تاریخ: ۱۴:۲۹ :: ۱۳۹۵/۱۱/۱۶
آیا ترامپ از نظر روحی قادر به رهبری آمریکا می باشد؟

عصر دیپلماسی: چند سال پیش ، که کتاب روان شناسی سیاسی در روابط بین المللی نوشته خانم دکتر “رز مک در مات” استاد برجسته علوم سیاسی  دانشگاههای معتبر آمریکا (که چند ماه پیش در سایت عصر دیپلماسی در ده نوبت منعکس شد) را به فارسی بر می گرداندم در طول ترجمه بار ها این سئوال برای نگارنده مطرح بود که آن چه نویسنده کتاب گفته است بیشتر نظریه پردازی است تا این که در دنیای ما واقعیت داشته باشد.آیا امکان دارد که رهبر یک کشور آن هم یک کشور بزرگ و ابر قدرت مانند یک فرد عادی دچار هیجانات و احساسات زود گذر شود و در حالی که دچار چنین حالاتی می شود مبادرت به اتخاذ یک تصمیم و یا اقدام خطرناک بکند؟آیا او از نتایج و عواقب چنین تصمیم و یا اقدامی که می تواند با زندگی میلیون ها انسان بازی کند و آن ها  را نابود سازد آگاه است؟ البته تجزیه و تحلیل های نویسنده در خصوص مواردی که مطرح کرده بود و همگی مستند به اسناد و شواهد غیر قابل انکار بود تردیدی باقی نمی گذاشت که چنین چیزی امکان دارد تا این که دیروز مطلبی به دست این نگارنده  رسید که ثابت نمود آن چه نویسنده کتاب مذکور مطرح کرده صرفا نظریه پردازی نبوده است و می تواند واقعیت داشته باشد و متاسفانه دارد.دکتر جان گارتنر، استاد بنام روان‌شناسی در دانشگاه “جان هاپکینز” آمریکا، تحلیلی از وضعیت نابسامان شخصیت دونالد ترامپ ارائه کرده که هشداردهنده و هراس‌آور است.به گزارش “یو اس نیوز” جان گارتنر معتقد است: «دونالد ترامپ به‌طور خطرناکی روان‌پریش است و دمدمی‌مزاجی‌اش،  او را در انجام وظایف ریاست‌جمهوری ناتوان می‌سازد.» این روان‌درمانگر برجسته که پیش‌تر بیوگرافی روان‌کاوانه بیل کلینتون را در قالب کتابی منتشر کرده، گفته است: «ترامپ به اختلال درمان‌ناپذیر خودشیفتگی بدخیم مبتلاست که نشانه‌های آن رفتارهای تهاجمی و ضد اجتماعی، دیگرآزاری (سادیسم)، پارانویا و خودبزرگ ‌بینی حاد است.»این استاد دانشگاه جان هاپکینز همچنین از رویت نشانه‌هایی از “هیپومانیا” (شیدایی) در شخصیت دونالد ترامپ خبر داده که نشانه‌هایش «فقدان هم‌دلی و از دست دادن کنترل رفتارهای هیجانی و این احساس غالب است که دیگران عظمت او و شخصیت بی‌نظیرش را درک نمی‌کنند.»

با بررسی های بیشتری که به عمل امد ، معلوم شد که دکتر کارتنر واقعا و عملا در این زمینه تحقیق و نظرات خود را در قالب یک مقاله تحقیقی ارائه کرده است. در واقع نظرات او با آن چه دکتر رز مک درمات در کتاب خود تشریح کرده است تطبیق میکند و متناسب با آن است.

البته شایسته است به این واقعیت توجه شود که در علم روان شناسی  ،که با موجود پیچیده ای مانندانسان سرو کار دارد که ناشناخته های روح و روان او بسیار زیاد است و هر روز کشفیات جدیدی از روحیه و روان پیچیده انسان در نتیجه تحقیقات  صورت  میگیرد ، نمی توان اظهار نظر کرد که یک فرد و ( و در این جا یک رئیس جمهور) با بروز یک حالت و یا رفتار خاصی دچار یک بیماری خاص روانی است و آن را تعمیم داد. امابه هر حال نمی توان نسبت به رفتار های افراد و این گونه رهبران هم بی اعتنا بود و به راحتی از آن گذشت . در ایالات متحده آمریکا که درواقع روان شناسی بیشتر و عمدتا از آن جا منشا گرفته است اغلب روی این مسائل و مشکلات ( حال صرف نظر از استفاده و بهره برداری های سیاسی ) خیلی دقیق می شوند. حتی در مواردی وجود حالاتی در بعضی از نامزد های رئیس و یا معاونان رئیس جمهور در آمریکا بروی سلامت روانی و رد و یا قبول آن ها تاکید و در مواردی باعث شده است برخی از آن هابه دلیل مشکلات روحی و روانی  از فهرست انتخابات حذف شوند.در سال ۱۹۷۲ در جریان مبارزات انتخاباتی در ایالات متحده ، که “جورج مک گاورن” از حزب دموکرات نامزد ریاست جمهوری آمریکا شده بود ” توماس ایگلتون ” را به عنوان  نامزد معاونت ریاست جمهوری انتخاب کرده بود . اما بعدا معلوم شد که ایگلتون به دلیل بعضی مشکلات روحی چندین بار تحت شوک درمانی قرار گرفته است و همین امر باعث شد که از فهرست انتخابات حذف شود زیرا این نگرانی وجود داشت که اگر در صورت کنار رفتن رئیس جمهور و یا فوت او سکان اداره امورکشور را به دست گیرد چگونه می توان اعتماد کرد یک باره دچار یک حالت روانی قرار نگیرد و انگشت خود را روی تکمه شلیک سلاح هسته ای نگذارد؟

حال این سئوال مطرح می شود که ایا واقعا کسی که داوطلب ریاست جمهوری آمریکا می شود که قدرتمند ترین مقام در جهان امروزی است واقعا باید از نظر سلامت روانی ( و البته جسمی هم) مورد آزمایش و معاینه و امتحان و مورد تاکید قرار گیرد؟ ایا ملاحظات سیاسی  و دیگر جنبه ها نباید این جنبه را تحت اشعاع قرار دهند؟ اگر این صحیح و الزامی باشد چگونه در مورد برخی از روسای جمهور آمریکا این گونه عمل نشده است ؟در حالی که به گفته همین دکتر جان گارتنر و البته خانم دکتر رز مک درمات ریچارد نیکسون را مبتلا به نوعی جنون ( و یا به زعم بعضی روانشناسان خود شیفتگی و نیاز به جلب توجه) موقت معرفی کرده اند و حتی تصمیم محرمانه او مبنی بر ای بمباران کامبوج (۱۹۶۹- ۱۹۷۰) را نتیجه  تهاجم همین جنون موقت دانسته اند که جان هزاران نفر را گرفت.

در هر حال در شرایط کنونی و با رفتار و حرکاتی که دونالد ترمپ در چند ماه اخیر از خود نشان داده است بیشتر متخصصین و نویسندگاه روان شناختی و روان کاوی و روان پزشکی را تشویق و در واقع نگران ساخته است که توجه به این جنبه از خصوصیات یک رئیس جمهور بسیار مهم و حتی اهمیت آن از سلامت جسمانی او بیشتر است. در این جا دارد که یاد آوری شود که خانم دکتر رز مک درمات به غیر از کتاب روان شناسی سیاسی در روابط بین المللی ، کتاب دیگری را نیز تحت عنوان “رهبری رئیس جمهور ، بیماری و تصمیم گیری” به رشته تحریر در آورده است   که در واقع مکمل کتاب قبلی او می باشد و به بیان وضعیت سلامت روحی و جسمی چهار رئیس جمهور آمریکا در دوره های مختلف می پردازد و هم اکنون این کتاب توسط این نگارنده در دست ترجمه است که امید است بزودی به علاقمندان رشته  روان شناسی  عرضه گردد . از طرف دیگر دکتر مک درمات مرتبا در این زمینه در دانشگاهها و مراکز علمی آمریکا به سخنرانی مشغول می باشد و این در واقع نشانه اهمیت موضوع است و با انتخاب ترامپ و موضوعاتی که توسط همنین کارشناسان  مطرح و مورد مطالعه قرار می گیرد می توان دریافت که مردم آمریکا( و طبعا مردم جهان )  نسبت به این موضع حساسیت و نگرانی بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند.

نویسنده: عبدالرضا غفرانی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

(Visited 388 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید