عصر دیپلماسی

جمعه, ۰۶ اسفند, ۱۳۹۵
فهرست

فقه تكفيري ها و نظام بين الملل

دكتر سيد محمد ساداتي نژاد
٢٦ مهرماه ١٣٩٥

روز دوشنبه مورخ ٢٦ مهرماه ١٣٩٥، نشستي با عنوان بررسي تحولات ژئوپوليتيكي غرب آسيا و جهان اسلام در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد. يكي از سخنرانان اين نشست، حجت الاسلام و المسلمين دكتر فيرحي، استاد  دانشگاه تهران و كارشناس حوزه فقه سياسي بود. نامبرده در اين نشست، بحث مفيدي را در مورد سلفي هاي جهادي كه وي  عبارت ”  گروه هاي تكفيري ” در مورد آنها را مناسب تر دانست، ارائه كرد.
آقاي فيرحي در خصوص بنيان هاي فكري گروه هاي تكفيري گفت اين جريان در نتيجه تحول در دستگاه فقهي سلفي هاي جهادي بوجود آمد و مي توان آن را نسل چهارم جريان هاي سلفي دانست. او نسل اول  را ظهور ابن تيميمه در قرن هفت و هشت، نسل دوم را ظهور وهابيت در قرون  ١٢ و ١٣ و نسل  سوم را ظهور القاعده از سال  ١٩٨٨ و نسل چهارم را ظهور تكفيري ها از سال ٢٠٠٣ معرفي  نمود.(١)
وي با استناد به مستندات تكفيري ها گفت از نظر آنها در حال حاضر در وضعيت توحش به معناي  در حد فاصل فروپاشي يك نظام و ظهور يك نظام جديد، به سر مي بريم كه يك  دوره گذار است.  (١) در واقع اين گروه ها با استفاده از مباني فقهي جديدي كه ايجاد كرده اند، به دنبال استقرار يك نظم نوين و مذهب نوين جهاني هستند. (٢) گرچه اين گروه ها ابتدا اقدام به تعطيلي اجتهاد  نمودند،(٣) اما در ادامه، متوجه شدند كه بدون برخورداري از  مباني فقهي، امكان توسعه و ترويج انديشه خود را در ميان جوانان ندارند، لذا بعدا مباني فقهي جديدي را براي خود خلق كردند كه آقاي فيرحي از آن تعبير به فقه جنايي ميكند.
تكفيري ها معتقدند اين دوران گذار، سخت ترين مرحله اي است كه جامعه مسلماني در حال عبور از آن است. به لحاظ فكري، بخشي از ريشه هاي اين فكر جديد، به هند و مناقشات مسلمانان با كمپاني هند شرقي بر مي گردد. ابوالعلاء مودودي، امير جماعت اسلامي در سال ١٩٤١ در پيشاور پاكستان سخنراني  با  عنوان ” ضرورت يك جماعت سالم” ارائه كرد و بلافاصله فرداي آن روز، سازمان جماعت اسلامي در پاكستان تشكيل شد. در آن زمان دو تفكر وجود داشت:  يكي اينكه ذخيره تمدن هاي مادي و سكولار  در حال اتمام است و ناچاريم دوباره به اسلام برگرديم و انديشه دوم آن بود كه  هر چند اسلام، تئوري صلح است اما تئوري به تنهايي كافي نيست و نياز به كساني است كه حاملان ايدئولوژي باشند.  اين انديشه از آن زمان، دگرگوني هاي سنگيني پيدا كرده و هر روز از يك سرزميني؛  مصر، عراق و عربستان  سردرآورده و امروز به جريان هاي تكفيري رسيده است.
براي اينكه تحولات جريان سلفي مشخص شود، لازم است به دو متن و منبع فقهي مهم اين جريان اشاره شىود تا معلوم گردد اين جريان چه تحولاتي را در طي زمان پيموده است و اينكه جريان تكفيري تا چه اندازه از انديشه سلفي گري فاصله گرفته است. نخستين متن، كتاب فقه الجهاد ابن تيميه و كتاب ديگر مسائل في فقه الجهاد از ابو عبدالله المهاجر است كه در اواخر سال ٢٠١٠ نوشته شده است كه ابومصعب الزرقاوي هم به آن اشاره ميكند و شبيه يك رساله عمليه براي كل نظام شرعي داعش است و كتاب بسيار مهمي است. (١)
متن اصلي تفكر داعش در واقع  كتاب ابوعبدالله المهاجر است كه بسيار مهم و يك كتاب اصلي و پايه اي است و نشان مي دهد چگونه سلفي گري از ابن تيميه به ابومصعب الزرقاوي و از او به المهاجر رسيده و امروز به يك فقه جنايي ( عنواني قابل بحث) تبديل شده است. كتاب ابن تيميه ١٧٠ صفحه است و فقط فصل نهم و دهم آن راجع به جهاد است. در كتاب ابن تيميه در فصل جهاد گفته شده مقصود از جهاد آن است كه ” ان يكون الدين كله لله و ان تكون كلمه الله هي العليا” و هر كس در مقابل اين موضوع امتناع كند ” قوتل باجماع المسلمين”.  اين در واقع همان نظريه جهاد ابتدايي است اما خصوصيات صلح گرايانه هم دارد بدين صورت كه مي گويد  كساني كه مانع تبليغ دين نمي شوند، با هيچكدام از آنها جنگ نمي شود و لا يقتل عند جمهور العلما؛ سپس بچه ها، پيرمردها، زنان و بقيه را استثنا ميكند و مي گويد برخي مي گويند هر كه كافر است، بايد كشته شود ولي و الاول هو الصواب  يعني كساني كه مانع تبليغ دين و آزادي بيان نمي شوند، نبايد كشته شوند زيرا جهاد فقط با كساني است كه با مسلمانان مي جنگند و كساني كه با تبليغ نمي جنگند؛ كفر آنها فقط ضررش به خودشان مي رسد. ابن تيميه  بعد از آن سه نتيجه فقهي مي گيرد  ١- مورد اول كه همان استراتژي اهل سنت سلفي است كه انسان را به كافر و مسلمان و كافر را به حربي و غير حربي تقسيم ميكند.  لذا سه دار، دار الاسلام، دار الكفر و دار الحرب را بر مي شمرد و  جنگ فقط در جايي است كه ممانعت و مقابله با تبليغ و آزادي بيان باشد.
٢- ابن تيميه حربي ها را به اهل كتاب و غير اهل كتاب تقسيم ميكند و جزيه را در حربي مي پذيرد.
٣- ابن تيميه در فصل دهم مي گويد جهاد با كفار است اما گاهي با مسلمان ها هم واجب است و به شيعيان و خوارج و مغول ها اشاره ميكند. لذا گرايش شيعه ستيزي سنگيني   در ابن تيميه  وجود دارد.  ابن تيميمه به شدت از مغول ها نفرت داشت زيرا آنها خلافت را منهدم كردند و از طرفي  شيعه را به دليل همكاري با آنها عامل سقوط خلافت مي دانست و لذا مي گويد شيعه و مغول حتي اگر اعتقادات اهل سنت را قبول كنند، باز قتل آنها واجب است.  لذا ميتوان گفت اولين نظر راديكالي را ابن تيميه داد. قبلا فقها مي گفتند هر كس شهادتين را گفت، خون او حرمت دارد اما اينجا ابن تيميه مي گويد حتي اگر اظهار مسلماني كند،  چون با اهل تسنن اختلاف دارند، كشتن آنها واجب است.
ولي تكفيري ها با سلفي ها متفاوت هستند. خيلي ها فكر ميكنند چون تكفيري ادامه  سلفي گري است، لذا تكفيري ها ضد شيعه هستند ولي اين  نظريه در ادبيات تكفيري ها دگرگون شده است. بر خلاف كتاب فقه الجهاد ابن تيميه،  كتاب مسائل من فقه الجهاد ابو عبدالله المهاجر به فقه الدماء و فقه خون معروف است. اين كتاب در مقايسه با كتاب فقه الجهاد ابن تيميه، قطورتر و  ٥٧٤ صفحه شده است و بيست فصل دارد و هر بيست فصل نيز به جهاد اختصاص دارد. در همه بحث ها، يك  دگرگوني فقهي  نسبت به ابن تيميه رخ داده و نشان مي دهد تكفير در فقه آنها، يك تاسيس جديد دارد و خيلي روي بنيان هاي ابن تيميه نمي ايستد و بنيان هاي او را تغيير داده است. اولين تغييري كه المهاجر داده در صفحه ١٨ كتاب است كه تمام دار الكفر را دار الحرب اعلام ميكند. او مي گويد هر كه كافر است در موقعيت جنگي  است و اين پيامدهاي سنگيني دارد. يعني هر كس غير مسلمان است، كشتن او مباح و حتي واجب است. لذا او تقسيم بندي سه گانه ابن تيميه را به تقسيم بندي دوگانه دار الاسلام و دارالكفر تبديل مي كند ؛ دار الكفري كه تمام آن دارالحرب است و جنگ دائمي را به همراه مي آورد كه در هر كجا كفار هستند، بايد كشته شوند.
تغيير دوم در فقه المهاجر، تعريف كفر است. قبلا گفته مي شد، كافر كسي است كه شهادتين را  نگفته ولي المهاجر مي گويد كفر عبارت از جايي است كه در آنجا احكام اسلام به تمامه اجرا نمي شود نه اينكه مسلمان در آنجا وجود دارد يا خير. لذا تمام جوامع مسلمان امروز، دار الكفر محسوب مي شوند. هر كه از دموكراسي و انتخابات صحبت مي كند و مسلماني كه در اجراي احكام اسلام سست  شده، كافر است. او مثال مي زند كه دار الاسلام و دارالكفر از اين پس جاي ثابتي نيستند. لذا اگر در جايي قصاص تعطيل شد يا زكات ندادند،  دار الكفر مي شود هرچند كه شهادتين بگويند و از اين منظر كشتن همه مسلمانها واجب مي شود؛ بنابر اين اگر احكام اسلام اجرا شود و لو غير مسلمان باشند،  دار الاسلام مي شود. اين خلاف تعريف سنتي است كه مي گفتند جامعه اسلامي جامعه اي است كه اكثريت آن مسلمان يا حاكم آن مسلمان است. (١)
لذا تكفيري ها با تمام مسلمانها درگير شده اند و در فقه  آنها، قتل و تكفير اختصاص به شيعه ندارد. ادبيات ابن تيميه ضد شيعه بود ولي در همانجا هم عبارت رافضي را بكار مي بردند و كافر نمي گفتند. ولي  ادبيات تكفيري همه مسلمين را شامل مي شود و لذا استثنا كردن شيعه ديگر معنا ندارد. لذا دعواي اصلي تكفيري ها با  طرف سني است و اشتباه است اگر بگوييم داعش ضد ايران است. ضديت داعش با جهان سني بيشتر است تا جهان شيعي.
به اين نكته نيز بايد توجه شود كه منظور تكفيري ها از كساني كه احكام شرعي را اجرا نمي كنند، نماز و روزه  فقط نيست بلكه منظور كسي است كه خلافت را قبول ندارد و دموكراسي و پارلمان را قبول دارد.  به همين دليل است كه تكفيري ها و داعش، تركيه را هدف حملات خود قرار داده اند.  تكفيري ها مي گويند كفار يا بايد  مسلمان شوند و خلافت را بپذيرند و يا اينكه جزيه بدهند ولي مسلمان بايد كشته شود. لذا آنها مسلمانان را خصم نزديك خود مي دانند. در صفحه ٥٠ كتاب، به اين موضوع اشاره دارد.
تفاوت ديگر فقه تكفيري آن است كه در بحث جهاد،  ابن تيميه مي گفت اول به اسلام دعوت كنيد و بعد اگر مخالفت كردند، با آنها بجنگيد ولي تكفيري ها مي گويند نياز به دعوت نيست چون اينترنت، ماهواره و فضاي مجازي هست و لذا همه صداي خلافت را شنيده اند، پس ابتدائا مي شود اقدام به قتل آنها كرد. در ص ٦٥ كتاب نيز مي گويد كه  ترور كافر مشروعيت دارد، هر چند قبلا هم رگه هايي در اين خصوص در فقه اهل سنت بوده، ولي  براي اولين بار است كه  به ترور، مبناي فقهي داده مي شود و ترور يا كشتن غافلگيرانه  واجب دانسته شده است. در صفحات بعدي، ارتداد دسته جمعي مسلمانها را مطرح ميكند. اين رويكرد از سال ١٩٩١ و در انصار الاسلام در عراق ايجاد شد كه عبدالرحمن از ائمه تكفيري ها،  فتوي به تكفير كل بلاد رافضين داد. قبلا يك نفر را مرتد ميگفتند ولي تكفيري ها به همه يك جغرافيا  حكم ارتداد مي دهند.(١)
المهاجر در بندهاي بعدي، فصلي دارد كه اشاره كرده به عمليات استشهادي و آن را نيز جايز دانسته است. اولين بار در دهه ٨٠ اين بحث ها در سوريه و لبنان رخ داد ولي تكفيري ها استدلال هاي سنگيني در مورد جواز آن دارند و اينكه آدمي ميتواند خود را در جمع غير مسلمانها اعدام كند. المهاجر نكته جديد ديگري را نيز ذكر كرده است، قبلا انسانها به مدني و نظامي تقسيم بندي مي شدند و اصل بر اين بود كه به افراد مدني نبايد آسيب زد؛  ولي المهاجر ميگويد تقسيم بندي دوگانه  نظامي-  مدني  كفر است. لذا براي تكفيري ها فرق نمي كند كه فرد سلاح دارد؛ بچه يا زن، يا … است.  لذا در ص ١٤٧ جواز قتل كودك و امثال آن را صادر كرده است.  در بحث اسير نيز جواز كشتن اسير را صادر ميكند. او مي گويد هر كه اسير گرفت،  ميتواند او را بكشد. نكته ديگر بحث اذن حاكم است. قبلا گفته مي شد، جنگ با محاربين مشروط به نظر حاكم مسلمان است. ولي اينها باورشان بر آن است كه خود فرد ميتواند براي كشتن اقدام كند و نياز به اجازه نيست لذا كتائب و گردان هاي داعش خودگردان هستند و خود فرمانروا هستند.  اين بحث ها، بحث هاي اصلي جريان فكري تكفيري است.
لذا بايد توجه نمود كه داعش ديگر تمايزي براي شيعه قائل نيست و تنها به اين نكته مي پردازد كه آيا مي شود از شيعه براي جنگ با كفار كمك گرفت و بعد آن را رد ميكند.(١)
تكفيري ها اصلا بحثي تحت عنوان مبارزه با شيعه ندارند. لذا ما بايد مراقب باشيم و فكر نكنيم كه دشمن درجه يك آنها شيعه است و در سياست خارجي نيز براي اين گروه نبايد از واژه سلفي استفاده كرد بلكه بايد از واژه تكفيري استفاده كرد تا يك تمايزي با سلفي ها ايجاد شود. در حال حاضر، تكفيري غير از سلفي است و فقه تكفيري جنايي شده است. لذا بايد آن را از سلفي جدا كرد؛ يكي دانستن  ايندو باعث مي شود هنگام حمله به تكفيري ها، سلفي ها نيز احساس كنند كه اين انتقاد شامل آنها نيز مي شود. اكنون  وظيفه علماي اهل سنت است كه وارد ميدان شوند زيرا فقه، اصطلاحا چسبندگي و جاذبه دارد و وقتي فردي،  توانست ايده هاي خود را تبيين فقهي كند و اجماع علما را پشت خود  بياورد، كار سخت مي شود. جوان ها اگر كتاب المهاجر را بخوانند، ممكن است جذب او  شوند. با توجه به اينكه،  تكفيري در فضاي گفتماني سني مطرح شده  و خارج از گفتمان شيعه است، علماي اهل سنت بايد با آن مقابله كنند و اگر علماي اهل تسنن نتوانند رديه اي بر اين انديشه فقهي، بزنند، تكفيريسم همه جهان اهل تسنن را در بر خواهد گرفت.(١)
بعد از آشنايي با برخي از مباني و اصول فقهي تكفيري ها در بحث جهاد، اين سوال مطرح مي شود كه علت بوجود آمدن اين گروه در جهان اسلام چه بود؟ در پاسخ به اين سوال، نظرات مختلفي وجود دارد. گروه اول كه سخنران همايش فوق نيز بر اين عقيده است،  اين فرضيه را قبول دارد كه اين يك بيماري داخلي جهان اسلام است و مسائل بيروني تشديد كننده آن شده است و علاج آن نيز داخلي است. اين ديدگاه نقش عامل بيرون را شبيه يك  نسيم براي شعله ورتر كردن آن مي داند ولي شعله در خود جامعه اسلامي  است و معتقد است نبايد تحليل ها را به سمت مسائل بيگانه بر. گروه دوم بر خلاف ديدگاه اول، نقش عامل بيروني از جهان اسلام و بازيگران و قدرت هاي بين المللي و مداخلات آنها را عامل اصلي شكل گيري تكفيري ها مي داند به نحوي كه داعش را ارتش سري ناتو قلمداد ميكند.
ديدگاه نگارنده سطور آن است كه شكل گيري تكفيري ها نتيجه تلاقي دو عامل دروني و بيروني است و هر يك از اين عوامل در شكل گيري جريان تكفيري موثر بوده اند. اينكه نقش كدام عامل بيشتر بوده است، نياز به بررسي و تحقيقات بيشتري دارد و بررسي آن نيازمند يك كتاب يا پايان نامه است.
ضمن آنكه هر يك از عوامل دروني و بيروني را نيز بايد به دو قسمت تقسيم كرد كه مجموعا به ٤ عامل منتج مي شود. عامل دروني شامل ١- بازيگران درون جهان اسلام و مداخلات غيرمنطقي و سوداگرانه آنها در جهان اسلام با هدف بهره گيري از جريان هاي اسلامي در راستاي اهداف خود ٢- وضعيت موجود در جهان اسلام و شكست ها و فرودها و سير نزولي و قهقرايي جهان اسلام در مقايسه با ساير كشورهاي پيش رفته و تحولات فكري و ايدئولوژيك در درون جامعه و امت اسلامي در راستاي بازيابي افتخار و شكوه اوليه دوران صدر اسلام .
از طرفي عامل بيروني را نيز بايد بر دو عامل تقسيم بندي كرد: ١- نقش قدرت هاي بين المللي و مداخلات سوداگرانه آنها در جهان اسلام براي ايجاد تفرقه و بهره برداري در راستاي منافع ملي اين قدرت ها ٢-  نقش نظام بين الملل و تحولات روابط بين الملل كه در اين راستا، يكي از موضوعات بسيار مهم و تاثيرگذار، پروژه و  پروسه جهاني سازي و  جهاني شدن است كه در راستاي عمومي سازي فرهنگ ليبرال دموكراسي حركت مي كند و از همين مسير، واكنش هايي را در ميان جوانان مسلمان براي مقابله با تسلط و سلطه اين جريان سكولار و مادي انگار ايجاد كرده است.  بررسي تفصيلي علل شكل گيري فقه تكفيري در روابط بين الملل اسلامي و بطور كلي در روابط بين الملل امروز و ميزان تاثيرگذاري تحولات روابط و نظام بين الملل  بر شكل گيري گروه هاي تكفيري نياز به مقاله يا نشستي جداگانه دارد.  اين يادداشت، بيشتر تلاشي جهت طرح بحث در اين خصوص بود.

پي نوشت:
١- سخنراني حجت الاسلام فيرحي در نشست تحولات ژئوپوليتيكي غرب آسيا و جهان اسلام  مورخ ٢٦ مهر ١٣٩٥

٢- رجوع شود به مقاله سيد محمد ساداتي نژاد با عنوان وهابيت سمبل گمراهان جديد از نويسنده، قابل دسترسي در لينك

وهابيت، سمبل گمراهان جديد؛


٣- رجوع شود به مقاله ديگري از سيد محمد ساداتي نژاد با عنوان تعطيلي اجتهاد و روش شناسي غلط  در سلفیسم جهادي و تاثيرات منفي و زيانبار آن بر روابط بين الملل منتشره در عصر ديپلماسي

دسته بندی:   انتخاب تحریریه, وهابیت

دیدگاه ها