با گذشت دو سال از آغاز تجاوز عربستان سعودی به یمن، پرسش نخست همچنان پابرجاست: چه میزان از اهداف اعلام شده تحقق یافته است؟
تاریخ: ۰:۲۱ :: ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
عربستان سعودی: جنگ به هر قیمتی!

فواد ابراهیم

الاخبار لبنان

اهدافی مثل «بازگرداندن حکومت قانونی، تامین امنیت مرزهای جنوبی عربستان سعودی، نابود کردن انبارهای موشک های بالستیک، و بیرون راندن حوثی ها از شهرهای بزرگ به ویژه صنعا پایتخت یمن» همگی جزء اهدافی محسوب می‌شوند که در اوضاع کنونی، خارج از چارچوب اهداف جنگ در یمن قرار می گیرند. به این مسئله باید مدت زمان در نظر گرفته شده برای تحقق این اهداف را نیز افزود که در ابتدای جنگ گفته شد بین یک یا دو هفته خواهد بود.
گزارش های احمد عسیری سخنگوی رسمی «ائتلاف عربی» به فرماندهی عربستان سعودی از زمان آغاز تجاوز و تغییر مسیر جنگ، گزارش هایی ساختگی در پائین ترین سطح بوده است. با گذشت کمتر از یک ماه از آغاز تجاوز تحت عنوان عملیات «طوفان قاطعیت» (٢٦ مارس ٢٠١٥) نام این عملیات به «بازگردادن امید» (٢١ آوریل ٢٠١٥) تغییر داده شد و روزنامه سعودی «عکاظ» یک روز پس از آن، عملیات جدید را «مرحله ساخت آینده ای شکوفا برای یمن» توصیف کرد. این عملیات با هزاران حمله هوایی، پیشروی زمینی، پیاده کردن نیرو در ساحل، و شکل های مختلف محاصره و گرسنگی دادن و حملات توپخانه ای و نابودی هدفمند خانه ها و مدارس و بیمارستان ها و انبارهای مواد غذایی و آزمایشگاه ها و سیلوهای غلات و مهد کودک ها و بنادر و راه های ارتباطی همراه بود. همه این رویدادها یک نتیجه گیری داشت: این جنگی علیه یمن… علیه کل یمن است.
دیگر از اهداف اعلام شده اولیه و مدت زمانی که جنگ طول خواهد کشید صحبت نمی شود زیرا تمرکز بر اهداف و مدت زمان، طبق قواعد نظامی به معنای شکست مطلق ائتلاف سعودی است. با گذشت دو سال، بحث و جدل درباره تنگنایی که ائتلاف سعودی با ورود به جنگ در آن گرفتار شد تشدید شده است، جنگی که بدون آمادگی و برای دستیابی به پیروزی که اکنون غیرممکن به نظر می رسد آغاز شد. سقف انتظارات کشورهای شرکت کننده در تجاوز به یمن با گذشت زمان کاهش یافت که نشان دهنده ناامیدی شدید از امکان دستیابی به پیروزی قطعی است. عربستان سعودی و امارات که بیشترین حضور و مشارکت را در تجاوز به یمن دارند با یکدیگر خصومت پیدا کرده اند که گاهی در سخنان مسئولان اماراتی (مثل انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجه، و ضاحی خلفان معاون سابق رئیس پلیس دبی) که به روشنی اختلاف امارات و عربستان را بر سر نحوه مدیریت جنگ و سرنوشت آن مشخص می کند، و گاهی در درگیری های میدانی (هدف قرار دادن نیروهای خودی) نمایان می‌شود که نشان دهنده اختلاف عمیق دوکشور بر سر مناطق نفوذ خود در خاک یمن است.
ولی ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، امیدهای مقامات سیاسی و نظامی ریاض را به علت افزایش میزان حمایت آمریکا از عربستان سعودی و افزایش سطح مشارکت آمریکا در جنگ علیه یمن، احیا کرد. پیشنهاد تشکیل ائتلاف نظامی عربی (با مشارکت عربستان، امارات، مصر و اردن) که اسرائیل به آن خدمات اطلاعاتی ارائه کند و آمریکا حمایت تدارکاتی و اطلاعاتی از آن به عمل آورد، چارچوب اصلی دوره جدید را تشکیل می‌دهد که زمینه ساز مداخله نظامی آمریکا در جنگ است. خطرات مداخله در این جنگ هنوز نامشخص است و تجربیات قبلی نشان داده است افزایش مداخله آمریکا در بحران های منطقه و مناقشات مسلحانه، منافع و امنیت ملی این کشور را به خطر می اندازد.
حتی در صورتی که دولت ترامپ تصمیم بگیرد دیدگاه عربستان سعودی را در زمینه تغییر قواعد درگیری و بازخوانی اولویت های راهبردی با توجه به مناقشات منطقه و هشدارها درباره پدیده «ایران هراسی» بپذیرد؛ کارنامه ای از اشتباهات مرگبار آمریکا در خاورمیانه و دیگر بخش های جهان کافی است که تصمیم گیرندگان راهبردی در آمریکا مدتها درباره درس هایی که از جنگ های قبلی آموخته اند بیندیشند. با این حال، به قدرت رسیدن ترامپ، امیدهایی در میان جناح جنگ طلب در عربستان سعودی در مقابل جناحی که محمد بن نایف (ولیعهد عربستان) قطب اصلی آن را تشکیل می‌دهد، ایجاد کرد. جناح محمد بن نایف معتقد است ادامه دادن به جنگ در یمن موجب هدر رفتن اندوخته مالی عربستان و از بین رفتن اعتبار و جایگاه و ابهت آن می‌شود زیرا ریاض وارد جنگی بدون دورنمای روشن و از پیش باخته شده است، جنگی که پیامدهای خطرناکی در سطح داخلی و منطقه ای و بین المللی در دل خود دارد.
محمد بن سلمان به واشنگتن رفت و روز ١٤ مارس با ترامپ دیدار کرد. پرونده جنگ علیه یمن در صدر مسائل مطرح شده در مذاکرات در چارچوب معامله ای گسترده بود. تیم ترامپ این معامله را به دو کشور عربستان و امارات پیشنهاد کرده بود که شامل -به اصطلاح- جنگ علیه محور ایران می‌شود و یمن جبهه نخست آن است. از نظر محمد بن سلمان، استقبال گرم ترامپ از او در کاخ سفید و موافقت او با اصل جنگ با ایران، نشان می‌دهد ترامپ او را به عنوان وارث تاج و تخت پس از پدرش، بر محمد بن نایف ترجیح می‌دهد که اعطای مدال جرج تنت رئیس سابق «سی آی ای» به او (محمد بن نایف) در فوریه گذشته، او را به عنوان گزینه واشنگتن برای نشستن بر تخت پادشاهی پس از ملک سلمان مطرح کرد.
تعیین سرنوشت نهایی پرونده تاج و تخت عربستان با توجه به ابهام در عملکرد ترامپ و سرنوشت او، و با توجه به نگرانی شرکای آمریکا در خاورمیانه از وقوع تغییراتی ناگهانی در واشنگتن که کودتایی در موضع گیری های آمریکا ایجاد می کند، نسبتا دور دست به نظر می رسد؛ ولی دولت ترامپ پیام‌هایی در جهت عکس نیز فرستاده است. سیمون هندرسون مقاله نویس نشریه «فارن پالیسی» روز ٢٣ مارس به این نکته اشاره کرد که ورود محمد بن سلمان به آمریکا مانند خروج او از این کشور نبود. او که با استقبال بسیار گرم ترامپ و گارد احترام و برگزاری ضیافت وارد آمریکا شده بود، خروجی کمرنگ و بی‌سر و صدا و غیرعلنی و بدون جمعیت بدرقه کننده داشت. ابهام زمانی بیشتر می شود که این رویداد را در کنار خبر بازگشت سریع ملک سلمان قرار دهیم که سفرش به آسیا را ناتمام گذاشت و با عجله و بدون قرار قبلی به ریاض بازگشت.
نکته ثابت در سفر بن سلمان به واشنگتن این است که او با ترامپ درباره معامله ای کلان صحبت کرده است. اعلام برنامه سرمایه گذاری ٢٠٠ میلیارد دلاری، اشاره به تغییری ریشه‌ای در اصل معامله است. به نوشته روزنامه واشنگتن تایمز (شماره هفتم فوریه)، افزایش میزان حضور نظامی آمریکا در یمن و موافقت با فروش موشک‌های پیشرفته‌ی به دقت هدایت شونده به عربستان که باراک اوباما به درخواست شصت عضو کنگره از فروش آن به ریاض خودداری کرده بود، پیام های مهمی درباره «اولویت های دولت جدید آمریکا و ماهیت مرحله بعدی که طی آن واشنگتن ائتلافی قدرتمند را برای مبارزه با گروه های مسلح و همچنین برای محدود کردن نقش ایران در منطقه رهبری خواهد کرد» درون خود دارد.
هرچه باشد، با توجه به دو دستگی شدید سیاسی و اجتماعی داخل آمریکا، به دشواری می‌توان پیش بینی کرد تصمیم راهبردی آمریکا چه نتیجه ای خواهد داشت. ترامپ که وارد جنگ با رسانه ها و دستگاه قضایی و دستگاه اطلاعاتی شده و با دودستگی شدید در نهادها و کلا جامعه آمریکا و همچنین در داخل کشورهای عضو پیمان ناتو مواجه است و سخنان او موجب تنش در روابط واشنگتن و پکن و ابهام در روابط واشنگتن و مسکو شده است، می‌داند که لغزش به سمت جنگی تمام عیار در منطقه، ماجراجویی با عواقب مشخص است.
از دیدگاه کارشناسان کلاسیک مسائل راهبردی، چنین جنگی برای نجات دادن میراث امپراتوری جهانی آمریکا ضروری است ولی شروط موفقیت در آن، هم اکنون وجود ندارد. متحدان واشنگتن در منطقه به ویژه عربستان سعودی و امارات آماده برای پرداخت هزینه ائتلاف بر مبنای اصل همبستگی جمعی در برابر هرگونه تجاوز خارجی (در اینجا ایران) بر اساس ساختاری هستند که مایکل فلین مشاور سابق امنیت ملی آمریکا خواستار آن بود، ولی استعفای او ممکن است پیام هایی منفی در خود داشته باشد که فراتر از ارتباط اطلاعاتی با دشمن یعنی روسیه است به ویژه که این شخص علاقه شدیدی به سیاست مقابله با ایران داشت.
بدون شک ریاض خواستار آن است که واشنگتن رهبری برنامه رویارویی با ایران را برعهده بگیرد هرچند نقطه آغاز این رویارویی یمن خواهد بود که طرف سعودی در درجه نخست و پیش از هرگونه رویارویی دیگر در جبهه های سوریه و عراق و لبنان و حتی ایران، به آن فکر می‌کند. از نظر پادشاه سعودی و پسرش، یمن عرصه ای برای محک زدن میزان جدی بودن ترامپ در عمل کردن به تعهداتش به طرف سعودی در زمینه مقابله با سیاست های ایران است.
همچنین روزنامه «د آتلانتیک» روز ١٣ مارس از سیاست ترامپ در یمن انتقاد کرد و آن را تکرار اشتباه اوباما دانست که بدون موافقت کنگره وارد جنگ در راستای منافع عربستان سعودی – نه آمریکا – شد. ترامپ پیش از این اجازه فعالیت در سه منطقه یمن را که مناطق حضور دشمن دانسته می‌شود به پنتاگون داده و در همان حال دستور افزایش حملات هوایی با استفاده از هواپیماهای بدون خلبان را به رغم افزایش شمار قربانیان غیرنظامی این حملات، صادر کرده بود.
در هر حال، مطابقت پیدا کردن اولویت های ریاض و واشنگتن در منطقه غیرممکن به نظر می‌رسد. محمد بن سلمان در دیدار با جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا دو اولویت را در دستور کار خود قرار داد: ایران و تروریسم. ممکن است دستور کار ترامپ نیز شامل این دو اولویت باشد ولی به شکلی متفاوت. شکست دادن داعش اولویت سعودی ها نیست ولی قطعا اولویت آمریکا است تا مانع دسترسی این سازمان تروریستی به دیگر مناطق جهان به ویژه داخل آمریکا شود. همچنین در خصوص ایران، در صورتی که لحن تبلیغاتی با اهداف قابل درک را نادیده بگیریم، به نفع آمریکا نیست که به نیابت از عربستان یا حتی اسرائیل با ایران وارد جنگ شود.
در خصوص یمن، ترامپ با فشاری بیش از آنچه سلف او اوباما با آن مواجه بود، مواجه است از این رو اصرار بیشتر بر افزایش سطح مداخله در جنگ یمن موجب تشدید دو دستگی عمودی در سطح نهادهای حاکم و دو دستگی اجتماعی در آمریکا خواهد شد. اما ائتلاف سعودی، با گذشت دو سال از تجاوز به یمن با چالش های جدی در داخل آمریکا و انگلیس به عنوان صادر کنندگان اصلی سلاح و بمب‌های ممنوعه به عربستان مواجه است و همین مسئله موجب شد ملک سلمان راهی آسیا و اساسا راهی چین شود تا قراردادهایی برای خرید موشک های هوشمند و هواپیماهای بدون خلبان امضا کند چرا که چین برخلاف کشورهای غربی، فاقد ساز و کارهای نظارت و بازخواست است.
این پرسش‌ها باقی می ماند که: جنگ به کجا می‌انجامد؟ و آیا دورنمایی برای پایان قریب الوقوع آن وجود دارد؟ و سرنوشت راه حل سیاسی چه می‌شود؟ طرف های درگیر در هر دو جبهه جنگ در یمن در این باره هم عقیده اند که این جنگ به زودی پایان نخواهد یافت و به قدرت رسیدن ترامپ در ایالات متحده آمریکا و آمادگی او برای افزایش سطح مشارکت در این جنگ در کنار ائتلاف سعودی، موجب طولانی‌تر شدن مدت تجاوز با همه پیامدهای آن (گرسنگی، کشتار، ویرانی، و مختل شدن همه شکل‌های زندگی) می‌شود. از این رو، راه حل سیاسی در آینده نزدیک مطرح نیست مگر آن که تحولی غیرمنتظره در سطح میدانی یا ژئوپلتیک روی دهد که رژیم سعودی را به قبول راه حل سیاسی مجبور کند.
در تاریخ ٢٢ ماه مارس کنونی پایگاه اینترنی «دِ اینترسپت» ( The Intercept) در گزارشی به بررسی پیامدهای از سرگیری کمک های تسلیحاتی آمریکا به عربستان در چارچوب پشتیبانی از عملیات نظامی فاجعه بار این کشور در یمن پرداخت. بر اساس این گزارش، یک مقام مسئول در وزارت امور خارجه آمریکا به کنگره این کشور اطلاع داد مناقشه ای که دو سال از آن گذشته «بزرگترین گرسنگی ناگهانی در جهان» را به دنبال داشته است. «گریگوری گوتلپ» معاون رئیس «آژانس آمریکایی توسعه بین المللی» (USAID) به اعضای کمیته امور خارجی کنگره آمریکا گفت، مناقشه ای که آمریکا به عنوان شریک بی‌سر و صدا در آن حضور دارد، موجب شده است اکثر مردم یمن برای دستیابی به غذا مبارزه کنند. بیش از ١٧ میلیون شهروند یمنی یعنی شصت درصد ساکنان این کشور با فقدان امنیت غذایی مواجه هستند و هفت میلیون نفر نیز نمی‌توانند بدون دریافت کمک زنده بمانند. این وضع موجب شده است «یمن با بزرگترین وضع اضطراری امنیت غذایی در جهان» مواجه شود.
در حالی که نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی برای به دست گرفتن کنترل بندر الحدیده آماده می شوند که هفتاد درصد کمک های غذایی به یمن از طریق آن تامین می‌شود، اوضاع بدتر شده است. در آغاز جنگ، هواپیماهای نظامی عربستان سعودی جرثقیل هایی را که برای تخلیه محموله کشتی‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند هدف قرار دادند. از آن زمان، حملات هوایی ائتلاف سعودی موجب وقفه در ورود کمک ها به بندر الحدیده شده است. در حالی که سازمان های بشردوست از دولت ترامپ می‌خواهند برای بازسازی بندر الحدیده به منظور تسهیل ورود کمک ها مداخله کند، «جرالد ورشتاین» سفیر سابق آمریکا در صنعا در شهادت خود در کنگره آمریکا در تاریخ نهم مارس کنونی خواستار ارسال سلاح های مناسب به عربستان سعودی برای سیطره بر بندر الحدیده شد!

چاپ نوشتار