یکی از خطرناکترین نتایج حمله نظامی جسورانه دولت ترامپ به سوریه، حمایت مشترک عرب ها و اسرائیلی ها از این تصمیم بود که افسانه «دشمنی تاریخی» را کنار گذاشتند و در سایه تفاهم های همه جانبه بین المللی که –برای نخستین بار- بین واشنگتن و مسکو به دست آمد به سوی «آینده ای همراه با صلح» پیش رفتند. گویا جهان تغییر کرده و نقشه های جنگ کنار گذاشته شده و زمان صلح فرا رسیده است!
تاریخ: ۱۸:۳۹ :: ۱۳۹۶/۰۱/۲۵
حمله آمریکا به تاریخ… باعنوان حمص!

طلال سلمان

الشروق مصر

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا حتی پیش از آن که یکصد روز نخست زمامداری خود را در کاخ سفید به پایان برساند، موفق شد خود را به عنوان پادشاه سرزمین های عربی، اعم از کشورهای پادشاهی و امیرنشین ها و شیخ نشین ها و برخی جمهوری ها معرفی کند.
او ثابت کرد همان «قهرمانی که همه منتظرش هستند» و «رهبر موعود» است و به دوره انعطاف و تردید و فقدان ابتکار در مرکز هستی –واشنگتن- یعنی دوره باراک اوباما رئیس جمهور دورگه و مردد که از توسل به زور نفرت داشت پایان داد.
دونالد ترامپ با وارد کردن یک ضربه در لحظه ای که انتظار آن نمی رفت در مکانی در عمق خاک سوریه که ظاهرا به علت حضور روسیه و حمایت بی حد و اندازه ایران، از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی مصونیت داشت، واقعیتی جدید را در خطرناکترین و حساس ترین منطقه جهان خلق کرد و با این کار، بار دیگر واشنگتن را به مرکز تصمیم گیری جهان تبدیل کرد.
دونالد ترامپ با این ضربه غیرمنتظره و موفقیت آمیز با یک تیر چند نشان زد:
-نخست او ثابت کرد که مرد تصمیم گیری است نه فقط یک نظاره گر که صبح زود بیدار می شود تا رقبای خود در دنیای سیاست و اقتصاد و رسانه را با پیام هایی اینترنتی سرگرم کند که موجب رضایت خاطر خودش می شود ولی آنها را نگران می کند و موجب می شود برای تفسیر اهداف او به تکاپو بیفتند.
-ترامپ با این کار به هرنوع جنجال آفرینی و تلاش برای زیر سئوال بردن ماهیت روابطش با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و نسبت دادن بخشی از پیروزی چشمگیرش به پوتین در انتخابات ریاست جمهوری در برابر نامزد پرمدعا هیلاری کلینتون، پایان داد. در حالی که نظرسنجی ها نشان دهنده پیروزی کلینتون بود و او از حمایت خارجیانی برخوردار بود که به علت «خارج از کنترل بودن» ترامپ، احساس نگرانی می کردند.
-ترامپ همچنین با این کار به دوستان عرب خود اطمینان خاطر داد، دوستانی که شادمان برای تبریک گفتن به سوی او شتافتند با این باور که دوره دودلی آمریکا و خودداری از درگیر شدن به پایان رسیده است و آنها می توانند به رهبری شجاع و تصمیم گیرنده تکیه کنند.
-جدی تر و مهم تر از همه این بود که رئیس جمهور آمریکا با این کار به «دوستانش در اسرائیل» اطمینان خاطر داد که واشنگتن به عنوان طرفی توانمند و همیشه در صحنه و فعال، از هیچ گونه رفتار یا اقدام احتمالی دمشق (یا تهران) و حتی مسکو که ممکن است خطری هرچند احتمالی برای امنیت و صلح اسرائیل داشته باشد، غافل نخواهد شد.
ترامپ به این ترتیب ثابت کرد که سریع اقدام می کند و قاطعانه تصمیم می گیرد و وارد مبحث احتمالات و خطرات نمی شود بلکه وقتی حرفی می زند، با سرعتی سریعتر از سرعت صوت به آن عمل می کند. بنابراین می توان گفت «نظام های عربی» بار دیگر «پناهگاه بین المللی» خود را به دست آورده اند که به سرعت اقدام می کند و تردید به خود راه نمی دهد و با محاسبات پیچیده از تصمیم خود منصرف نمی شود بلکه تصمیم می گیرد و موشک ها هم در هدفگیری اشتباه نمی کنند.
به این ترتیب بود که عرب ها اعم از پادشاهان و شاهزادگان و شیوخ این تصمیم شجاعانه را تحسین کردند و حتی یک لحظه از سر دلسوزی یا پشیمانی در برابر این واقعیت مکث نکردند که آمریکا یک کشور عربی را هدف قرار داده است. از نظر آنها «قهرمانشان» به میدان بازگشته و ابتکار عمل را به دست گرفته و به دوره دو دلی اخلاقی و دوره تفکر عمیق درباره عواقب و نتایج اقدامات، پایان داده است.
اهمیتی ندارد که سوریه با تاریخ درخشان و نقش ریشه دار قومی خود هدف قرار گرفته است و اهمیتی ندارد که ارتش این کشور هدف حمله بوده است که با دشمن اسرائیلی به شکلی جنگید که هیچ ارتش دیگر عربی بجز ارتش مصر آن گونه نجنگیده بود. همچنین اهمیتی ندارد که حمص به عنوان خاستگاه تاریخ درخشان خالد بن ولید، میدان جنایت آمریکا بود که ارتش سوریه را هدف قرار داد.
همچنین اهمیتی ندارد که حمله موشکی آمریکا در میان رشته سفرهای پادشاهان و رؤسای جمهور عرب به کاخ سفید صورت گرفت. رئیس جمهور مصر سپهبد عبدالفتاح سیسی به تازگی سفر رسمی خود به آمریکا را به پایان برده بود و پادشاه اردن نیز در مسیر بازگشت از آمریکا به امان پایتخت خود بود… و مقامات عرب زیادی نیز در راه بودند.
علاوه بر این، لازم است از شجاعت استثنایی رئیس جمهور بی همتای آمریکا، دونالد ترامپ تمجید شود که در اتخاذ این تصمیم جسورانه بلافاصله بعد از ورود رئیس جمهور چین در نخستین سفر رسمی او به ایالات متحده آمریکا، تردید نکرد در حالی که از روابط ویژه بین پکن و دمشق آگاه بود.
این مسائل همه نشان می دهد رئیس جمهور آمریکا فرد بی باکی است که از اتخاذ تصمیم های دشوار هراسی ندارد و نه فقط درباره توانایی های کشورش بلکه درباره حجم حمایت کشورهای عربی و اسرائیل و طرف های بین المللی از تصمیم شجاعانه خود اطمینان خاطر دارد.
یکی از خطرناکترین نتایج این تصمیم جسورانه، حمایت مشترک عرب ها و اسرائیلی ها از این تصمیم بود که افسانه «دشمنی تاریخی» را کنار گذاشتند و در سایه تفاهم های همه جانبه بین المللی که –برای نخستین بار- بین واشنگتن و مسکو به دست آمد به سوی «آینده ای همراه با صلح» پیش رفتند. جهان تغییر کرده و نقشه های جنگ کنار گذاشته شده و زمان صلح فرا رسیده است!
اردوگاه سوسیالیسم، ربع قرن پیش و شاید هم بیشتر فروپاشید و دوره اتحاد شوروی و دکترین کمونیستی آن به پایان رسید و کل جهان در آغوش سرمایه داری قرار گرفت… دوره دشمنی بین واشنگتن و مسکو و بین شرق و غرب به پایان رسید، پس چرا مناقشه دیرینه بین عرب ها و اسرائیل، و به عبارتی بین فلسطینی ها و اسرائیل و به شکلی دقیق تر بین بخشی از فلسطینی ها (و بخشی از عرب ها) با اسرائیل به پایان نرسد؟ و چرا جهان به سوی صلح پیش نرود؟!
***
عرب ها اعم از رؤسای جمهور و پادشاهان و شاهزادگان و شیوخ، از حمله آمریکا به پایگاه نظامی سوریه نزدیک حمص استقبال می کنند: مهم نیست که احتمال دارد موشک های حاوی مواد شیمیایی از آنجا به سوی کفر شیخون (خان شیخون صحیح است.م) در استان ادلب شلیک شده باشد… مهم این است که جهان، ادعای واشنگتن و دولت بزرگوار آن را باور کند که کلید جنگ و صلح را در جهان در اختیار دارد نه ادعای سوریه را که به زمین و آسمان آن تجاوز شده است… ادعای طرف قدرتمند، راست پنداشته می شود حتی اگر دروغ گفته باشد و ادعای طرف ضعیف را می توان دروغ پنداشت حتی اگر کاملا راست گفته باشد.
علاوه بر این، مقامات عرب اکنون همگی در واشنگتن یا در مسیر رفتن به واشنگتن یا در راه بازگشت از آن هستند… واشنگتن تقریبا قبله گاه مطلق آنان است همان طور که قبله گاه اسرائیل است. پس چرا نباید دوطرف با یکدیگر بنشینند و به دوره دشمنی و خصومت پایان دهند و دوره صلح را آغاز کنند که پیشرفت و شکوفایی را در سایه «برادری» که پیش از مناقشه (فلسطین) در طول تاریخ بین آنها وجود داشته است، به همراه دارد؟!
کشورهای نفت خیز عربی پول های کلانی در اختیار دارند که نمی دانند چگونه آن را در جهت پیشرفت خود به کار گیرند… و یهودیان نیز به طور تاریخی مجرب ترین قوم روی زمین در به کار گرفتن پول و سرمایه گذاری هستند… پس چرا عرب هایی که نفت دارند و یهودیان در داخل اسرائیل و خارج از آن برای سرمایه گذاری مازاد دارایی های عرب ها در جهت حرکت به سوی آینده بهتر در سایه صلح، همکاری نکنند؟!
این سرآغاز عصر جدیدی است که در آن همه به یکدیگر می رسند: واشنگتن در سایه حکومت ترامپ با مسکو غزلسرایی می کند بدون آن که به متهم شدن کرملین به مداخله در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا توجه داشته باشد… همچنین رئیس جمهور حکومت «کمونیستی» چین به آمریکا رفته است و برای تحکیم روابط اقتصادی با پایتخت سرمایه داری جهانی، یعنی واشنگتن تلاش می کند و همزمان شدن حمله آمریکا به سوریه را با ورود خود به فیلادلفیا (فلوریدا صحیح است.م) نادیده می گیرد زیرا منافع هر دو کشور بزرگ در همین است!
پس چرا تعصب و بستن درها؟ چرا باقی ماندن در گذشته ی پر از خصومت و جنگ؟!
مگر یهودیان و عرب ها پسر عموی یکدیگر نیستند؟ مگر همه آنها سامی نیستند؟ مگر آنها روابط تاریخی نزدیکی با یکدیگر نداشته اند؟ مگر یهودیان در طول تاریخ طولانی شان سرنوشت مشترکی با عرب ها نداشته اند؟ مگر نامه نویسان و مترجمان و حسابداران و خوانندگان عرب‌ها در شب نشینی های آنان در اندلس، یهودیان نبوده اند؟

حمله آمریکا به پایگاه هوایی سوریه در الشعیرات نزدیک حمص، می تواند آغازگر عصر جدیدی باشد…
دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، آغاز تاریخ بشریت بدون جنگ است: اکنون عرب های طرفدار آمریکا و عرب های طرفدار روسیه و عرب های طرفدار اسرائیل همگی بدون تفاوت و بدون مانع یا بدون مرز، می‌توانند با هم باشند. کمونیسم و قوم گرایی نابود شده است پس چرا مانع دشمنی بین عرب ها و اسرائیلی ها برداشته نشود که در طول تاریخ متحد و شریک هم و در برخی مقاطع تاریخی، برادران یکدیگر بوده اند؟
(حمله آمریکا به سوریه) حمله ای به تاریخ مناقشه و دشمنی بین ملت ها است… که اسرائیل هم از نظر برنامه ریزی و تحریک کردن و شاید هم اجرا کردن، در آن شریک است…
این دستاورد تاریخی جدید رئیس جمهور آمریکا است که با همه ساکنان قبلی کاخ سفید در واشنگتن تفاوت دارد؛ او همچنین متفاوت از سایر کسانی است که بعد از او خواهند آمد تا رویکرد شجاعانه و خط مشی منحصر به فرد او را در غافلگیر کردن همزمان دشمنان و دوستان، ادامه دهند.
شما در عصر ترامپ زندگی می کنید… این آغاز جدیدی برای تاریخ بشریت است که نزدیک بود عرب ها را از صفحات خود پاک کند

ترجمان

چاپ نوشتار