%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4

سرنوشت خاورمیانه و ائتلاف آمریکایی در دوران ترامپ؛

این روزها همه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها مشغول ارائه گزارش‌های آماری و تحلیل نامه‌های «آنچه در سال 2016 گذشت» مربوط به حوزه‌های تخصصی خود هستند. بیشترین موضوعاتی که در حوزه سیاست و به‌ویژه حوادث روی داده در فضای سیاست بین‌الملل موردتوجه قرار می‌گیرد نیز بحران‌های خاورمیانه در سال 2016 و نحوه عملکرد بازیگران مختلف عرصه سیاست در این حوزه بوده است.

آنچه مسلم است بحران‌خیزترین منطقه دنیا در سال گذشته و حتی سال‌های اخیر را می‌توان قطع به‌یقین منطقه غرب آسیا و مشخصاً سوریه و عراق دانست. منطقه‌ای که به‌واسطه حضور داعش و تروریست‌های ضد دولت سوریه در غالب بحران‌های دنیا و حوادث تروریستی صورت گرفته، نقش مستقیم یا غیرمستقیم داشته است. اما آنچه مهم‌تر از « آنچه گذشت» در این منطقه بحران‌خیز است « آنچه خواهد شد» است که متأسفانه بسیاری از خبرگزاری‌ها و اندیشکده های معتبر بین‌المللی تعمداً به آن نمی‌پردازند.

سرنوشت سرزمین‌های سوخته سوریه و عراق به‌تبع زیاده‌خواهی‌ها، منفعت‌طلبی‌ها و تغییر منافع و اهداف سیاستمداران کشورهای غربی به سرکردگی آمریکا و نیز سیاست‌بازی‌های کثیف صورت گرفته در تقابل بلوک شرق و غرب در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است. در این میان کشورهای سوریه و عراق بیشترین خسارت‌ها را از این تقابل متحمل شده و همچنان زمین جنگ تقابل قدرت­های غرب و شرق هستند.

ائتلاف غرب به سرکردگی آمریکا در حال حاضر مشغول سپری کردن دوران گذار قدرت است و این تحولات در بالاترین رده سیاسی آمریکا به دلیل غیرمنتظره بودن آن تبعات بسیاری را بر سیاست‌های کلان این کشور و به‌تبع آن ائتلاف غربی ضد سوریه گذاشته است.

سیاستمداران دولت قبلی آمریکا تا پیش از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور حزب خود را پیروز مسلم انتخابات می‌دیدند و به همین دلیل سیاست‌های کلان برون‌مرزی آنان به‌ویژه در حوزه بحران خاورمیانه به شکل غیرقابل‌انکاری نیمه‌کاره مانده است. بسیاری بر این عقیده بودن که اوباما تلاش می‌کند بحران سوریه را تا پیش از انتخابات به سرانجام برساند و از آن به‌عنوان برگ برنده خود در انتخابات استفاده نماید اما اعتمادبه‌نفس بیش‌ازاندازه اوباما در تقابل با ترامپ موجب شد که اهداف بلندمدت پروژه تغییر نقشه خاورمیانه را فدای منافع حزبی نکرده و در سناریوی بحران خاورمیانه تغییرات جدی ایجاد ننماید.

حال با تغییر چهره حاکمیتی آمریکا و شعارها و اهداف اعلام شده از سوی ترامپ همگان اذعان دارند که سیاست‌های آمریکا در سوریه و عراق قطعاً به شکل فعلی باقی نخواهد ماند و تغییرات بنیادینی در این مواضع ایجاد خواهد شد. حداقل مواضعی که از سوی ترامپ ایراد شده حاکی از آن است که دولت آمریکا پس‌ازاین نحوه تأمین هزینه مداخلات خود در سیاست‌گذاری‌های کلان منطقه‌ای را تغییر خواهد داد.

از سوی دیگر همچنان جزئیات توافق پشت پرده چند ماه پیش آمریکا و روسیه در رابطه با سوریه افشا نشده و این عدم شفاف‌سازی شائبه معامله پشت پرده دو قدرت بزرگ در منطقه را به‌شدت تقویت می‌نماید. معامله‌ای که در صورت صدق آن در آینده نه‌چندان دور تمامی کشورهای منطقه به نحوی وجه‌المصالحه منفعت‌طلبی قدرت‌های بزرگ و نویسندگان سناریوهای پشت پرده خواهند شد.

در این میان برخی گمانه‌زنی‌ها و اظهارات مقامات کشورهای منطقه‌ای تا حدودی سرنوشت سیاست‌های میان‌مدت آنان در منطقه را مشخص می‌نماید.

امروز بینعلی ییلدریم نخست‌وزیر ترکیه در آستانه سفر خود به بغداد عنوان می‌نماید که نیروهای خود را از عراق (بعشیقه) خارج خواهد کرد و از سوی دیگر ترکیه همچنان بر مواضع خود در الباب سوریه تأکید جدی دارد. ییلدریم از سوی دیگر شرط خروج خود از عراق را خروج پ.ک.ک از سنجار عنوان کرده است و پ.ک.ک نیز به‌صورت ضمنی اعلام داشته است که از این منطقه خارج خواهد شد اما کردهای ایزدی هم‌پیمان خود را برای امنیت سنجار در آنجا مستقر خواهد کرد.

از سوی دیگر استقرار نیروهای پلیس چچنی در حلب سوریه از جانب روسیه نشان از توافقات پشت پرده دیگری دارد که قطعاً به‌منظور تأمین منافع روسیه در این منطقه صورت گرفته است. سکوت معنادار آمریکا در جریان اخراج تروریست‌ها و معارضین از حلب مسئله دیگری است که می‌تواند نکات ظریفی را در خود نهفته باشد.

آنچه در این میان مسلم است مرزهای مطلوب سوریه ازنظر نویسندگان پشت پرده بحران در قسمت حلب شکل گرفته و سایر مناطق به‌منظور شکل‌گیری نقشه جدید خاورمیانه و احتمال قریب‌به‌یقین تشکیل کردستان آزاد فدرال؛ باید هنوز مورد تغییرات بنیادین قرار گیرد.

با این تفاسیر مسئله بسیار مهم در آینده بحران‌های خاورمیانه آن است که هیچ‌یک از بازیگران نقش‌های اصلی بحران با یکدیگر اهداف مشترکی نداشته بلکه غالب اهداف و منافع کشورهای مختلف با یکدیگر در تعارض محض قرار دارد.

شکل‌گیری کردستان آزاد به‌هیچ‌وجه موردپذیرش ایران و ترکیه نیست. حضور ترکیه در الباب و تمایل حرکت ترک‌ها به سمت رقه و ممبیج به‌هیچ‌وجه موردپذیرش سوریه، ایران و عراق نخواهد بود. اردوغان روز چهارشنبه اعلام داشته بود که عملیات ترکیه در سوریه به شهر الباب محدود نخواهد شد و شهر رقه را نیز در برخواهد گرفت. وی در سخنان خود حتی شهر ممبیج را از اهداف عملیات سپر فرات دانست که این به معنای قطع راه مواصلاتی داعش و نیز اعمال فشار بر کردهای سوریه و ترکیه به‌ویژه پ.ک.ک خواهد بود.

کردهای پ.ک.ک برخی منافع خود را در سنجار دنبال می‌کنند و کردهای حزب دمکراتیک کردستان به مناطق کردنشین سوریه چشم دوخته‌اند که این هر دو شدیداً با مخالفت ترکیه مواجه خواهد شد. از سوی دیگر منافع اسرائیل و برخی دیگر از هم‌پیمانان آن شدیداً با ایجاد کردستان آزاد گره خورده است. کشورهای عربی منطقه به‌ویژه عربستان خواستار شکست دادن هم‌پیمانان ایران هستند و دولت رسمی سوریه نیز تلاش می‌کند از تمامیت ارضی این کشور دفاع کند.

در این میان و با تعارض شدید منافع بازیگران بحران خاورمیانه هیچ تحلیل شفافی را نمی‌توان برای آینده خاورمیانه متصور نمود و صرفاً می‌توان از بررسی دقیق تحرکات میدانی قدرت‌های بزرگ‌تر به مقاصد میان‌مدت آنان پی برد اما آنچه مسلم است منطقه ملتهب خاورمیانه در آینده با فراز و نشیب‌های بسیار زیادی روبرو خواهد شد که هر یک به‌تنهایی می‌تواند سرنوشت مردمان بسیاری را متحول سازد.

محمد ابراهیم عروی / تحریریه عصر دیپلماسی