تاریخ: ۹:۳۵ :: ۱۳۹۵/۱۲/۰۳
آخرین «گزینه روی میز» کشورهای منطقه

سال‌هاست کشورهای منطقه از نبود رابطه میان ایران و آمریکا سود می‌برند. اختلاف ایران و آمریکا برای آن‌ها، هم منافع اقتصادی در پی داشته و هم از نظر راهبردی به نفع‌شان بوده است. در کنار فواید راهبردی، تداوم تحریم چندسالهٔ ایران تا حدود زیادی به وضعیت اقتصادی و تجاری آن‌ها نیز رونق بخشیده است. به همین خاطر، هرگاه میان ایران و آمریکا یک تعامل دیپلماتیک (ولو موقت) برقرار می‌شود، و هرگاه احتمال می‌رود که سرانجامِ یک روند مذاکراتی میان این دو کشور به بهبود و عادی‌سازی روابط منجر شود، این کشورها از تمام اهرم‌ها و ابزاری که در دست‌ دارند برای مختل کردن این روند استفاده می‌کنند. دست‌ِکم در جریان مذاکرات هسته‌ای، به وضوح شاهد بودیم چگونه کشورهای رقیبِ منطقه – به ویژه عربستان سعودی و رژیم اسرائيل – برای ممانعت از آغاز مذاکرات و سپس برای به شکست کشاندن مذاکرات تلاش کردند.

اینکه در جسلهٔ یکشنبه کنفرانس امنیتی مونیخ، سه کشور از کشورهای رقیب منطقه‌ای – از جمله ترکیه – به فضاسازی و حملات لفظی علیه ایران مشغول شدند، بی ارتباط به همین مسئله نیست. آن‌ها می‌دانند که اگر ایران و حزب جمهوریخواه که کاخ سفید و کنگره را در دست گرفته، برای حل برخی از مسائل فی‌مابین بر سر میز مذاکره بنشینند، آخرین برگِ آن‌ها برای تنش‌آفرینی میان تهران و واشنگتن نیز از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر، در فضای پس از برجام، کشورهای رقیب منطقه «حزب جمهوریخواه» را آخرین «گزینه‌ روی میز» خود برای مهار ایران می‌دانند و از این رو تلاش می‌کنند از هر احتمال گفت‌وگو میان ایران و طیف تندروی واشنگتن ممانعت کنند.

البته نگرانی این کشورها هم بی‌جا نیست. آن‌ها هنوز نتوانستند از میان انبوه اظهارات مبهم، شعارهای پوپولیستی دونالد ترامپ و چینش کابینهٔ او ، سیاست خارجهٔ مشخصی را در قبالِ ایران استنباط کنند و به همین خاطر تلاش می‌کنند در جهت‌دهی به رویکرد دولت جدید ایالات متحده به تهران تاثیرگذار باشند.

به واقع، برخی از مواضع و اظهارات دونالد ترامپ در مورد «برجام» این تصور را نزد بسیاری از تحلیل‌گرا تقویت کرده که انتقاد رئيس‌جمهور جدید ایالات متحده به توافق هسته‌ای، بیش از اینکه ریشه در ملاحظات امنیتی و راهبردی داشته باشد، معطوف به این نکته است که برجام برای شرکت‌های آمریکایی – در قیاس با شرکت‌های اروپایی – عواید اقتصادی بسیار کم‌تری در پی داشته است. اظهارات مکرر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه شرکتِ اروپایی «ایرباس»، پس از گشایش‌های حقوقیِ ناشی از برجام، سهم بیشتری از بازار ایران نسبت به شرکت آمریکایی «بوئینگ» عایدش شده، یا اشاره او به این نکته که پول‌های آزاد شدهٔ ایران عمدتاً صرفِ خرید تولیدات کشورهای رقیب آمریکا شده است، همگی در تقویت این برداشت موثر بوده است.

به عبارت دیگر،‌ کشورهای رقیب تصور می‌کنند که اگر مذاکره‌ای میان تهران و واشنگتن در دورهٔ ترامپ صورت پذیرد، سرانجام مذاکره احیاناً رفع «تحریم‌های اولیه» علیه ایران خواهد بود تا تنها مانع حقوقی باقی‌مانده بر سر راه عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی میان ایران و آمریکا نیز برطرف شود.

به همین خاطر، بسیاری از آن‌ها از هم‌اکنون در تلاش هستند تا با فضاسازی‌هایی از قبیل آنچه در جلسهٔ‌ اخیر کنفرانس مونیخ شاهدش بودیم، از آغاز چنین روندی ممانعت کنند. حال با توجه به این ملاحظات و محاسبات راهبردی کشورهای رقیب، سئوال اینجاست که کدام سیاست در برابر آمریکا در عصر کنونی بیشتر به نفع ایران است؟ شروع یک روند تنش‌زدایی و “Détente” با کلیت دستگاه سیاسی آمریکا به منظور رسیدن به یک معاملهٔ بزرگ و نهایتاً برای دستیابی به یک تفوق منطقه‌ای؛ یا تداوم روند رویارویی با واشنگتن با تمام فواید و زیان‌هایی که در بر دارد؟

نویسنده: رضا نصری، حقوقدان بین‌المللی و عضو موسسه مطالعات عالی بین المللی ژنو

منبع: روزنامه ایران

چاپ نوشتار