تاریخ: ۱۵:۴۳ :: ۱۳۹۵/۱۲/۱۶
استراتژی‌های آن‌ها و نبردهای ما

بثینه شعبان (اندیشمند عرب و مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور سوریه)

المیادین

مترجم: محمد ابراهیم عروی

آنچه را که در دهه هشتاد قرن گذشته تحت عنوان استراتژی اسرائیلی شناخته می‌شد و “عودید ینون” در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده است، امروز دقیقاً در حال پیاده‌سازی روی ملت فلسطین و امت‌های عربی است؛ و هیچ‌کس در این میان به نقشه های ارائه شده و آنچه بر کشورهای عربی از ۱۹۸۰ تا کنون گذشته توجهی نداشته است.

در پی دومین بار آزادسازی تدمر از دست وحشی‌های پلید، شاهد تخریب گسترده‌ای بودیم که در این شهر تاریخی انجام شده است. اکنون سؤال این است که دلیل این تخریب گسترده در تدمر چه بوده و چرا این حجم از کینه و نفرت نسبت به آثار تاریخی شهرهای عربی به منصه ظهور آمده است.

همین سؤال در مورد شهرهای حلب، رقه، دیرالزور، موصل، نمرود، مقام یونس نبی و بقاع صحابه و غیره از شهرها و میراث فرهنگی و تمدنی عرب نیز مطرح است.

پاسخ‌های بسیاری برای این سؤالات مطرح شده است. اما برای یافتن جواب درست باید به استراتژی‌هایی که چنین اعمالی را در پی دارد توجه نمود. این رویکرد بر اساس آنچه عودید ینون به آن اشاره داشته، یک استراتژی اسرائیلی است که در طول دهه هشتاد قرن گذشته از سوی اسرائیل علیه ملت فلسطین و امت عربی به کار گرفته شده و هیچ‌کس به آنچه از آن زمان تا کنون بر کشورهای عربی گذشته، توجهی نداشته است.

از استراتژی مورد اشاره ینون کاملاً مشخص است که هرگز فلسطین هدف نهایی نقشه‌های صهیونیستی نبوده؛ اما به‌عنوان ملتی که مبارزه علیه دولت صهیونیستی قائم به آن است اولین هدف اسرائیل بوده و پس از آن صهیونیسم تمامی کشورهای عربی را هدف قرار خواهد داد.

در ادامه این استراتژی اسرائیل تلاش می‌کند که دولت‌های عربی را از داخل تجزیه نموده و با دامن زدن به اختلافات داخلی و قبیله‌ای در هر کشور نظام‌های عربی را به دولت‌های کوچک رقیب بر اساس محورهای نژاد، مذهب و یا فرقه‌های مختلف تبدیل نماید که این خود موجبات تضعیف ارتش‌های عربی را فراهم می‌آورد. همان چیزی که امروز در عراق و سوریه شاهد آن هستیم. تجزیه و تضعیف مصر، سوریه و عراق هدف نهایی اسرائیل در منطقه است.

این استراتژی بر تجزیه مصر و ایجاد دولتی مسیحی در این کشور اصرار دارد و به همین دلیل است که امروز شاهد تمرکز گروه‌های تروریستی وهابی و بمباران شبهه نظامیان داعش روی کلیساهای مسیحیان هستیم، چراکه این حملات خروج از پیمان کمپ دیوید و بازگرداندن سینا به اسرائیل را توجیه می‌نماید.

مرور آنچه از سال ۱۹۸۰ میلادی تا کنون بر کشورهای عربی رفته است به‌خوبی مشخص می‌نماید که هدف اصلی استراتژی‌های پیاده شده در منطقه مطابق با همین گفته ینون ایجاد تفرقه بین کشورهای عربی و تشکیل دولت‌های کوچک با محوریت فرقه‌ای و مذهبی بوده است تا از این طریق کشورهای ضعیف و رقیب در منطقه قدرت ایجاد هیچ‌گونه خطری برای اسرائیل را نداشته باشند. این همان چیزی است که امروز در سوریه، عراق، صحرای سینا و سایر مناطق عربی شاهد آن هستیم.

مشکل اصلی آن است که دولت‌های عربی ما برای بررسی و حل این مشکلات حاضر به همراهی و اتحاد نیستند و به این واقعیت پی نبرده‌اند که هجوم امروز به تدمر و نمرود درواقع همانند حمله به سینا و قدس است و هدف نهایی تضعیف همه کشورهای عربی‌ای است که در منطقه استعداد ایجاد خطر برای اسرائیل را دارند.

در این میان رویکرد سعودی در تحریک عراق علیه ایران و سوریه، منطق تفرقه‌افکنانه‌ای که نظام وهابی آل سعود  در دشمنی با ملت یمن و حمایت از ویرانگری تروریسم در سوریه، مصر، لبنان و عراق در پیش‌گرفته است، همه و همه در جهت تأمین منافع صهیونیستی و پیاده‌سازی نقشه‌هایی صورت می‌گیرد که امت عربی و منطقه‌ای را هدف قرار داده است و حکام وهابی آل سعود ادعای خدمت به آن را دارند.

تخریب و ویرانی آثار باستانی و میراث هویت عربی در منطقه نقشه و استراتژی آنان است؛ اما نبردها و مبارزات جداگانه و بدون اتحاد از سوی ما قادر به مقابله و شکست نقشه‌های آنان نیست بلکه نیاز به یک نبرد واحد و برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت با اهداف واحد در تمامی نقاط سرزمین واحد عربی دارد.

در این میان باید این نکته مدنظر قرار گیرد که ما عرب هستیم؛ در همه اعصار عرب بوده‌ایم و در آینده نیز یک امت واحد عربی خواهیم بود و تنها جهل است که به دشمنان ما این امکان را می‌دهد که بخشی از این امت را در اختیار خود گرفته و از آن ابزاری برای شکست اتحاد و هم‌پیمانی ما بسازند، چه این هدف از طریق هم‌پیمانی آنان با عثمانی‌هایی تأمین گردد که همچون صهیونیسم خاک کشور ما را تصرف کرده‌اند و چه از طریق استفاده از نفوس و اموال و فرماندهان آنان در جهت ویرانی یمن و سوریه و عراق محقق گردد. آیا نمی‌اندیشید؟

چاپ نوشتار