عصر دیپلماسی

جمعه, ۰۱ بهمن, ۱۳۹۵
فهرست

آنچه در سوریه دیدم (قسمت سوم: فوعه و کفریا)

  • وضعیت دو شهر فوعه و کفریا؛

دو شهر فوعه و کفریا، در استان ادلب و در شمال غربی سوریه قرار دارند و از معدود مناطقی در سوریه هستند که ساکنین آن را شیعیان دوازده‌امامی تشکیل می‌دهند. استان ادلب، بیش از دو سال است که از کنترل دولت مرکزی سوریه خارج شده و تحت کنترل احرارالشام، جیش الفتح و جبهه النصره قرار دارد. جیش الفتح اتاق عملیاتی است برای هدایت فعالیت‌های نظامی تروریست­ها و شورشیانی که ترکیه علناً از آن­ها حمایت می‌کند. فوعه و کفریا به‌طور کامل تحت محاصره اذناب ترکیه بوده و عرصه بر شیعیان این شهرها به‌شدت تنگ شده است. مردم محلی با سلاح های اولیه و سبک در حال دفاع از خود هستند.

در تصویر زیر مناطق تحت کنترل تروریست ها با رنگ سبز، مناطق تحت کنترل دولت بار رنگ قرمز و مناطق حضور داعش با رنگ سیاه نشان داده شده است. شهرهای فوعه و کفریا نیز با پیکان سفید رنگ مشخص شده اند.

فوعه

بر اساس آمارهای سازمان ملل، این دو شهر جمعیتی بالغ بر ۱۲۰۰۰ نفر دارند. حال‌آنکه مقامات دولت سوریه معتقدند بیش از ۲۲۰۰۰ نفر ساکن شهرهای فوعه و کفریا هستند. این تفاوت آمار به دلیل نگاه متفاوت مقامات سوری و فعالین سازمان ملل به مسئله‌ی محاصره این شهرها است چراکه هرچه جمعیت این شهرها کمتر نشان داده شود، حساسیت کمتری در قبال آن ایجاد می‌شود و به‌تبع آن انتقاد کمتری متوجه محاصره کنندگان و حامیانشان خواهد شد.

  • شلیک‌های آموزشی؛

شلیک به اهداف متحرک، جزئی از تمرین‌های آموزشی جنگجویان در تمام نیروهای نظامی جهان است، اما آنچه امروز در فوعه و کفریا در جریان است، اندکی متفاوت‌تر از عرف رایج بر عملیات‌های نیروهای مسلح است. شهروندان این شهرها، تبدیل به سیبل­های آموزشی تک‌تیراندازان تروریست­هایی شده‌اند که توسط افسران ترک آموزش دیده‌اند. خدمه خمپاره اندازهای تروریست­ها نیز با شلیک به این شهرها، آموزش­های لازم برای هدف­گیری و گرا دهی را فرا می‌گیرند. موشک‌های ضد تانک “تاو” به وفور در اختیار تروریست­ها قرار گرفته، و دیگر نه برای هدف گرفتن خودروهای زرهی بلکه برای شکار افراد عادی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این در حالی است که محاصره شدگان هیچ گونه تجهیزات زرهی از قبیل تانک و خودروی زرهی در اختیار ندارند!

  • معادله ۴ شهر؛

شاید بتوان ناجی مظلومان و حافظ نوامیس مسلمین این دو شهر را رزمندگان حزب‌الله لبنان دانست. دو سال پیش و هم‌زمان با سقوط استان ادلب، این دو شهر در آستانه‌ی فاجعه‌ای بزرگ قرار گرفتند. زمانی که تروریست­ها در تدارک وارد کردن آخرین ضربه به این دو شهر بودند و شعار “للذبح جیناکم”(برای بریدن سرهایتان آمده ایم) را در خطوط مقدم سر می‌دادند، رزمندگان مقاومت لبنان، عملیات‌ خود در مناطق مرزی لبنان و سوریه را گسترش دادند و با محاصره تروریست های هم‌پیمان احرارالشام (از گروه‌های وابسته به جیش الفتح) در شهرهای مضایا و زبدانی، ماشین جنگی متوحش تروریست­ها در فوعه و کفریا را متوقف کردند. در نتیجه­ی این عملیات، معادله‌ی ساده‌ای ایجاد شد، ورود به فوعه و کفریا، به معنی از بین بردن تروریست ها در مضایا و زبدانی خواهد بود!

بر اساس پیمانی که چند هفته بعد توسط نماینده حزب ا… و احرارالشام منعقد شد، می‌بایست کمک‌های بشردوستانه به‌صورت مساوی مجوز ورود به ۴ شهر مضایا، زبدانی، فوعه و کفریا را پیدا می‌کرد. مقاومت متعهد شد که از شیوه‌های پرتاب هوایی، برای ارسال کمک به فوعه و کفریا استفاده نکند. این پیمان عملی شد و اجرای آن بر عهده “دفتر هماهنگ‌کننده فعالیت‌های بشردوستانه سازمان ملل” در سوریه (OCHA) گذاشته شد.

  • شیر خشک مضر؛

با اجرایی شدن پیمان ۴ شهر، کمک‌های انسان دوستانه به سمت شهرهای مضایا و زبدانی سرازیر شد، بازرسان سازمان ملل چندین بار اجازه ورود به این دو شهر را یافتند و هیچ تعرضی توسط ارتش سوریه و هم‌پیمانانش به این دو شهر صورت نگرفت. بااین‌حال تروریست ها رفتار مشابهی با شهروندان فوعه و کفریا نداشتند، حملات خمپاره‌ای و شلیک‌های آموزشی کماکان ادامه داشت.

اربابان جیش الفتح در آنکارا مشکلات فراوانی را برای ارسال کمک‌ها به فوعه و کفریا ایجاد می‌کنند؛ به‌طوری‌که تاکنون حتی یک‌بار هم اجازه ورود بازرسان سازمان ملل به این دو شهر را نداده‌اند. بر اساس شواهد فعالین سازمان ملل در سوریه نیز گویا دغدغه­ی چندانی در این خصوص ندارند. در موارد معدودی که اجازه ارسال کمک‌ها به این دو شهر توسط جیش الفتح صادر شده، کمک‌های بین‌المللی ارسالی، عمدتاً شامل مواد بهداشتی برای زنان و برخی اقلام غیرضروری دیگر بوده است؛ حال‌آنکه نیازهای اساسی مردم در این شهرها، شامل گازوئیل(برای استخراج آب آشامیدنی از چاه‌های عمیق)، اقلام دارویی، مواد غذایی و … است. زمانی که از یکی از افسران امداد رسانی سازمان ملل، علت عدم ارسال شیر خشک برای کودکان این دو شهر را جویا شدم، وی گفت: در این شهرها آب بهداشتی وجود ندارد، ترکیب شیر خشک و آب غیربهداشتی برای نوزادان مضر است(!). افسر دیگر که اندکی منصف‌تر بود گفت: محاصره کنندگان شهرهای فوعه و کفریا اجازه ورود این مواد را به ما نمی‌دهند.

  • شکست محاصره؛

در یک نگاه واقع بینانه، شکستن محاصره شهرهای فوعه و کفریا در آینده نزدیک دور از ذهن است. جبهه‌های متعددی در سوریه فعال بوده و تمرکز ارتش سوریه و متحدانش بر مناطق دیگری معطوف است. ترکیه و عربستان نیز به‌صورت تمام‌قد از مسلحین استان ادلب حمایت می‌کنند. در شرایط فعلی، رسیدن به این دو شهر، تلفات غیرنظامی فراوانی را به مناطق تحت کنترل مسلحین تحمیل می کند. بااین‌حال، حضور مستحکم حزب‌الله لبنان در مناطق مرزی سوریه و لبنان، رویای ذبح شیعیان و ورود به بهشت را برای تروریست­ها غیر ممکن خواهد کرد. انشا الله.

م. امینی

آنچه در سوریه دیدم (قسمت دوم: زینبیه)

آنچه که در سوریه دیدم (قسمت اول: عشایر)

دسته بندی:   انتخاب تحریریه, دسته‌بندی نشده, دیپلماسی عمومی, دیپلماسی فرهنگی

دیدگاه ها