عصر دیپلماسی

جمعه, ۰۶ اسفند, ۱۳۹۵
فهرست

رونمایی چامسکی از نقشه شوم جدید آمریکا در منطقه خاورمیانه

چامسکی دراین عنوان به مسائل مختلف مربوط به ایالات متحده آمریکا و امور داخلی آن ، بروز ضعف حاد و نشانه های افول و همچنین روابطش با کشورهای اقیانوس آرام ، آسیا و کشورهای در حال ظهور طرف های درگیری در جنگ اعراب و اسرائیل می پردازد.

نویسنده دراین عنوان به مسائل مختلف مربوط به ایالات متحده آمریکا و امور داخلی آن ، بروز ضعف حاد و نشانه های افول وهمچنین روابطش با کشورهای قیانوس آرام ، آسیا و کشورهای در حال ظهور طرف های درگیری در جنگ اعراب و اسرائیل می پردازد.

او از تاریخ برای تقویت و ارائه ی نظراتش از قرن هجدهم تا ورود دونالد ترامپ به مبارزات انتخاباتی واظهار نظر در باره ی آنها وآینده ی امریکا اگر او برنده شود کمک می گیرد.

این کتاب به افشای شواهدی همه جانبه از ناتوانی ایالات متحده درمقابل بسیاری از مسائل داخلی ،خارجی، و ذکر نمونه هایی از زمان افول  یالات متحده در تمام این مدت، پرداخته و مهم ترین جنایات ارتکابی مستند توسط ایالات متحده در دهه های اخیر، را بازگو کرده است.

کتاب پیش رو علت شیوع مظاهرخشونت و بهره برداری از اصطلاح “تروریسم” بوسیله ی ایالات متحده برای به حاشیه راندن دیگران ، زورگویی وتجمیل سیاست خود به دیگران و توسعه ی سیاست “گوش های ناشنوا” نسبت به مطالبات ملت های دیگر، می شمارد و ادعای بی ارزش ایالات متحده  را دردفاع  از ضعیفان در برابر کشورهای دیگر تحت عنوان “مسئولیت مرد سفید” رد می کند.

چه کسی بر ایالات متحده حکومت می کند؟

هنگامی که سئوال می شود، چه کسی جهان را اداره میکند؟ نائوم چامسکی می گوید: بازیگرانی در امور جهان به ذهن می آیند ،کشورها به ویژه قدرت های بزرگ درتصمیم گیری های خود و روابط شان فعال هستند، این پاسخ بظاهر اشتباه نیسست، اما این عبارت با بسیاری از اطلاعات گمراه کننده و فریب دهنده همراه است.

زیرا کشورها دارای یک ساختار داخلی پیچیده از کنترل ، تصمیم گیری وانتخاب تحت تاثیر نیروهای خارجی و دیگر رهبران سیاسی هستند، که در این کشورها نفوذ دارند، در حالی که روند تحرک گروههای مردمی به حاشیه رانده شده، و این حتی در جوامع دموکراتیک  معاصر صدق می کند و درست است.

ما نمی توانیم بگوییم که قوانین جهان چگونه اداره می شود، مگر اینکه بصورتی برجسته به بررسی عنوان “سروران بشر” بپردازیم عنوانیکه پیشرو اقتصاد سیاسی اسکاتلندی، “آدام اسمیت” در کتاب معروف خود “ثروت ملل” در سال ۱۷۷۶به آن اشاره کرد و این عنوان را برای “تاجران وصاحبان کارخانه ها ، ازمایگاشگاه ها و شرکت های بزرگ” در انگلستان زمان خود برگزید که معادل آن در این روزها عبارت است .. از”قرار دادهای اقتصادی و شرکت های چند ملیتی” موسسات مالی بزرگ، که در پشت بسیاری از آنها گروه های یهودی قرار گرفته است که گاهی اوقات آنها در تضاد با اهداف و جهت گیری با منافع کشور آمریکا هم موضع می گیرند

در سیستم نظم جهان معاصر، “سروران انسان” موسسات سرمایه دار خیلی بزرگ ” که با قدرت قابل توجهی، به تاثیر گذاری نه تنها در جامعه ی بین المللی، بلکه در کشورهای که درآن حیات دارند در مقابل پرداخت پول پشتیبانی و زمینه ی فعالیت لازم را دریافت  میکنند،

چامسکی در بخش دیگری می گوید:آمریکا به تجربه ی  واقعی”  حقوق بشر، آزادی و حقوق دموکراتیک دراین دوره “دست رد زده” و آزادی تبدیل به یک کالا، وعقلانیت مفهومی با ارزش تجاری، پیدا کرده است واز نظراینان زمانی که مردم آمریکا به دنبال آزادی مقدس هستند آزادی متا فیزیکی دیگران نیز هیچ معنایی ندارد .
فعالیت این موسسات یا شرکت های چند ملیتی با بهره گیری از بزرگترین خبرگزاری ها و شرکت های رسانه ای و تبلیغاتی ومالکیت شرکت های تولید فیلم وصنعت فیلم سازی و تلویزیون ، چاپ و نشر کتاب ونشریات ، سازمان های خبرسازی، و موسسات سنجش افکارعمومی، اوج گرفته است

به نحوی که، آنها حتی امکان تهیه پیش طراحی یک ذهن و خلق و خوی دلخواه از شهروند آمریکایی یافته اند. و این شرکت ها در برخورد با شهروندان آنها را تنها یک کالا بشمار می اورند و به تدوین و فرموله کردن و القای ارزش های رفتاری در خطوط  الزامات بازار و تولید می پردازند، این شرکت ها در حال کار بر جعل و تقلب آگاهی در بین مردم و از بین بردن احساس همدلی و هم افزایی جمعی بین افراد جامعه وجوامع  هستند.
درواقع  آنها دراین طراحی می گویند: که “ما یک دموکراسی  دلخواه میخواهیم یا یک ثروت بزرگ متمرکز در دست یک اقلیت ، اما ما نمی توانیم هر دو را باهم داشته باشیم.”

مردم آمریکا از صحنه خارجند
نخبگان آمریکا منزوی شده و تاثیر آنها رو به افول گذاشته است تا اینکه که درحال حاضر روند تغییر توده مردم آمریکا به سمت عنصری مصرف کننده که از ضعفاء  تنفرداشته و به  بی تفاوتی و برآورده کردن غرایز خود روی آورده، وعشقی بجز زندگی لوکس، سرگرمی و تنوع لذت بردن ندارد تبدیل شده است

 اکنون این طبقه بالادستی که به شرکت های خصوصی و ثروتمند وابسته است حرف آخر را می زند و در نتیجه بسیاری از نخبگان، نقش واقعی ملی را از دست داده، و در خدمت مرکز نشینان و صاحبان شرکت های برتر سرمایه دار ثروتمند قرار گرفته اند.
از آنجا که سیاست های نئولیبرالی (لیبرالیسم مدرن) قدرت متمرکز در دست اقلیتی است،  که یک دموکراسی موثر رانادیده  می گیرد،  اکثر رای دهندگان محتوای برنامه های نامزدها را نمی دانند، و به همین دلیل  به یک کاندیدای خاص  رای  می دهند، چرا که در پایان آنها  به ابزاری مطیع تبدیل شده اند و به راحتی به کارگردانی و کنترل  شرکت های چند ملیتی و صاحبان سرمایه پول تن داده اند.
چامسکی معتقد است که ایالات متحده  با توجه به سیاست خارجی خود، که وقوع یک فاجعه پیامد آن است، با بسیاری از خطرات روبرو خواهد شد،  چون این کشور به تجربه ی تخریب مخرج مشترک  جامعه ی جهانی روی آورده که نمونه های بسیار عرضه شده آن ،در ترویج تمایل خودخواهانه فردی ، طراحی برنامه ی ترور با هواپیما ی بدون سرنشین، خطر جنگ هسته ای،  تجاوز به عراق و افغانستان ومسائل پس از آن و قبل از آن، ویتنام و هیروشیما می بینید ، که درمجموع  احساس عداوت  وتنفر  فزاینده  جهان را نسبت به ایالات متحده به دلیل سیاست های خصمانه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر رشد داده است..

ظهور دونالد ترامپ تحت عنوان فروپاشی آمریکا علت و عواقب آن
تجزیه وتحلیل عمیق و روشنگری چامسکی ، در مورد ماهیت هژمونی آمریکا در حال حاضر روشن می کند انحراف در ارزشها و اصول اساسی، که در گسترش نظامی و استقرار نیروهای خود در سراسر جهان دیده است. و خطر گزینه نظامی بدون اعمال تلاش های دیپلماتیک همچنان در دستور کار دارد،

 اما از طریق این سیاست نمی تواند به عنوان یک قدرت امپریالیستی به دلیل حمایت خود را از کانون های تنش در جهان عرب و اسلام، و حمایت خود را از طرفین درگیر به منظور فروش سلاح و کنترل کشورهای  متخاصم، و تخریب مشترکات بین کشورها و عدم احترام به دیگر ملت ها  این روند را ادامه دهد، و …

چامسکی درقسمتی دیگر از کتاب خود، به دلایل رشد محبوبیت دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، در میان رای دهندگان می پردازد وی دراین رابطه می نویسد بخاطر ترس آمریکایی ها از آینده ناشناخته، و جهل از وضعیت سیاست خارجی آمریکا و بازتاب های آن در داخل، و همچنین فروپاشی اجتماعی و نگرانی از پسا لیبرال، مردم منزوی با احساس ناتوانی وقربانی شدن در برابر نیروهای غالب، درکی از چگونگی شرایط ندارند و نمی تواند تاثیر گذار باشد.
نویسنده؛ با تجزیه و تحلیل مقایسه ای،تاکید می کند گرایش رای دهندگان بسمت  ترامپ بنا به همان دلایلی است که در پشت ظهور فاشیسم در قرن گذشته قرار داشت، کما اینکه ایالات متحده نمی تواند بعنوان یک امپراطوری وابر قدرت برتر در پرتو درگیرها وواکنش های جهان در حال تغییر  باقی بماند این اتفاق ساده درتنش با ظهور مجدد روسیه و آتش بازی در شرق میانه، تنش در شرق و جنوب دریای چین، و موضوع  اقتصاد بی ثبات  ناشی از بحران در بازار نفت آشکار است.

امریکا و درد و رنج ملت ها
اقدامات محکوم شده ی ایالات متحده در حال حاضر دارای ریشه های تاریخی است، که درآن رئیس جمهور اسبق  ایالات متحده  “وودرو ویلسون” (۱۸۵۶-۱۹۲۴) جنگ را به منظور ترویج دموکراسی، حقوق بشر و ارزش های لیبرال توجیه پذیرکرد و ایالات متحده در تلاش برای استخدام قابلیت های نظامی و سلاح های مازاد خود به سمت اختلافات افکنی و ایجاد درگیری هایی که به آتش فتنه افروزی با ایجاد درگیری های فرقه ای و جنگ همه جانبه ختم می شود رفته است، تا جایی که که در این جنگ ها ایالات متحده به رتبه ی شماره یک در لیست کشورهای صادرکننده سلاح به  مناطق جنگ زده قرار گرفته است.

این دولت در تفسیر این رویه، برای خود آنچه در آن از جنگ پیشگیرانه و حق مداخله نامیده می شود، و در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد به نفع خود مصادر کرده وشرعیت می بخشد تا کشورها را مجبور به پذیرفتن سیاست خصمانه خود کند ، که درواقع این روند “تهدیدی برای صلح و حفاظت از جان ومال غیر نظامیان محسوب می شود و برای نمونه ” با استفاده از تحریم های اقتصادی یا نیروی نظامی کشورعراق را  برای وادار کردن دولتش به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت مجازات کرده است.

یا دربخشی دیگر آمریکایی ها برای تست و آزمایش توانایی های رزمی و نظامی خود، افغانستان را بعنوان یک میدان برای آزمایش نظامی وجلب توجه بسمت دولت آمریکا از طریق یک پیروزی نظامی گسترده علیه مردم بی دفاع ضعیف به درد و رنج کشیده افغان انتخاب می کنند که در ازای فریاد شان هیچ گوش شنوایی نیست.

اشغال عراق بزرگترین  جرم و جنایت قرن بیستم بود در حالیکه مردم عراق از محاصره خسته کننده رنج می بردند، ماشین نظامی آمریکا به انتقام گیری ، ویران کردن ، کشتار و تحقیری غیرانسانی علیه عراق ها و دامن زدن به آتش فتنه های فرقه ای پرداخت درحالی که  پس از خروج نیروهای ایالات متحده آمریکا تنها برنده این عقب نشینی، ایران است .

آتش افروزی درمنطقه
تحت عنوان ایالات متحده اولین صادر کننده تروریسم چامسکی تایید می کند ایالات متحده با این باورغلط  که صرف کشتن رهبران گروه های تروریستی در جنگ با تروریسم که از افغانستان شروع شد و به دیگر مناطق گسترش یافته است کافیست در حالی که این آتش به دیگر کشورهای به اصطلاح آمریکا شرق میانه، آسیا و آفریقا ، نفوذ کرده وگسترش یافت که به عنوان یک نتیجه از وسواس خونین ایالات متحده برای تسلط، و پشتیبانی از مراکز و شاخه های تروریسم واقعی، هزینه گزافی  به بشریت تحمیل شد.

وی تاکید کرد که  حمله به عراق به طور قابل توجهی به گسترش هفت برابری تروریسم درمنطقه منجر شد وموجب افزایش حملات تروریستی درسراسرجهان گردیدد، در نتیجه به حملات تروریستی در سایر نقاط جهان نیز به میزان یک سوم افزایش یافت و در طول این درگیری ها تعداد  قربانیان تروریسم به حدود ۱٫۳ میلیون نفر در افغانستان، پاکستان وعراق رسیده طی دوازده سال گذشته رسیده است.
چامسکی در پایان نتیجه گیری می کند ایالات متحده به دنبال ایجاد یک وضعیت جدید برای مرحله ی پس از داعش است ، و برنامه ریزی جدی برای تولد یک سازمان تروریستی جدید که حتی بی رحم تر و خشن تر از داعش است برای تخلیه وازبین بردن منابع انسانی و طبیعی ومعدنی در اجرای برنامه های مخرب وخبیثانه خود در منطقه ی خاورمیانه در سر دارد.

دسته بندی:   دیپلماسی عمومی

دیدگاه ها