ناصر قندیل اندیشمند عرب در مقاله خود در سایت البناء نشست پیش رو در رابطه با حل بحران سوریه را نشستی بین ایران و روسیه دانست و عنوان داشت که این پوتین و روحانی هستند که تعیین کننده شرایط آینده خواهند بود.
تاریخ: ۲:۵۰ :: ۱۳۹۶/۰۱/۰۹
نشست روحانی و پوتین، نشست سرنوشت ساز سوریه؛

ناصر قندیل

البناء

به دنبال برگزاری نشست موسکو در چند ماهه اخیر و گرد آمدن ایران، ترکیه و روسیه در اثر آزادسازی حلب که خود حاصل ائتلاف روسیه، ایران و سوریه به همراه مقاومت بود؛ منطقه خاورمیانه و به ویژه سوریه شاهد تحولات بزرگی بود که به نحوی می توان آن را آزمون بزرگ و سرنوشت ساز سوریه دانست که نتیجه آن تا حدود زیادی به نشست آتی سران کشورهای تاثیر گذار در آن بستگی دارد.

از جمله این تحولات بزرگ باید به انتخاب ترامپ اشاره کرد که مبارزات کارزار انتخاباتی خود را بر محورهای مبارزه با داعش و همکاری با روسیه قرار داده بود که تحقق آن ها بر اساس قرائن و شواهد تا حدودی بعید به نظر می رسد چرا که مبارزه با داعش و شکلگیری این همکاری در آینده نیازمند مرتفع شدن شرایطی است. از یک جهت برآورده شدن خواسته های روسیه و هم پیمانانش در سوریه و از سوی دیگر محقق شدن ضوابط وضع شده از سوی ائتلاف آمریکایی و اهداف پنتاگون در منطقه شکلگیری این همکاری را با مشکلاتی مواجه می نماید.

تجربه ثابت کرده است که شروط و مواضع و منافع این دو در منطقه به ویژه در سوریه قابل جمع نیست. منافعی از جمله تامین امنیت اسرائیل، برآورده شدن شروط ایران و حزب الله، رفع روسیه هراسی که تا پیش از این در میان آمریکایی ها ترویج داده شده و بسیاری از موانع دیگر مشکلات بزرگی هستند که برقراری همکاری دوجانبه بین روسیه و آمریکا در سوریه را غیر ممکن می نمایند.

پس از آمریکا یکی دیگر از کشورهایی که تلاش بی وقفه ای را برای ایفای نقش در سوریه به کار بست ترکیه بود که پس از بروز تنش ها و فراز و نشیب های فراوان با روسیه و دخالت نظامی در سوریه به شکل قابل ملاحظه ای اعتبار خود را در چشم روسیه از دست داد و پس از نبردهای الباب و دیر الزور و نیز آزادسازی حلب، دیگر ترکیه هرگز اعتبار گذشته را در نظر روسیه به دست نیاورد.

از جانب دیگر حضور اسرائیل در معادلات سوریه به عنوان بازیگر پشت پرده در همکاری های آمریکایی، ترکی و سعودی که از احترام متقابل روسیه در توجه به خطوط قرمز خود برخوردار است نیز همچون حرکت بر لبه پرتگاهی بود که با بهانه سر وسامان دادن به غائله غرب حلب و دیر الزور صورت گرفت اما در واقع تحرکاتی علیه ارتش سوریه بود و مواضع حساسی از آن را هدف قرار داد. همین تقابل با ارتش سوریه و مشکلات قدیمی با اسرائیل موجب می شود که احتمال تاثیرگذاری سران اشغالگر در آینده سیاسی سوریه به شدت کاهش یابد.

عربستان سعودی بخش دیگری از جریان بود که با بی توجهی به پیام های روسیه و ایران در مسیر گفتگوی سیاسی برای حل بحران سوریه ضمن حمایت از جبهه النصره بدون توجه به عواقب خطرناک این حمایت موجبات بر هم خوردن موازنه قدرت در سوریه را فراهم آورده و پس از آن جنگ ویرانگر یمن را رقم زد و با همه این موارد موجبات ترغیب واشنگتن به افزایش ماجراجویی در خاورمیانه را فراهم آورد.

خلاصه استراتژی هایی که رتبه بندی دولت های بین المللی و منطقه ای را در سرنوشت سیاسی منطقه وسوریه مشخص می کند میدان مصالحه و یافتن راه حل مسالمت آمیز برای بحران در این کشور است. در جهت مقابل اما حضور نظامی گسترده در سوریه و ایجاد نبردهای نظامی فرسایشی جهت ایجاد قدرت بازدارنده در این کشور به هیچ وجه برای دستیابی به اهداف مورد نظر عاملین آن کافی نبوده و هرگز ابزار مناسبی نخواهد بود.

برگزاری نشست پیش رو در رابطه با یافتن راه حل سیاسی بحران سوریه یک اتفاق نیست بلکه با توجه به ابزارهای یافتن این راه حل، نشست پیش رو را می توان نشست نشست ها نامید. نشستی که تصمیم نهایی آن در نتیجه نشست بین رئیس جمهور روسیه و سران ترکیه یا اسرائیل نیست بلکه نشست پیش رو اجلاسی بین رئیس جمهور روسیه و رئیس جمهور ایران خواهد بود و باید آن را نشست نشست ها در زمینه حل بحران سوریه دانست.

مترجم: محمد ابراهیم عروی

چاپ نوشتار