تاریخ: ۹:۵۸ :: ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
ترجمه کامل سخنرانی محمدجواد ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ

اجلاس امنیتی مونیخ، آلمان، اول اسفند  ۱۳۹۵

از این که مجددا در این کنفرانس حضور یافته و برخی دیدگاه های  خود را در خصوص وضعیت دوران انتقالی در نظم جهانی پساغربی و آثار آن در غرب آسیا با شما در میان می گذارم، خوشوقتم. بر این باور هستم که نیاز فوری امروز همانا تحول ادراکی متناسب با واقعیات جهان در حال گذار است؛ واقعیاتی که   رویکردهای مبتنی بر حاصل جمع صفر را به چالش کشیده  گرایش های تفوق طلبانه منطقه ای و جهانی را ناموفق ساخته؛  . را بی اثر کرده است » واقعیت های جایگزین « و قالب بندی های ساختگی و   باید به این درک برسیم ،به عبارت دیگر – تلاشی غیرواقعی و ، تحقق امنیت به قیمت ناامنی دیگران ، که در دنیای مبتنی بر جهانی شدن حتی احمقانه- است؛  – که در جهانی که کنشگران امنیتی متعدد شده اند و کنشگران غیرحکومتی جایگاهی قابل ملاحظه گرچه عمدتا منفی- در عرصه امنیت جهانی یافته اند، هیچ قدرتی به تنهایی -هرچند قدرتمندتر از  نمی توانند به چالش های منطقه ای و جهانی از ، دیگران- یا حتی مجموعه ای از قدرت های عمده طریق حذف دیگران یا اتهام زنی و سرزنش آنها فائق آیند .  تصویرسازی های نادرست و مفروضات اشتباه برای مدتی ، هرچند که ممکن است سوء برداشت ها اما اینها کمکی به حل بحران های ، نگرانی های داخلی را بر طرف کنند ، کوتاه و به صورتی موقت واقعی جهانی نمی کنند.  نه صرفا محصول نیروهای داخلی این منطقه ، کابوس خشونت افراطی و ترور در آسیای غربی ،از این منظر است و نه همان گونه که همه می دانیم قابل نگاه داشتن در داخل منطقه است.

ما می توانیم به روش های مختلف یکدیگر را در این وضعیت مقصر قلمداد کنیم.  مقصر دانستن غرب به عنوان مجرم اصلیِ تمامی مشکلات مان بسیار ساده است. در ، برای ما در غرب آسیا این خصوص با کمبود شواهد تاریخی نیز  روبرو نیستیم. غرب هم به راحتی مسلمانان را علی رغم تنوعی که وجود دارد مقصر معرفی می کند. اتهام زدن ساده ترین راهِ انحراف اذهان از واقعیات است.  اولین گام لازم برای پرداختن به این چالش آن است که مشکل را به گونه ای تعریف ،به اعتقاد اینجانب نماییم که بتواند به یک راه حل دسته جمعی منجر گردد.    مولفه اصلی این بحران است. آنچه که تمامی افراط ، همه ما به آسانی می توانیم توافق کنیم که فقدان امید قرار »حاشیه« گرایانِ خشونت گرا را به هم پیوند می دهد این احساس است که به لحاظ محلی و جهانی در  . مورد احترام قرار گرفتن ندارند ، و از همه مهم تر ، گرفته اند و هیچ امیدی برای حضور و مشارکت زمینه دیگر برای گرایش به افراط گرایی را می توان مشکلِ همیشگیِ تهاجم و اشغال خارجی دانست که از موضوع فلسطین آغاز شده و مجموعه ای از دخالت های نظام مند سیاسی و نظامی با هدف حفظ، استمرار و   . را در بر می گیرد »نظم جدید جهانی« سپس شکل دهی به معماری منطقه بر اساس ادعای خودمحورانه باید مشکل ناکامی دولت ها در بخشی از منطقه ما در پاسخ ،به عنوان عامل داخلی این مجموعه پیچیده  را در نظر بگیرید .اجازه بدهید تاکید کنم این که برخی همسایگان »عزت« دادن به خواست اصلی مردم برای ما می خواهند این خطر وجودیِ داخلی خود را معطوف و منحرف به دشمنان خیالی و برساخته خارجی نمایند، خطرناک و گمراه کننده است . همچنین این چالش یک بخش شبه ایدئولوژیک نیز دارد .برای نزدیک به چهار دهه، ایدئولوژی تکفیری که هیچ ارتباطی با اسلام نداشته و پایه هایش متکی بر جدایی افکنی، تنفر و حذف است، با تکیه بر منابع مالی  ایران« فراوان در سطح جهانی به بهانه تقویت اسلام میانه رو در مقابل یک تهدید متوهمانه و برساخته به نام   . گسترش داده شده است»تندرو ترکیب این عوامل دقیقا یک مجموعه آماده ی انفجار ایجاد کرده است .هر چند پیدایش گروه های تروریستی   به تجاوزها و ماجراجویی های ، همچون داعش و جبهه النصره و خشونت بی سابقه و قرون وسطایی آنها نظامی سال های ابتدای قرن جدید برمی گردد، اما تجهیز و تامین این گروه های تروریستی توسط برخی کشورها در منطقه نمی تواند فراموش شده و نادیده گرفته شود .آنها می خواستند با یک تیر دو نشان بزنند:   زاییده از عدم کارایی نظام سیاسی داخلی خود را به سمت دیگران ، خطر وجودیِ نارضایتی داخلی منحرف کنند. و همزمان تلاش کنند تعادل منطقه ای را که از دید آنها قبل از سقوط صدام حسین وجود داشت بازسازی کنند.  اما این بومرنگی که پرتاب کرده اند اکنون به سمت خود آنها برگشته است.

خانم ها و آقایان،  ، من هم اکنون به بعد منطقه ای اشاره کردم و این زمینه ای است که امیدوارم در آن دسترسی به راه حل سریع تر صورت گرفته و با پیچیدگی کمتری همراه باشد.  سقوط صدام حسین و برپایی حکومتی مبتنی بر آراء مردم در عراق باعث نگرانی برخی از کشورهای منطقه شد که به هم خوردن تعادل در غرب آسیا را به نفع ایران می پنداشتند و به این باور رسیده بودند که وضعیت تعادل قوای پیشین به هر قیمتی باید احیا می شد . دو دهه قبل نیز در پی انقلاب اسلامی ایران نگرانی های نادرست مشابهی برخی از همسایگان ما را به مسلح کردن و کمک مالی برای نابودی دشمن ساختگی و خیالی سوق داده بود. ما امیدوار بودیم همسایگان ما از این واقعیت که هیولایی که خودشان آفریده بودند به کابوسی برای خود آنها تبدیل شد، درس گرفته باشند.  برای همه ما لازم است تا این روند را متوقف کنیم .در حقیقت در زمان جنگ ایران و عراق، جامعه جهانی  ۸۹۸ قطعنامه ۸ این مشکل را تشخیص داد و درمان آن را در ترتیبات منطقه ای تجویز نمود که در بند  که منجر به پایان این جنگ شد، آمده است .این بند هنوز اعتبار دارد و ،شورای امنیت سازمان مل متحد برای پایان دادن به این دور باطل لازم می باشد. کشورهای منطقه خلیج فارس باید بر این وضعیت افتراق و درگیری فائق آمده و به جای آن به سمت ایجاد ترتیبات امنیتی واقع گرایانه حرکت کنند .شاید این حرکت بتواند در یک مجمع گفتگوی منطقه ای، بر اساس اصول کلی مورد قبول و اهداف مشترک و با انتظارات معقول و محدود آغاز گردد .این مجمع می تواند در طیف وسیعی از مسایل مفاهمه ایجاد کند که شامل اقدامات اعتماد و امنیت ساز، مبارزه با تروریسم، افراط گرایی و فرقه گرایی می شود .این مجمع همچنین می تواند همکاری عملی در حوزه هایی از حفظ محیط زیست گرفته تا سرمایه گذاری و گردشگری را در برگیرد .چنین مجمعی می تواند نهایتا به یک ترتیبات رسمی تر برای عدم تجاوز و همکاری امنیتی منجر شود .

    رئیس جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر حسن روحانی در سفر چهارشنبه گذشته به عمان و کویت یک قدم اساسی در این جهت برداشتند .

 ، خانم ها و آقایان تاکید می کنم که درگیری در عراق، سوریه، یمن و بحرین راه حل نظامی ندارد .هر کدام از آنها نیاز به راه حلی سیاسی دارد که در آن هیچ کنشگر اصیلی از فرایند حذف نشده یا در انتها به حاشیه رانده نشود . علیرغم پیچیدگی هایی که هر کدام از این در گیری ها دارند، همیشه این امکان وجود دارد که نهایتا به نتایجی برسیم که ملزومات حداقلی همه اطراف را مدنظر قرار داده باشد .برای شروع این مسیر، که هیچ راهی جز آن نیست، ما باید مشکلات را به نحوی تعریف کنیم که منجر به یک نتیجه مبتنی بر حاصل جمع صفر نباشد .   یک درس ، پیروزی تاریخی دیپلماسی بر سیاست تحمیل و فشار در جریان حل بحران هسته ای ایران ، سیاسی ساده ولی مهم را می آموزد :همه طرف های ذیربط مشکل را به نحوی که برای همه قابل قبول باشد تعریف کردند و لذا توانستند به راه حلی برسند که مورد قبول همه شرکت کنندگان باشد .به عبارت دیگر آنها به این نتیجه رسیدند که باید انتظارات حداکثری خود را کنار بگذارند تا بتوان به یک مصالحه قابل اجرا رسید . چالش روبروی ما، خانم ها و آقایان، در حقیقت یک چالش ادراکی است .امیدوارم که رهبران جهان قادر به موفقیت در این آزمون باشند . متشکرم.

چاپ نوشتار