تاریخ: ۹:۵۶ :: ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
تقابل دوجهان بینی در آمریکا و فرصت ما

«استعفای مایکل فلین به دلیل مکاتبات قبلی‌اش با مقامات روسیه را می‌توان در برخورد بین دو «جهان‌بینی» موجود در دولت جدید آمریکا در عرصهء بین‌الملل تحلیل کرد.»

«یک جهان‌بینی که قائل به نظریهء «برخورد تمدن‌ها» است و روسیهء مسیحیِ ارتدوکس و سفیدپوست را به عنوان یک هم‌پیمان استراتژیکِ غرب در نبرد «اجتناب‌ ناپذیر» آینده علیه تمدن‌های اسلامی و چینی می‌بیند٬ و جهان‌بینی دیگری که قائل به نظریهء «پایان تاریخ» است و روسیه را یک رقیب جدی  در برابر گسترش «هژمونی» سیاسی٬ اقتصادی٬ فرهنگی و نظامی آمریکا در عرصهء بین‌المللی می‌داند.

جریان معتقد به «برخور تمدن‌ها» در کاخ سفید٬ به‌ رهبری استیو بینن (Steve Bannon) – مشاور ارشد استراتژیک دونالد ترامپ – امیدوار است که  با نزدیک شدن به روسیه از یک سو٬ و پیروزی احزاب راست‌گرای افراطی در اروپا – مانند حزب جبهه ملی (Front National) در انتخابات آیندهء فرانسه٬ جنبش «برگزیت» در انگلیستان و «حزب برای آزادی» به رهبری خیرت ویلدرز (Geert Wilders) در هلند – از سوی دیگر٬ و با بستن مرزها به روی مهاجران مسلمان در آمریکا و اروپا و هم‌چنین محدود ساختن روابط تجاری آمریکا با چین؛ به تدریج اتحاد استراتژیک جدیدی را در مقابل تمدن اسلامی و چینی شکل بدهد.

اما بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان سنتی و دستگاه دیپلماسی و نهاد‌های امنیتی آمریکا – که جهان‌بینی‌ سیاسی‌شان عمدتاً ریشه در دوران «جنگ سرد» دارد – قائل به چنین تحول بنیادی در سیاست خارجی آمریکا نیستند٬ هرچند ممکن است در برخی از موارد – مثلاً افزایش فشارها بر ایران یا محدودسازی روند مهاجرت به آمریکا – با دولت جدید هم‌سو و هم‌‌نظر باشند.»

«این رقابت درونی بین این دو جهان‌بینی در درون کاخ سفید – و حزب جمهوری‌خواه – از آغاز کار دولت ترامپ تا امروز به تدریج شدیدتر٬ خشن‌تر و آشکارتر شده است. در هفته‌های گذشته این تنش‌ها را می‌شد در جملات تند و طعنه‌های شدید دونالد ترامپ به دو چهرهء شاخص و نمادین جمهوری‌خواه سنتی – جان مک کین (John Maccain) و لیندسی گراهام (Lindsey Graham) – که در پیام توییتری‌ آن‌ها را «به طرز غم‌گینی ضعیف» خوانده بود و متهم کرده بود که به جای «تمرکز بر داعش» (افراطی‌گری اسلامی)‌ به دنبال راه اندازی «جنگ جهانی سوم » (تقابل با روسیه) هستند٬ مشاهده کرد. و امروز با استعفای مایکل فلین از سمت مشاور امنیت ملی به دلیل مکاتباتش با مقامات روسیه٬‌ آن هم کم‌تر از یک ماه از آغاز کار دولت٬ می‌توان  گفت که جریان مقابل نیز قدرت خود را به نمایش گذاشته و تنش‌های درونی کاخ سفید – و به طور کلی‌تر ساختار سیاسی آمریکا – رو به افزایش است.»

«البته چنین وضعیتی برای ساختار سیاسی – اعم از دموکرات و جمهوری‌خواه – و نهادهای امنیتی آمریکا مطلوب نیست. آن‌ها مصمم هستند تا هر چه زودتر این بحران را پشت سر بگذارند تا اقتدارشان در صحنه‌ء بین‌المللی آسیب نبینند. امروز بعضی از شخصیت‌های خود حزب‌ جمهوری‌خواه پا پیش نهاده‌اند تا روند تحقیق و تفحص و چه بسا «استیضاح» رئیس جمهور را آغاز کنند.

رقابت شدید درونی در کاخ سفید و حزب جمهوری‌خواه از یک سو و فشارهای حزب دموکرات و نهادهای امنیتی از سوی دیگر٬ ممکن است سرانجام به استیضاح رئیس جمهور و برکناری برخی دیگر از نزدیکان او نیز بی‌انجامد یا ممکن است دولت ترامپ با ایجاد یک بحران مصنوعی یا به میان کشیدن پایگاه اجتماعی خود یا توسط رایزنی‌های فشرده خود را از این بحران خارج سازد و پس از آن به تدریج قدرت و جهان‌بینی خود را در ماه‌های آینده تثبیت نمایند.»

«حال سوال این‌ است که پیروزی کدام یک از این دو جریان در درون کاخ سفید به نفع ایران و صلح و ثبات در منطقه است؟‌ واقعیت این است که هیچ‌کدام. تقابل خصمانه با ایران – چه به عنوان یک قدرت سیاسی و فرهنگی و نظامی رو به گسترش در بسر «تمدن اسلامی» و چه به عنوان «محور شرارت» و رقیب استراتژیک آمریکا در برابر انگیره‌های هژمونیکش در منطقه – در دستور کار هر دو جریان در دولت کنونی آمریکاست.

اما از سوی دیگر٬ این شکاف و تضاد درونی در دولت ترامپ٬ یک فرصتی است دوباره‌ – و شاید تکرارناپذیر – برای جریان‌های سیاسی داخل ایران تا انسجام خود را بازیابند٬ اختلافات و تضادهای داخلی خودشان را ترمیم کنند و روابط دیپلماتیک و تجاری‌ و فرهنگی‌ کشور را با سایر کشورها تا حد امکان تقویت کنند. زمانی که جریان‌های جنگ‌طلب آمریکا دوباره یک‌سو و یک‌صدا شوند٬ شاید فرصت تجدید قوا و بازسازی نیروها و تقویت روابط خارجی و حل اختلافات درونی برای ما بسیار کم‌تر شود.»

نویسنده: علی نصری

منبع: خبرآنلاین

چاپ نوشتار