در سپتامبر ۲۰۱۳ نیز رئیس جمهور روحانی، ابتکاری مشابه را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بنابر همان ضرورت تغییر الگو و پارادایم، عرضه کرد و خواستار «جهان عاری از خشونت و افراط گرایی» (WAVE) شد که مورد تصویب مجمع قرار گرفت.

با این نتیجه گیری به اظهاراتم خاتمه می دهم که ما به عنوان نمایندگان تمدن های کهن که در معرض طوفان های سهمگین و شاهد صعود و سقوط امپراطوری ها بوده ایم، از سابقه تاریخی لازم برای ارائه و ارتقای دو درمان برای بسیاری از بیماری های این دوره از حیات جوامع بشری برخورداریم: گفتگو و اعتدال.

از توجه شما سپاسگزارم.

چاپ نوشتار