عصر دیپلماسی

جمعه, ۰۱ بهمن, ۱۳۹۵
فهرست

کارکرد جدید دولت در دیپلماسی قرن ۲۱

کارکرد همزمان، موازی و مکمل دو فرآیند «جهانی شدن» و «انقلاب در فناوری ارتباطات و اطلاعات» تغییرات مهمی در همه ابعاد زندگی بشری بوجود آورده است. دگرگونی های مهمی از جمله: فشردگی زمان و مکان، کم رنگ شدن مرزهای ملی، کاهش اقتدار دولت – ملت ها، افزایش تعاملات بین المللی، اهمیت افکار عمومی، قدرت نرم، افزایش رسانه های نوین، گسترش مشارکت عمومی در روابط بین الملل، موضوعات پیچیده فرامرزی، محیط و نظام بین الملل را بشدت تحت تاثیر قرار داده و طبعا موجب تغییر در رفتار دولت ها و سازمان های بین المللی و ایجاد شیوه های نوین دیپلماسی شده است. واقعیت آن است که در عصر حاضر دیپلماسی شکل و قواره و ترتیبات جدیدی پیدا کرده است.

تغییرات چشمگیر در دستور کار بین المللی، دیپلماسی را نیز تغییر داد و آن گونه که برایان وایت Brian White می گوید: دیپلماسی قرن بیست و یک، جهانی تر، پیچیده تر و پاره پاره شده است . این تغییرات در دیپلماسی به طور مشخص در دخیل شدن بازیگران متعدد و متنوع در همکاری های بین المللی مشهود است. توسعه روز افزون نظام بین الملل، ورود بسیاری از بازیگران جدید از جمله : سازمان های بین المللی ، شرکت های فراملی و گروه های ذینفع مهم به صحنه را امکان پذیر کرد. با این تحولات، دیپلماسی که آخرین حوزه انحصاری دولت ها به شمار می رود امروزه نه تنها در دسترس افراد و سازمان های غیر دولتی قرار گرفته بلکه توسط آنها به اجرا در می آید. تغییر نقش دولت ها در اجرای دیپلماسی در واقع از روی ناچاری و واکنشی بود به تغییرات سریع محیط بین المللی و ورود بازیگران جدید به عرصه روابط بین الملل.

واقعیت این است که امروزه دیپلماسی در تعریف سنتی اش با دو چالش عمده روبرواست:
۱- گسترش دستورکار سیاست خارجی کشورها (طرح مسائلی نظیر: محیط زیست، جمعیت ، فقر، مهاجرت، جرایم سازمان یافته فراملی، تروریسم، امنیت، مواد مخدر، توسعه پایدار، تغییرات اقلیمی، حقوق بشر، انرژی، سلامت و…)
۲- نقش آفرینی بازیگران متعدد غیر دولتی در حوزه روابط بین الملل. علاوه بر دو چالش فوق آنچه که در قرن بیست و یکم ذات و جوهر دیپلماسی را تغییر می دهد «فناوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات» است.

امروزه گردش سریع، دسترسی آسان و ماهیت کاربردی اطلاعات، پویایی دیپلماسی را تغییر داده و نیازمند واکنش های سریع است. دولت ها و دفاتر و موسسات اجرایی زیرمجموعه آن از جمله دستگاه سیاست خارجی در برابر شرایط جدید و تغییر و تحولات بوجود آمده ناچارند خود را با محیط جدید سازگار نمایند و در ساختار، نقش و روش های خود بازنگری کنند. بدون تردید رسیدگی به موضوعات متعدد و متنوع موجود در دستور کار نظام بین الملل در صلاحیت علمی و ظرفیت کاری دیپلمات های جنرالیست Generalist (در تعریف سنتی و کلاسیک) نیست و کارشناسان و متخصصان خود را می طلبد. لذا دستگاه های سیاست خارجی به ناچار باید روش ها و ساختارهای خود را متناسب با مقتضیات جدید دوره جهان گستری و عصر اطلاعات هماهنگ کنند در غیر این صورت، با روش ها و ساختارهای قدیمی، اقدامات آنها ضعیف، کند و کم اثر خواهد بود.

با این حال اگر ورود بازیگران جدید به حوزه روابط بین الملل را معادل پایان کار دیپلماسی رسمی دولت ها بدانیم، دچار خطای بزرگی شده ایم. دولت ها همچنان نقش اصلی و مهمی در اجرای دیپلماسی برعهده دارند. مذاکرات پنهان واشنگتن و هاوانا در مدت ۱۸ ماه برای از سر گیری روابط دیپلماتیک رسمی و نیز برگزاری چند دور مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان ۱+۵ در خصوص فعالیت های هسته ای ایران دو نمونه از نقش دولت ها در پیشبرد دیپلماسی به شمار می رود. هرچند باید پذیرفت که در هر دو مورد، بسیاری از بازیگران غیر دولتی نقش آفرینی کردند.

بسیاری از دولت ها به ویژه دولت های اروپایی که از تجربه موفقی در زمینه همگرایی منطقه ای برخوردارند در بازتعریف از نقش خود در محیط جدید بین المللی و به منظور پیشبرد اهداف خود در جهان امروز به مفهوم و شکل جدیدی از دیپلماسی روی آورده اند. در دیپلماسی مدرن یا دیپلماسی هماهنگ کننده، وزارت خارجه عضوی از یک شبکه اقدام ملی به شمار می رود. اجرای دیپلماسی منحصر و محدود به وزارت خارجه نمی شود بلکه ظرفیت سایر دستگاه های اجرایی دولت و ظرفیت بخش خصوصی برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی به کار گرفته می شوند.

وزارت امورخارجه برای آنکه بتواند همپای این تحولات به پیش برود و از آن جا نماند، و برای نوآفرینی نقش خود در محیط قرن ۲۱ باید حداقل سه اقدام مهم انجام دهد. البته باید در نظر داشت که نمی توان یک نسخه واحد برای تمام دولت ها تجویز کرد و دستگاه های سیاست خارجی به تناسب شرایط خود احتمالا باید اصلاحات بیشتری انجام دهند.
اول – دستگاه سیاست خارجی باید همکاری های فرا نهادی Trans-institutional و شبکه های هماهنگی در سطح ملی و فرا ملی بوجود آورد. این کار مستلزم بکارگیری فناوری های پیشرفته اطلاعات است.

دوم – دستگاه سیاست خارجی باید بخشی از کار را به سایر بازیگران واگذار کند که می توانند به طور سازنده در پیشبرد اهداف سیاست خارجی موثر واقع شوند. این امر نباید به کاهش اهمیت وزارت خارجه معنا و تفسیر شود.

سوم- دستگاه سیاست خارجی برای رسیدگی به موضوعات متنوع و پیچیده بین المللی باید متخصصان جدید تربیت کند و در وزارت خارجه میان دیپلمات های عمومی Generalist و دیپلمات های متخصص Specialist توازن برقرار شود.

در تعریف جدید از دیپلماسی که می توان آن را «دیپلماسی هماهنگ کننده» نامید سه وظیفه اصلی و سنتی دیپلماسی که در کنوانسیون روابط دیپلماتیک ۱۹۶۱ وین به آن اشاره شده، دست نخوره باقی می ماند اما چگونگی اجرای آن به گونه ای تغییر می کند که پاسخگوی نیازهای عصر حاضر باشد.

۱٫ نمایندگی Representation
امروزه تعداد بازیگران یا کنشگران صحنه دیپلماسی افزایش یافته است این بازیگران به طور روزافزون جزئی از شبکه های متنوعی هستند که در چارچوب یک نظام سلسله مراتبی سنتی قرار ندارند. حوزه های متعددی از روابط بین الملل امروز مثل حقوق بشر، توسعه و همکاری، سلامت، توسعه پایدار، و… بدون مشارکت فعال سازمان های غیر دولتی NGO و سایر بازیگران غیر دولتی Non-State Actors غیر قابل تصور است. امروزه بحث حکمرانی جهانی Global Governance بدون ایفای نقش و مسئولیت قدرت های نوظهور دست نیافتنی است. این بازیگران جدید منافع مشترک زیادی با یکدیگر دارند و از طریق شبکه های فراملی بهم مرتبط و متصل اند. تلاش های دیپلماسی سنتی برای حذف یا نادیده گرفتن آن ها از صحنه بازی صرفا یک کوته اندیشی است. و راهکار توصیه شده استفاده از ظرفیت آنها و گنجاندن آنها در ترکیب هیات های نمایندگی دولتی و رسمی است.

۲٫ ارتباط و اطلاع رسانی Communication
امروزه کانال های ارتباطی افزایش یافته است به ویژه ابزارهایی که مثل شبکه عمل می کند. شبکه جهانی اینترنت اثرات زیادی روی مشاغلی که تا حد زیادی با کلمات و ارتباط متکی است برجای گذاشته است. همان گونه که گذشته نیز اختراع تلگراف به عنوان اولین ابزار اطلاع رسانی در لحظه Real Time نیز نقش تعیین کننده ای در انتقال اخبار و اطلاعات و ایجاد ارتباط میان نمایندگی های سیاسی و دولت های متبوع ایفا کرد. ابزارهای رسانه ای و مطبوعات و دیپلماسی باید مکمل یکدیگر باشند. دیپلمات ها باید با خبرنگاران و رسانه ها کار کنند. دیپلماسی عمومی اهمیت زیادی پیدا کرده و دیپلمات ها باید به جایی بروند که مردم هستند.

۳٫ مذاکره Negotiation
موضوعات زیادی وجود دارد که دیپلمات ها و وزارت خارجه ها دیگر تنها بازیگران آن نیستند. بلکه عضوی از یک شبکه اقدام ملی هستند که در یک ساختار افقی و نه ساختار عمودی (سلسله مراتبی) با سایر بازیگران غیر دولتی در ارتباطند. در بسیاری از موضوعات کارشناسان سایر وزارتخانه ها یا نهادهای دولتی با همتایان خارجی خود در سایر کشورها یا سازمان های بین المللی از طریق شبکه های ارتباطی تماس دارند. دیپلماتهای مدرن بایدیاد بگیرند که ظرفیت خود را با دیگر کارشناسان، دانشمندان و مسئولین دولتی و بخش خصوصی به اشتراک بگذارند و با یکدیگر کار کنند. دیپلمات ها امروزه نقش مدیریت پیچیدگی ها Management of Complexity را دارند آنها باید قادر باشند تا ادارک و فهم سیاسی را در مشکلات و مسایل پیچیده و بغرنج وارد کرده و بتوانند میزان انسجام و سازگاری منافع با ارزش ها را بالا ببرند. دیپلمات های قرن ۲۱ هماهنگ کننده ، تسهیل کننده و همکار یک کار جمعی هستند.

منابع و ماخذ:
۱- Challenges Facing the 21st Century Diplomat, (October 2011). Conference Report, College of Europe.
۲- Kennon H. Nakmura and Susan B. Epstein (2007). Diplomacy for the 21st century: Transformational Diplomacy, Congressional Research Service.
۳- Lindstrom Gustav, (2002). Diplomats and Diplomacy for the 21st Century, Rand Graduate School.

علیرضا قزیلی

دسته بندی:   حقوق بین الملل, دیپلماسی عمومی, دیپلماسی فضای مجازی, سیاسی

دیدگاه ها