عصر دیپلماسی

جمعه, ۰۶ اسفند, ۱۳۹۵
فهرست

طرح فرانسه برای حل بحران فلسطبن؛ بازی در وقت اضافه

به یک باره و بدون هیچ مقدمه ای، حزب حاکم و سوسیالیست فرانسه به رهبری فرانسوا اولاند، که روز به روز از محبوبیت مردمی آن کاسته می شود، در راستای جستجوی راهی برای حل مساله فلسطین گام بر داشت و بر اساس رویکردی که جدید هم نیست، رژیم صهونیستی آن را رد کرد هر چند این طرح در مقایسه با طرح های گذشته، از درجه اهمیت کمتری برخوردار است.
بر این اساس بود که پاریس در هفته گذشته شاهد برگزاری نشستی بین المللی با حضور  تعداد زیادی از وزرای خارجی کشورهای غربی با محوریت وزیر خارجه آمریکا بود. برخی وزرای خارجه کشورهای عربی از جمله عربستان و نبیل العربی دبیر کل اتحادیه عرب، که دوران مسئولیتش رو به اتمام است، در آن حاضر بودند.
شاید بهترین تعبیر در باره طرح فرانسه را بتوان در سخنان مسئولان عربستان یافت. ریاض گفته است که طرح پیشنهادی از سوی ملک عبدالله بن عبدالعزیز در نسشت سران کشورهای عربی در ۲۰۰۲ بیروت، پیشرفته تر و عادلانه تر از طرح کنونی فرانسه است زیرا حق مردم فلسطین در حاکمیت بر سرزمینهایش و تقویت تشکیلات خودگردان برای اداره امور داخلی مردم فلسطین را بهتر تضمین می کند.
نتانیاهو که در پی پیوستن لیبرمن به کابینه و همزمان با ارائه طرح از سوی فرانسه بر میزان نژاد پرستی خود افزوده است، نیازی نمی بیند که علنا این طرح را رد کند بویژه هنگام مطرح نمودن آن از سوی رئیس جمهور فرانسه در سفر خود به سرزمین های اشغالی.
از شیوه برخورد رژیم صهیونیستی چنین بر می آید که با این طرح پیشنهادی مخالف است چرا که در آن بر افزایش محدوده سرزمینی فلسطینیان البته با موافقت رژیم اشغالگر تاکید شده است.
شاید به همین دلایل است که این طرح پیشنهادی علیرغم افزایش اعتراضات نمایندگان مجلس ملی فلسطین مبنی بر رد طرح مذکور، با واکنشهای جدی دیگری مواجه نشده است. در عین حال رژیم صهیونیستی به گونه ای رفتار می کند که گویی اهمیتی برای این طرح پاریس قائل نیست.
کاملا آشکار است که جریان تندرو حاکم در رژیم صهیونیستی از پذیرش هر طرحی که متضمن حقوق مردم فلسطین باشد، طفره خواهد رفت. این طرح در ادامه سلسله طرح هایی که برای حل و فصل اختلافات عربی – صهیونیستی ارائه شده، مطرح میشود. طرحی که در پی شکست های متوالی کشورهای عربی به حاشیه رفته و تبدیل شده است به کشمکشی میان تشکیلات خود گردان فاقد قدرت و حاکمیت از طرفی و رژیم اشغالگر از طرف دیگر. رژیمی که همچنان در تصمیم گیری درباره امور فلسطین از جمله اختیارات تشکیلات خودگردان در سرزمینهای اشغالی و میزان آزادی مجاز آن، حرف آخر را می زند.
در پی سلسله شکستها و ناکامی های طرح های پیشنهادی کشورهای عربی، عبارت (عربی – اسرائیلی) از روند جاری میان رژیم صهیونیستی با فلسطینیان حذف شده است. طبعا این ناکامیها بویژه پس از خروج کشورهای عربی موثر در معادلات از جمله مصر و سوریه و سپس اردن از میدان مبارزه با این رژیم باعث تنها ماندن فلسطینیان در مقابله با دشمن خود شد. دشمنی که با توافق با مصر و ایجاد صلح با سوریه در ۱۹۷۴ و دادن امتیاز به اردن بر قدرت خود افزوده است.
در پاییز ۱۹۶۷ و در پی شکستهای سنگین مصر و سوریه در جنگ ۵ ژوئن و سپس با عقب نشینی از شعار (آزادسازی از نهر تا بحر) که قید همه طرح های پیشنهادی آن موقع بود، سلسله ای از موافقت های انفرادی بین اعراب و اسرائیل صورت گرفت که خطرناکترین آنها امتیازی بود که مصر در پی جنگ رمضان ۱۹۷۳ توسط انور سادات واگذار نمود و با این سازش در مقابل اسرائیل از آرمان فلسطین کوتاه آمد.
پس از آن و بویژه با توجه به اتخاذ رویکردهای متفاوت از سوی کشورهای عربی، موضوع بطور ریشه ای تغییر یافت. بویژه آنکه رهبران فلسطین با رژیم اشغالگر در ۱۹۹۳ در اسلو اقدام به امضای توافقنامه می کنند. این توافقنامه، یاسر عرفات را به همراه گروهی از مبارزان که بعدها تبدیل به نیروی انتظامی شده و ربطی به آزادسازی فلسطین نداشتند، قادر به بازگشت به درون سرزمینهای اشغالی کرد. این گروه نظامی که اکنون به گروه انتظامی تغییر وضعیت داده بودند، مامور سرکوب اعتراضات و تظاهراتهایی که علیه توافقات ذلیلانه و امتیازات خوارکننده صورت می گرفت، شدند.
(حل و فصل) به چه معناست؟ و چه کسی قادر به تحقق آن است؟
با از بین رفتن توازن میان اعراب و رژیم اشغالگر قدس،  معنی (حل و فصل) به مفهوم (کوتاه آمدن کشورهای عربی در برابر دشمن قویتر) تغییر معنا داده است. عربیت و ملیت برخی از این کشور خدشه دار شده و بالاتر از آن حقوق فلسطینیان است که علیرغم مبارزات بیش از ۸۰ ساله، پایمال گردیده است.
نمودار طرح های پیشنهادی برای حل اختلاف میان فلسطینیان و اسرائیل نشان می دهد که هر طرحی که به فلسطینیان پیشنهاد شده، به خصوص در پی عدم حمایت کشورهای عربی، در بر دارنده تضییع هر چه بیشتر و حتی از بین بردن حقوق آنان بوده است بطوریکه فلسطینیان خود را در مقابل دشمن تاریخی همه کشورهای عربی، تنها می بینند.
پس از بازگشت به داخل سرزمین فلسطین، فلسطینیان به دو شق تقسیم شدند، گروهی در کرانه باختری به رهبری فتح و همپیمانانش و دیگری در غزه به رهبری حماس و جهاد اسلامی. لذا مساله مقدس آزادی فلسطین فدای مسامحه های سیاسی گردید و کشورهای عربی، فلسطینیان را جهت کوتاه آمدن بیشتر از حقوق خود تحت فشار قرار دادند. بویژه آنکه با مرگ یاسر عرفات، کرانه باختری، غزه را در جنگ با رژیم صهیونیستی تنها گذاشت. جنگی که در ۱۴ سال گذشته سه بار تکرار شد و تقریبا همه غزه را به ویرانه تبدیل کرد.
بنابر آنچه گفته شد، رئیس جمهور فرانسه طرح خود را در لحظه سیاسی مشخصی پیشنهاد می کند:
وضعیت کشورهای عربی در اسفناکترین حالت ممکن قرار دارد. مصر به دلیل امضای قرار داد صلح با مصر نهایتا می تواند نقش یک میانجی را ایفا کند. طرف فلسطینی هم بخاطر ضعف خود توان رد کردن را ندارد از طرفی هم رژیم صهیونیستی چون خود را قویتر از کشورهای عربی می داند، لذا به این طرح تن نخواهد داد. میانجیگری مصر بیشتر به ضرر فلسطینیان  خواهد بود.
متقابلا جنگ در سوریه که این کشور را از میدان مبارزه علیه اسرائیل خارج کرده، باعث شده است که دمشق با توجه به تحلیل رفتن توان آن بیشتر به وبالی بر گردن فلسطینیان تبدیل شود. اسرائیل از همین ضعف سوریه بارها سوء استفاده کرده و به خاک آن حمله کرده است.
آیا ضرورتی دارد که از عراق سخن به میان آوریم که در گرداب جنگ داخلی و تروریسم داعش غوطه ور است.؟ عراق از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی در وضع نابسامانی قرار دارد بطوریکه موصل در اشغال داعش است و تبدیل به مرکز فرماندهی این گروهک تروریستی گردیده است.
اما در باره لبنان باید گفت که مقاومت توانست در سال ۲۰۰۰ خاک آن را آزاد کند و جنگ ۳۳ روزه اسرائیل را در ۲۰۰۶ ناکام گذارد. اما لبنان حتی اگر هم بخواهد به نیابت از فلسطینیان و همه کشورهای عربی به مساله فلسطین ورود پیدا کند و اسرائیل را مجبور به پذیرش طرح کند، این موضوع کمترین دستاورد را برای فلسطینیان برای بازپس گیری حق خود در پی خواهد داشت.
شاید به این دلایل است که رژیم صهیونیستی چندان اهمیتی به طرح جدید فرانسه و مواضع اعراب در قبال آن قائل نیست. و فقط وزیر خارجه عربستان به بیان اینکه طرح سال ۲۰۰۲ ملک عبدالله بهتر از آن بوده اکتفاء کرده است.
برای مردم فلسطین راهی نمی ماند جز اینکه منتظر کودتاهای ریشه ای در چنین شرایط مایوس کننده در کشورهای عربی و قبل از سخن از آزادسازی فلسطین، باشند.
با این حال، جوانان و نوجوانان فلسطینی با چاقوهای کوچک خود به نظامیان اشغالگر یورش می برند تا بگویند اینجا سرزمین من و حق من است و من آنرا هرگز فراموش نمی کنم.

نویسنده: طلال سلمان، روزنامه السفیر ۹۵٫۳٫۱۹
ترجمه: علی ساجد – کارشناس ارشد مطالعات غرب آسیا

دسته بندی:   انتخاب تحریریه, حقوق بین الملل, دسته‌بندی نشده, سیاسی

دیدگاه ها